‹ همهٔ سوره‌ها فاطر
۳۵

فاطر

آفریننده

مکی۴۵ آیه

«فاطر» (۳۵)

خطاب سوره و نظرگاه آن

پیام این سوره خطاب به کلیه انسانها و نوع بشر است، نه منحصراً مؤمنین. بنابراین کلیتی عام و ابدی دارد و قانونمندی‌های مشترک نوع انسان و سرنوشت او را در دو جهت متنافر بیان می‌کند. در این سوره به جای خطاب: «یا ایهاالدین آمنوا»، سه بار خطاب «یا ایهاالناس» تکرار شده است ۱ و در آغاز آن از گشایش درهای رحمت خدا برای «ناس» ۲ و در آخرین آیه آن از مؤاخذه «ناس» به خاطر مکسباتش سخن می‌گوید.

علاوه بر کلیت پیام‌های سوره برای نوع انسان، در مورد آفرینش نیز سوره فاطر دریچه‌هایی به تمامیت هستی از «آسمانها و زمین» می‌گشاید تا وحدت نظامی را که بر جهان حاکم است، و توحید ربوبیت را آشکار گرداند. در ابتدای سوره از آفرینش «آسمانها و زمین» نشانه می‌آورد ۴ و در متن آن از علم خدا بر پنهانی‌های آسمانها و زمین ۵ و بر نیرویی که آن دو را پا برجا نگهداشته از فرو ریختن نظامش مانع می‌گردد.

وقتی هم می‌خواهد ناتوانی معبودهایی را که مشرکان به جز خدا می‌خوانند نشان دهد، باز هم از فقدان نقش و اثر آنها در آسمانها و زمین دلیل می‌آورد ۷ و عجزشان را در ناتوان ساختن خدا در آسمانها و زمین ۸ (چیره شدن بر نظام جهان شمول او) به رخ می‌کشد.


  1. آیه (۳) یا ایهاالناس اذکروا نعمت الله ... آیه (۵) یا ایهاالناس إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭسورهٔ احقاف، آیهٔ ۱۷ ... آیه (۱۵) یا ایهاالناس أَنتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِآیهٔ ۱۵ ...
  1. ما بفتح ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍۢ فَلَا مُمْسِكَ لَهَاآیهٔ ۲ ... (آیه ۲).
  1. آیه (۴۵) وَلَوْ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِمَا كَسَبُوا۟ مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِن دَآبَّةٍۢآیهٔ ۴۵ ...
  1. الحمد لله الذی فاطر السموات والارض ...
  1. إِنَّ ٱللَّهَ عَٰلِمُ غَيْبِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِآیهٔ ۳۸ ... (آیه ۳۸).
  1. إِنَّ ٱللَّهَ يُمْسِكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ أَن تَزُولَاآیهٔ ۴۱ وثن زاتا ان امسکهما الا هو ... (آیه ۴۱).
  1. ... أَرُونِى مَاذَا خَلَقُوا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌۭ فِىسورهٔ احقاف، آیهٔ ۴ السموات ... (آیه ۴۰).
  1. ... و ما كَانَ ٱللَّهُ لِيُعْجِزَهُۥ مِنآیهٔ ۴۴ شی فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِى ٱلْأَرْضِآیهٔ ۴۴ إِنَّهُۥ كَانَ عَلِيمًۭا قَدِيرًۭاآیهٔ ۴۴.

پیام سوره

پیام سوره یادآوری «رحمت الهی»¹ و نعمتی است² که خداوند با خلقت بدیع آسمان‌ها و زمین و قرار دادن فرشتگان، به عنوان رسولان و وسائط رساندن رزق و رحمت، به بندگان ارزانی داشته و او را خلیفه در زمین قرار داده³ تا کسانی را که در طریق او گام برمی دارند و خود را هماهنگ قوانین حاکم بر هستی می‌سازند از فضل سرشار خویش بهره مند سازد و به بهشت‌های جاوید داخل نماید.

اما انسان به جای استفاده از این امکانات و «شکر» نعمت «خلافت»، راه «کفر» و ناسپاسی در پیش می‌گیرد و به خود زیان می‌رساند. در آیه ذیل که گویای این حقیقت است، برای تاکید نقش مخرب کفر ۶ بار این واژه تکرار شده است که بی نظیر در قرآن به نظر می‌رسد:

هوالذی جَعَلَكُمْ خَلَٰٓئِفَ فِى ٱلْأَرْضِآیهٔ ۳۹ فَمَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُۥآیهٔ ۳۹ ولا یزید الکافرون کفرهم عندربهم الا مقتاً وَلَا يَزِيدُ ٱلْكَٰفِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَسَارًۭاآیهٔ ۳۹.

همچنان که اگر محصل نخواهد خود را هماهنگ و موافق نظامات مدرسه، که به خاطر تعلیم و تربیت او وضع شده نموده و در برابر مدیر و معلم که هدف و برنامه ای جز خیر و مصلحت او ندارند، نافرمانی نماید و شکر امکانات مدرسه (معلم و کتاب و محیط و...) را به جای نیاورده با نادیده گرفتن بر آنها سرپوش گذارد (همان معنای کفر)، خود محروم از ترقی و پیشرفت و نیل به کلاس بالاتر می‌گردد. انسان نیز در کلاس هستی و در ابتلای الهی با کفران نعمت، خود محروم از فیض الهی و رشد و کمال می‌گردد.

پیام آور

حال که چنین است، ضرورت ایجاب می‌کند دائما هشدار هائی به انسان غافل و مشغول به دنیا داده شود تا با کفران نعمت و شرک در عبادت گرفتار عواقب انحراف خود نگردد و به همین دلیل مسئله ارسال رسل و «انذار» مردم مطرح می‌گردد. جالب این که در این سوره بیش از بقیه سوره‌های قرآن کلمه «نذیر» بکار رفته است و این امر نشان می‌دهد موضوع هشدار دادن و آگاه ساختن غافلان از خطر قریب الوقوع (معنای لغوی انذار) موضوعی محوری و اساسی در سوره می‌باشد. ذیلاً به ۷ موردی که این کلمه در این سوره نسبتاً کوتاه

  1. مَّا يَفْتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍۢآیهٔ ۲ ...
  2. یا ایها ٱلنَّاسُ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْآیهٔ ۳ ...
  3. آیه ۳ (۴) - آیه ۱۲ (۵) - آیه ۷ (۶) - آیه ۲۹ (۷) - آیه ۳۲.
    النساء · آیه ۱۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    ۞ وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَٰجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌۭ ۚ فَإِن كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌۭ فَلَكُمُ ٱلرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ ۚ مِنۢ بَعْدِ وَصِيَّةٍۢ يُوصِينَ بِهَآ أَوْ دَيْنٍۢ ۚ وَلَهُنَّ ٱلرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌۭ ۚ فَإِن كَانَ لَكُمْ وَلَدٌۭ فَلَهُنَّ ٱلثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُم ۚ مِّنۢ بَعْدِ وَصِيَّةٍۢ تُوصُونَ بِهَآ أَوْ دَيْنٍۢ ۗ وَإِن كَانَ رَجُلٌۭ يُورَثُ كَلَٰلَةً أَوِ ٱمْرَأَةٌۭ وَلَهُۥٓ أَخٌ أَوْ أُخْتٌۭ فَلِكُلِّ وَٰحِدٍۢ مِّنْهُمَا ٱلسُّدُسُ ۚ فَإِن كَانُوٓا۟ أَكْثَرَ مِن ذَٰلِكَ فَهُمْ شُرَكَآءُ فِى ٱلثُّلُثِ ۚ مِنۢ بَعْدِ وَصِيَّةٍۢ يُوصَىٰ بِهَآ أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَآرٍّۢ ۚ وَصِيَّةًۭ مِّنَ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌۭ

    و نيمى از ميراث همسرانتان از آنِ شما [شوهران‌] است اگر آنان فرزندى نداشته باشند؛ و اگر فرزندى داشته باشند يك چهارم ماترك آنان از آنِ شماست، [البته‌] پس از انجام وصيتى كه بدان سفارش كرده‌اند يا دَينى [كه بايد استثنا شود]، و يك چهارم از ميراث شما براى آنان است اگر شما فرزندى نداشته باشيد؛ و اگر فرزندى داشته باشيد، يك هشتم براى ميراث شما از ايشان خواهد بود، [البته‌] پس از انجام وصيتى كه بدان سفارش كرده‌ايد يا دَينى [كه بايد استثنا شود]، و اگر مرد يا زنى كه از او ارث مى‌برند كلاله [=بى‌فرزند و بى‌پدر و مادر] باشد و براى او برادر يا خواهرى باشد، پس براى هر يك از آن دو، يك ششم [ماترك‌] است؛ و اگر آنان بيش از اين باشند در يك سوم [ماترك‌] مشاركت دارند، [البته‌] پس از انجام وصيتى كه بدان سفارش شده يا دَينى كه [بايد استثنا شود، به شرط آنكه از اين طريق‌] زيانى [به ورثه‌] نرساند. اين است سفارش خدا و خداست كه داناى بردبار است.

    الأنعام · آیه ۲۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَقَالُوٓا۟ إِنْ هِىَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ

    و گفتند: «جز زندگى دنياى ما [زندگى ديگرى‌] نيست و برانگيخته نخواهيم شد.»

    فاطر · آیه ۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ ۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌۭ وَأَجْرٌۭ كَبِيرٌ

    كسانى كه كفر ورزيده‌اند، عذابى سخت خواهند داشت. و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است.

  4. مضمون آیات ۳۳ تا ۳۵ و ۲۹ و ۳۰.

به کار رفته اشاره می‌کنیم:

  • آیه ۱۸ - انما تنذرالذین پخشون ربهم بالغیب و ...
  • آیه ۲۳ - إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌآیهٔ ۲۳.
  • آیه ۲۴ - إِنَّآ أَرْسَلْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ بَشِيرًۭا وَنَذِيرًۭا ۚ وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌۭآیهٔ ۲۴.
  • آیه ۳۷ - ...أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَآیهٔ ۳۷ و جاء کم الندیر ...
    فاطر · آیه ۳۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَآ أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَٰلِحًا غَيْرَ ٱلَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ ۚ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَآءَكُمُ ٱلنَّذِيرُ ۖ فَذُوقُوا۟ فَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٍ

    و آنان در آنجا فرياد برمى‌آورند: «پروردگارا، ما را بيرون بياور، تا غير از آنچه مى‌كرديم، كار شايسته كنيم.» مگر شما را [آن قدر] عمر دراز نداديم كه هر كس كه بايد در آن عبرت گيرد، عبرت مى‌گرفت؛ و [آيا ]براى شما هشداردهنده نيامد؟ پس بچشيد كه براى ستمگران ياورى نيست.

  • آیه ۴۲ - و أَقْسَمُوا۟ بِٱللَّهِ جَهْدَ أَيْمَٰنِهِمْسورهٔ مائده، آیهٔ ۵۳ لئن جاء هم ندیر لَّيَكُونُنَّ أَهْدَىٰ مِنْ إِحْدَى ٱلْأُمَمِآیهٔ ۴۲
    فاطر · آیه ۴۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَأَقْسَمُوا۟ بِٱللَّهِ جَهْدَ أَيْمَٰنِهِمْ لَئِن جَآءَهُمْ نَذِيرٌۭ لَّيَكُونُنَّ أَهْدَىٰ مِنْ إِحْدَى ٱلْأُمَمِ ۖ فَلَمَّا جَآءَهُمْ نَذِيرٌۭ مَّا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا

    و با سوگندهاى سخت خود به خدا سوگند ياد كردند كه اگر هرآينه هشداردهنده‌اى براى آنان بيايد، قطعاً از هر يك از امتها[ى ديگر] راه‌يافته‌تر شوند، و[لى‌] چون هشداردهنده‌اى براى ايشان آمد، جز بر نفرتشان نيفزود.

  • فلما جاء هم ندیر مازادهم الا نفوراً.

موضع گیری‌ها در برابر پیام

در برابر پیام منذرین، طیفی از تصدیق تا تکذیب وجود دارد که مردم را به دو دسته مجزا تقسیم می‌نمایند:

عده ای متذکر نعمات الهی شده¹ راه «شکر» در پیش می‌گیرند² و به ایمان و عمل صالح آراسته گشته³ با تلاوت کتاب خدا و اقامه صلوة و انفاق از روزی‌ها به تجارتی دست می‌زنند که هرگز زیان ندارد⁴. در بین این گروه طیفی از میانه رو (و منهم مقتصد) تا پیشتاز در نیکی‌ها (و منهم سابق بالخیرات باذن الله)⁵ وجود دارد که این البته برتری کبیری است (ذلک هو الفضل الکبیر)⁶.

دسته دوم کسانی هستند که یکسره پیام را «تکذیب» می‌نمایند و از همان آغاز در برابر رسول موضع می‌گیرند:

  • آیه (۴) و ان يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِكَآیهٔ ۴ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُسورهٔ حدید، آیهٔ ۵.
    فاطر · آیه ۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِكَ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ

    و اگر تو را تكذيب كنند، قطعاً پيش از تو [هم‌] فرستادگانى تكذيب شدند. و [همه‌] كارها به سوى خدا بازگردانيده مى‌شود.

  • آیه (۲۵) و ان يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْآیهٔ ۲۵ جاء تهم رسلهم بالبیتات و بالزبرو بالکتاب المنیر.
    فاطر · آیه ۲۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَبِٱلزُّبُرِ وَبِٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُنِيرِ

    و اگر تو را تكذيب كنند، قطعاً كسانى كه پيش از آنها بودند [نيز] به تكذيب پرداختند. پيامبرانشان دلايل آشكار و نوشته‌ها و كتاب روشن براى آنان آوردند.

تکذیب کنندگان تعلق به مقطع خاصی از تاریخ ندارند. آنها همواره تمامی رسولان را که برای آنها معجزه (بیتات)، موعظه (زبر) و کتاب منیر می‌آوردند تکذیب می‌کردند. خصلت‌های این گروه را در سوره فاطر به شرح ذیل معرفی کرده است:

پیروی از شیطان و عضویت در حزب او،⁷ نیکو دیدن اعمال خود و رضایت از خویشتن،⁸ استکبار و مکر،⁹ کفر،¹۰ شرک و خواندن غیر خدا و ...

خداوند برای دسته اول وعده: «لهم مغفرة و اجر کبیر»؛ «جنات عدن ید خلونها...»؛ «لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله»؛ «داده است و برای دسته دوم وعده: عذاب شدید و

۱. آیه ۳ ۲. آیه ۱۲ ۳. آیه ۷ ۴. آیه ۲۹ ۵. آیه ۳۲ ۶. آیه ۳۲ ۷. آیه ۶ ۸. آیه ۸
۹. آیه ۴۳ ۱۰. آیه ۳۹ ۱۱. آیه ۴۰ و ۱۳ و ۱۴ ۱۲. آیه ۷ ۱۳. آیه ۳۳ تا ۳۵

آتش جهنم ۱.

تاکید بر عدم تساوی دو «راه»

همانطور که ملاحظه شد، تضاد دو راه کفر و شکر را به عناوین مختلف و عبارات گوناگون در آیات سوره بیان می‌نماید تا انسان‌ها را به تفاوت عظیم سرنوشتی که در انتظار صالحان و ظالمان است واقف سازد. مثال هائی که می‌زند عمدتاً از طبیعت محسوس و ملموس آدمیان است تا در آن تفکر کنند و بخود آیند.

آیه (۱۲) و ما يَسْتَوِى ٱلْبَحْرَانِ هَٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ سَآئِغٌۭ شَرَابُهُۥآیهٔ ۱۲ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭآیهٔ ۱۲... آیات ۱۹ تا ۲۱ و ما یستوی الاعمی والبصیر، وَلَا ٱلظُّلُمَٰتُ وَلَا ٱلنُّورُآیهٔ ۲۰، وَلَا ٱلظِّلُّ وَلَا ٱلْحَرُورُآیهٔ ۲۱. آیه (۲۲) و ما يَسْتَوِى ٱلْأَحْيَآءُ وَلَا ٱلْأَمْوَٰتُآیهٔ ۲۲...

آزادی در انتخاب «راه»

با وجود عدم تساوی دو راه و تفاوت عظیمی که با یکدیگر دارند، هیچگونه اکراه و اجباری در انتخاب راه و مقصد وجود ندارد، اختیار گزینش با انسان است، خداوند در مدت حیات دنیا به او «اختیار» و «مهلت» داده تا خود سرنوشتش را آگاهانه رقم زند. پس اگر کسی دعوت شیطان را پذیرفته به حزب او داخل شد و اعمال کفرآمیز خود را هم نیکو دید، این امر نباید موجب اندوه و حسرت جانکاه پیامبر (ص) شود که انسانی به راهی شوم گام نهاده، چرا که هدایت و گمراهی به مشیت خدا است و قانونمندی‌های اختیاری خاص خود را دارد:

...فَإِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُآیهٔ ۸ و یهدی من یشاء فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْآیهٔ ۸ حسرات ان الله علیهم بما یصنعون (آیه ۸).

«انذار» پیامبر تنها برای کسی مؤثر واقع می‌شود که از پروردگار خویش به نهان خشیت داشته باشد (بیم و اضطراب از عواقب سوء عمل خود) و نماز را برپا دارد (اهل ارتباط با خدا باشد). یعنی خود آگاهانه و عاشقانه به طرف هدایت آمده باشد.

...إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِٱلْغَيْبِ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَآیهٔ ۱۸ و من تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفْسِهِۦآیهٔ ۱۸ والی الله المصیر. (آیه ۲۸)

آیا پیامبر می‌تواند کسی را که قلبش مرده و کوچکترین تمایلی به حق نداشته باشد

  1. آیات ۳۶ و ۳۷ و ۷ و ۱۰

هدایت کرده و حرف حق را به گوشش بشنواند؟... بلکه شنوائی حق نیز جز به مشیت الهی، که با تمایل قلبی و اختیار آگاهانه انسان قرین است، تحقق نمی‌یابد:

و ما يَسْتَوِى ٱلْأَحْيَآءُ وَلَا ٱلْأَمْوَٰتُآیهٔ ۲۲ إِنَّ ٱللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَآءُآیهٔ ۲۲ و ما أَنتَ بِمُسْمِعٍۢ مَّن فِى ٱلْقُبُورِآیهٔ ۲۲ بنابراین وظیفه پیامبر جز «اندّار» نیست: إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌآیهٔ ۲۳ (آیه ۲۳)، همچنانکه برای امت‌های پیشین نیز منذرینی بوده‌اند، البته مقدم بر اندّار، بشارت دهنده مؤمنین نیز می‌باشد: إِنَّآ أَرْسَلْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ بَشِيرًۭا وَنَذِيرًۭا ۚ وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌۭآیهٔ ۲۴ (آیه ۲۴).

آخرین آیه سوره نیز که جمع بندی جامعی از مهم ترین پیام‌های آن به شمار می‌رود متضمن اختیار و آزادی انسان است، آری گرچه با عصیان و گناه خود در زمین ایجاد فساد می‌نماید و طبق قانون علت و معلولی و نظم و تعادل شگفتی که بر عالم حکمفرما است باید بازداشته شود، ولی به دلیل مهلت الهی و تأخیری که تا اجلی مشخص برای انسان مقرر گردیده، آزادی عمل می‌یابد و مورد «مؤاخذه» فوری الهی قرار نمی‌گیرد.¹

ولو یؤاخذالله ٱلنَّاسَ بِمَا كَسَبُوا۟ مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِن دَآبَّةٍۢ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭىآیهٔ ۴۵ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِۦ بَصِيرًۢاآیهٔ ۴۵.

تکیه بر دلائل طبیعی برای اثبات توحید.

وقتی برای هدایت مردم اجبار و اکراه مردود شناخته گردد، راهی جز تحریک افکار و عقول از طریق ارائه آیات و استدلال و برهان باقی نمی‌ماند. در اینجا فلسفه و کلام بافته نمی‌شود و از مجردات ذهنی مددی گرفته نمی‌شود. بلکه منحصراً پای طبیعت محسوس و ملموس پیش کشیده می‌شود و به آیات تکوینی استشهاد می‌گردد.² استناد به این آیات عمدتاً به خاطر نفی «شرک» و اثبات «توحید» یعنی یگانگی نظام حاکم بر هستی است، همانطور که به کرات گفته شده، مشرکین به «الله» ایمان داشتند اما خدا را فقط خالق جهان می‌دانستند که تدبیر عالم را به فرشتگان، جن ها یا قدیسین از بشر و اگذار کرده است بنابراین دخالتی در عالم انسانها ندارد و تعهد و مسئولیتی از آنان نخواسته است، به این ترتیب از یک طرف امکان ارتباط با خدا (صلوة و دعا و...) را منکر می‌شدند و از طرف دیگر آخرت و جزا را تکذیب می‌کردند. علاوه بر آن، در فلسفه شرک «رحمانیت» و «ربوبیت»


¹. برای توضیحات بیشتر در این مورد می‌توانید به کتاب «آزادی در قرآن» فصل اختیار و آزادی مراجعه نمائید.

  1. توجه به نام سوره که «فاطر» (پدید آورنده از عدم) می‌باشد در مورد آسمانها و زمین مبین حقایق بسیاری است. این نام (فاطر) در سوره‌های دیگری نیز بکار رفته است از جمله: ۱۴/۱۰، ۱۴/۱۲، ۱۴/۱۰، ۱۲/۶، ۱۴/۱۱ و ۴۲

منتفی می‌گردد و این معانی در قلمرو «شرکاء» (همان فرشتگان یا بت ها) قرار می‌گیرد. سلسله استدلال هائی که در این سوره با اشاره به آیات تکوینی مطرح گردیده، عمدتاً در جهت اثبات «توحید» و لزوم «آخرت» می‌باشد. نشانه هائی که از طبیعت اطراف آورده می‌شود به مدد ملائکی که در ابتدای سوره به ابعاد وجودی آنها (تعداد بال‌ها) اشاره شد به عنوان رحمت، نعمت و رزقی برای انسان در اختیار او قرار داده می‌شود.

ذیلاً به مواردی از این آیات استناد می‌کنیم:

۱- ابر و باد برای احیاء زمین مرده (نتیجه گیری برای اثبات نشور). آیه (۹) - وَٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَرْسَلَ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابًۭا فَسُقْنَٰهُ إِلَىٰ بَلَدٍۢ مَّيِّتٍۢ فَأَحْيَيْنَا بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ كَذَٰلِكَ ٱلنُّشُورُآیهٔ ۹.

۲- مراحل تطوری خلقت از خاک (نتیجه گیری برای اثبات علم خدا). آیه (۱۱) و الله خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍۢ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَكُمْآیهٔ ۱۱ ازواجاً و ما تَحْمِلُ مِنْ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِۦآیهٔ ۱۱...

۳- نعمات موجود در دریاهای شور و شیرین۱ (نتیجه گیری در جهت اثبات توحید در روزی رسانی و لزوم شکر انحصاری منعم). آیه (۱۲) و ما يَسْتَوِى ٱلْبَحْرَانِ هَٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ سَآئِغٌۭ شَرَابُهُۥآیهٔ ۱۲ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭآیهٔ ۱۲ و من كُلٍّۢ تَأْكُلُونَ لَحْمًۭا طَرِيًّۭاآیهٔ ۱۲ و تستخرجون حلیة تلبسونها و تری الفلک مواخر فیه لتبتفوا من فضله و لعلکم تشکرون.

فاطر · آیه ۱۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَمَا يَسْتَوِى ٱلْبَحْرَانِ هَٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ سَآئِغٌۭ شَرَابُهُۥ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭ ۖ وَمِن كُلٍّۢ تَأْكُلُونَ لَحْمًۭا طَرِيًّۭا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَا ۖ وَتَرَى ٱلْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

و دو دريا يكسان نيستند: اين يك، شيرين تشنگى‌زدا [و] نوشيدنش گواراست؛ و آن يك، شور تلخ‌مزه است؛ و از هر يك گوشتى تازه مى‌خوريد و زيورى كه آن را بر خود مى‌پوشيد بيرون مى‌آوريد؛ و كشتى را در آن، موج‌شكاف مى‌بينى تا از فضل او [روزى خود را] جستجو كنيد، و اميد كه سپاس بگزاريد.

آیه فوق این مطلب را تبیین می‌نماید که تضاد موجود در طبیعت و اختلاف و دوگانگی خواص پدیده‌های آن، ناشی از دو اراده یا دو خالق معارض در جهان نمی‌باشد، لطف مطلب در همین است که وحدتی در نظام حاکم بر پدیده‌های به ظاهر متضاد حاکم است و در عین حال هر دو در خدمت انسان و نیازهای او قرار دارند، همچنانکه کشتی نیز به نیروی طوفان و باد مخالف به پیش می‌راند (دنباله آیه).

۴- ایجاد شب و روز و تغییر فصول با حرکت ماه و خورشید (نتیجه گیری در جهت وحدت نظام و مالکیت خدا بر جهان هستی).

  1. علاوه بر آیه ۱۲ سوره فاطر، در آیه ۵۳ سوره فرقان (۲۵)، آیه ۶۱ سوره نمل (۲۷) و آیه ۱۹ سوره رحمن (۵۵) به جریان دو دریا اشاره شده است: فرقان ۵۳/۲۵ (وَهُوَ ٱلَّذِى مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ هَٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭسورهٔ فرقان، آیهٔ ۵۳ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭسورهٔ فرقان، آیهٔ ۵۳ و جعل بینهما برزخا و حجرا محجورا)، نمل ۶۱/۲۷ (أَمَّن جَعَلَ ٱلْأَرْضَ قَرَارًۭاسورهٔ نمل، آیهٔ ۶۱ و جعل خلالها انهاراً و جعل لهارواسی و جعل بین البحرین حاجزاه الله مع الله بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَسورهٔ زمر، آیهٔ ۲۹)، رحمن ۱۹/۵۵ (مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِسورهٔ رحمن، آیهٔ ۱۹ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌۭ لَّا يَبْغِيَانِسورهٔ رحمن، آیهٔ ۲۰، فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِسورهٔ رحمن، آیهٔ ۲۱).

آیه (۱۳) یولج البل فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِىآیهٔ ۱۳ اللیل و سخر ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّۭ يَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭىآیهٔ ۱۳ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُسورهٔ زمر، آیهٔ ۶ ... ۵- نزول آب موجب پیدایش انواع ثمرات گیاهی و انواع معادن رسوبی و انواع موجودات زنده اعم از انسان و جنبندگان و چارپایان، به رنگهای مختلف می‌گردد (اثبات وحدت در کثرت)، منحصراً بندگانی که علم به این پدیده‌ها و تنوع بیشمار آنها داشته باشند احساس خشیت در برابر «الله» می‌کنند. أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَخْرَجْنَا بِهِۦآیهٔ ۲۷ ثمرات مختلفاً الوانها و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف الوانها و غرابیب سود. و من ٱلنَّاسِ وَٱلدَّوَآبِّ وَٱلْأَنْعَٰمِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَٰنُهُۥ كَذَٰلِكَآیهٔ ۲۸ إِنَّمَا يَخْشَى ٱللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ ٱلْعُلَمَٰٓؤُا۟آیهٔ ۲۸ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌآیهٔ ۲۸. در دو آیه فوق با ۳ بار تکرار جمله «مختلف الوانها» کثرت مخلوقات خدا را به نمایش می‌گذارد و «وحدت در کثرت» را ثابت می‌نماید.

شرک، خواندن غیرخدا علیرغم بینات فوق، بسیاری از انسانها از خدای یکتا روی برمی تابند و یا شرک در عبادت، عوامل دیگری را مؤثر در حیات و روزی خود تصور می‌کنند، عامل اصلی این انحراف که به ظلم به نفس خود و دیگران منتهی می‌شود، تبعیت از شیطان و دنیاپرستی و غرور و احساس بی نیازی از خدا می‌باشد، ذیلاً برخی آیات ناظر به این معنا را نقل می‌نماید:

آیه (۳) ... هل من خالق غیرالله يَرْزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِسورهٔ نمل، آیهٔ ۶۴ لاله الا هو فانی تؤفکون. آیه (۱۳) ... ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُسورهٔ زمر، آیهٔ ۶ وَٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍآیهٔ ۱۳. آیه (۱۴) ان تدعوهم لایسمعوا دعاء کم ولوسمعوا ما استجابوا لکم و یوم القیمه یکفرون بشرککم ولا ینبثک مثل خبیر. آیه (۴۰) قل ارایتم شُرَكَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِى مَاذَا خَلَقُوا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌۭ فِىآیهٔ ۴۰ السموات ام ...

فاطر · آیه ۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ ۚ هَلْ مِنْ خَٰلِقٍ غَيْرُ ٱللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ ۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ

اى مردم، نعمت خدا را بر خود ياد كنيد. آيا غير از خدا آفريدگارى است كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد؟ خدايى جز او نيست. پس چگونه [از حق‌] انحراف مى‌يابيد؟

فاطر · آیه ۱۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

يُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّۭ يَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ ۚ وَٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ

شب را به روز درمى‌آورد و روز را به شب درمى‌آورد، و آفتاب و ماه را تسخير كرده است [كه‌] هر يك تا هنگامى معين روانند؛ اين است خدا پروردگار شما؛ فرمانروايى از آنِ اوست. و كسانى را كه بجز او مى‌خوانيد، مالك پوست هسته خرمايى [هم ]نيستند.

فاطر · آیه ۱۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا۟ دُعَآءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا۟ مَا ٱسْتَجَابُوا۟ لَكُمْ ۖ وَيَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ ۚ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍۢ

اگر آنها را بخوانيد، دعاى شما را نمى‌شنوند، و اگر [فرضاً] بشنوند اجابتتان نمى‌كنند، و روز قيامت شركِ شما را انكار مى‌كنند؛ و [هيچ كس‌] چون [خداى‌] آگاه، تو را خبردار نمى‌كند.

فاطر · آیه ۴۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

قُلْ أَرَءَيْتُمْ شُرَكَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِى مَاذَا خَلَقُوا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌۭ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَمْ ءَاتَيْنَٰهُمْ كِتَٰبًۭا فَهُمْ عَلَىٰ بَيِّنَتٍۢ مِّنْهُ ۚ بَلْ إِن يَعِدُ ٱلظَّٰلِمُونَ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا

بگو: «به من خبر دهيد از شريكان خودتان كه به جاى خدا مى‌خوانيد؛ به من نشان دهيد كه چه چيزى از زمين را آفريده‌اند؟ يا آنان در [كار] آسمانها همكارى داشته‌اند؟ يا به ايشان كتابى داده‌ايم كه دليلى بر [حقّانيّت‌] خود از آن دارند؟» [نه،] بلكه ستمكاران جز فريب به يكديگر وعده نمى‌دهند.

تمسک به کتاب، تنها راه نجات خداوندی که انسان را از خاک و نطفه آفریده و بر کلیه مراحل خلقت او از انعقاد نطفه در رحم تا وضع حمل و لحظات عمر او پس از تولد علم و آگاهی کامل داشته و در کتاب علم خود نگهداشته (الا فی کتاب إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٌۭسورهٔ حج، آیهٔ ۷۰) آیه ۱۱، برای هدایت آنها در

طریق عبودیت نیز رسولانی به همراه بینات و زبر و «کتاب» منیر فرستاده است. (آیه ۲۵) بنابراین تلاوت این «کتاب» (إِنَّ ٱلَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَٰبَ ٱللَّهِآیهٔ ۲۹... آیه ۲۹) که از طریق وحی به رسول الهام شده (والدی أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ مِنَ ٱلْكِتَٰبِآیهٔ ۳۱... آیه ۳۱) و پس از پیامبر (ص) به بندگان برگزیده (امت اسلام) به ارث رسیده (ثم اورثنا الکتاب ٱلَّذِينَ ٱصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَاآیهٔ ۳۲... آیه ۳۲). تنها راه نجات از لغزشگاه شرک و عبادت غیر خدا می‌باشد. ان همان کتاب هدایتی است که از طرف خالق انسان‌ها، که به جزئیات خلقت او آگاهی کامل دارد، و می‌داند مخلوقش با چه دستور العمل و مقرراتی می‌تواند رشد کند از طریق وحی نازل شده است. آیا کسانی که به جز خدای یکتا شرکائی را می‌خوانند، کتاب و دستور العملی دریافت داشته‌اند که بر اساس آن بر راه روشنی گام بردارند؟

...ام اتیناهم کتاباً فهم على بینة منه...؟ (آیه ۴۰) چنین نیست بلکه ظالمان یکدیگر را با کشاندن به سوی منافع خود فریب می‌دهند. بَلْ إِن يَعِدُ ٱلظَّٰلِمُونَآیهٔ ۴۰ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًاآیهٔ ۴۰ (آیه ۴۰).

فرازهائی از کتاب در «توحید» اینک که «کتاب» تنها راهنمای انسان به سوی توحید است، فرازهائی از آن را که به عنوان علامات راه توحید در منازل مختلف سوره نصب شده، نظاره می‌کنیم: ۱- رحمت فقط از جانب خدا است. آیه (۲) مَّا يَفْتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍۢ فَلَا مُمْسِكَ لَهَاآیهٔ ۲ و ما يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦآیهٔ ۲ و هو العزیز الحکیم. ۲- خالق و رازقی جز خدا نیست. آیه (۴) هل من خالق غیرالله يَرْزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِسورهٔ نمل، آیهٔ ۶۴ لاله الا هو فانی تؤفکون. ۳- عزت تنها از آن خدا است. آیه (۱۰) مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلْعِزَّةَآیهٔ ۱۰ فلّه العزة جمیعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ ٱلْكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلْعَمَلُآیهٔ ۱۰ الصالح یرفعه. ۴- ملک منحصراً از آن خدا است. آیه (۱۳) خلکم ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُسورهٔ زمر، آیهٔ ۶ وَٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ لَاسورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۹۷ یملکون من قطمیر. ۵- تنها خدا بی نیاز و ستوده مطلق است و انسان سراسر نیاز است. آیه (۱۵) یا ایها ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِآیهٔ ۱۵ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُآیهٔ ۱۵. ۶- هدایت منحصراً از آن خداست.

فاطر · آیه ۱۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلْعِزَّةَ فَلِلَّهِ ٱلْعِزَّةُ جَمِيعًا ۚ إِلَيْهِ يَصْعَدُ ٱلْكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلْعَمَلُ ٱلصَّٰلِحُ يَرْفَعُهُۥ ۚ وَٱلَّذِينَ يَمْكُرُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ ۖ وَمَكْرُ أُو۟لَٰٓئِكَ هُوَ يَبُورُ

هر كس سربلندى مى‌خواهد، سربلندى يكسره از آنِ خداست. سخنان پاكيزه به سوى او بالا مى‌رود، و كار شايسته به آن رفعت مى‌بخشد. و كسانى كه با حيله و مكر كارهاى بد مى‌كنند، عذابى سخت خواهند داشت، و نيرنگشان خود تباه مى‌گردد.

آیه (۲۲) إِنَّ ٱللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَآءُآیهٔ ۲۲ و ما أَنتَ بِمُسْمِعٍۢ مَّن فِى ٱلْقُبُورِآیهٔ ۲۲. ۷- تنها خدا دانای پنهانی‌های آسمان و زمین و نهفته‌های سینه هاست. آیه (۳۸) إِنَّ ٱللَّهَ عَٰلِمُ غَيْبِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِآیهٔ ۳۸ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِسورهٔ ملک، آیهٔ ۱۳. ۸- نظام آسمان‌ها و زمین منحصراً بدست خدا است: آیه (۴۱) إِنَّ ٱللَّهَ يُمْسِكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ أَن تَزُولَاآیهٔ ۴۱ ... ۹- سنت‌های خدا هرگز تبدیل و تحویلی نمی‌یابد: آیه (۴۲) فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَبْدِيلًۭاآیهٔ ۴۳ و لن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَحْوِيلًاآیهٔ ۴۳. ۱۰- هیچ نیروثی نمی‌تواند خدا را در آسمانها و زمین به عجز آورد: آیه (۴۳) و ما كَانَ ٱللَّهُ لِيُعْجِزَهُۥ مِنآیهٔ ۴۴ شی فی السموات و لا فی الارض.

و در مورد انسان: آیه (۳) یا ایها ٱلنَّاسُ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْآیهٔ ۳ ... آیه (۵) یا ایها ٱلنَّاسُ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭآیهٔ ۵ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَاسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۳ ... آیه (۱۵) یا ایها ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِآیهٔ ۱۵ ... و بالاخره: ولا تزر وازرة وزراخری ... و من تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفْسِهِۦآیهٔ ۱۸ والی الله المصیر. (آیه ۱۸)

سال نزول بسیاری از مفسرین این سوره را تماماً مکی دانسته‌اند اما جداول کتاب «سیر تحول» قرآن نشان می‌دهد بیشتر آیات این سوره در اولین سال هجرت (در مدینه) نازل شده است و بعضاً در دهمین سال هجرت. به این ترتیب: ۳ آیه ابتدای سوره و ۴ آیه ۹ تا ۱۳ در سال ۱۰ هجری (جمعاً ۷ آیه)، بقیه آیات در سال ۱ هجری.

نام‌های خدا در این سوره ۳۶ بار نام جلاله «الله» و ۵ بار نام رب (بصورت مضاف) بکار رفته است. به غیر از این، اسماء و صفات دیگری بقرار ذیل در سوره وارد شده است: غفور ۴ بار (بیش از بقیه)، علیم (۳ بار)، شکور و بصیر و قدیرو عزیز و خبیر (هر کدام ۲ بار)، فاطر و حکیم و خالق و غنی و حمیدو حلیم (هر کدام یکبار)، جمعاً ۱۵ نام با

۶۴ بار تکرار.

آهنگ خاتمه آیات

از ۴۵ آیه سوره فاطر بیش از نیمی از آن، یعنی ۲۹ آیه با حرف «ر» ختم می‌شود¹ پس از آن حرف «أ» (۷ بار)، «ن» (۳ بار)، «م» و «ز» و «ب» هر کدام یکبار.

«ر» - قدیر، امور، غرور، سمیر، کبیر، نشور، یبور، یسیر، قطمیر، خبیر، مصیر، بصیر، نور، حرور، قبور، نذیر، منیر، نکیر، غفور، تبور، شکور، حریر، کفور، نصیر، صدور، «أ» - خساراً، غروراً، غفوراً، نفوراً، تحویلاً، قدیراً، بصیراً.

«ن» - یوفکون، یصنعون، تشکرون.

«د» - حمید، جدید، سود.

«م» - حکیم، «ز» - عزیز، «ب» لغویب.

***

تقسیمات سوره

این سوره را به کمک سال نزول و سیاق مطالب آن می‌توان به ۵ بخش به ترتیب ذیل تقسیم نمود:

۱- آیات ۱ تا ۳ (مقدمه).

۲- آیات ۴ تا ۸ (تکذیب رسالت پیامبر).

۳- آیات ۹ تا ۱۴ (آیات تکوینی).

۴- آیات ۱۵ تا ۲۶ (انذار بر انحرافات).

۵- آیات ۲۷ تا ۴۵ (نشانه‌های توحید، عملکردها، سرنوشت و قانونمندی‌ها).

ارتباط سوره‌های پس و فاطر (۳۶ و ۳۵)

وجه مشترک میان این دو سوره را از رابطه‌ای که بین کلمات: رسالت، انذار، تکذیب، خشیت، وعده الهی در آیات آنها وجود دارد (و این کلمات در هر دو سوره نقش اصلی را


  1. سوره‌های دیگری نیز تماماً یا بعضاً با حرف «ر» ختم شده‌اند.

تماماً مثل: کوثر، عصر، قدر، قیامه، مدر، قمر.

بعضاً مثل: ملک، لقمان، حج، ابراهیم، رعد، مجادله، تغابن، زمر، شوری، هود و...

ایفاء می‌کنند) باید پیدا کرد. این رابطه چنین است: خداوند عزیز و رحیم برای هدایت انسان‌ها «رسولانی» را به سوی آنها گسیل می‌دارد تا نسبت به عواقب سو و اعمال «انداز»شان دهند. اما اکثر انسان‌ها (به جز کسانی که «خشیت» دارند) پیام هشدار رسولان را «تکذیب» می‌نمایند. نتیجه چنین تکذیبی «تحقق وعده الهی» یعنی جهنم «کافران» و بهشت «مؤمنین» را موجب می‌گردد. سوره یس با سوگند به قرآن حکیم بر «رسالت» پیامبر تاکید می‌نماید (يسٓسورهٔ یس، آیهٔ ۱ وَٱلْقُرْءَانِ ٱلْحَكِيمِسورهٔ یس، آیهٔ ۲ إِنَّكَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَسورهٔ یس، آیهٔ ۳) و نقش او را «انداز» مردمی معرفی می‌نماید که پدرانشان انداز نشده بنابراین غافل و بی خبر مانده‌اند (لتنذر قومی ما انذر آباء هم فهم غافلون) اما آنها ایمان نیاورده رسالت او را تکذیب می‌نمایند (فهم لایؤمنون، فهم مقمحون، فهم لایبصرون) بنابراین اینها را پیامبر چه «انداز» بدهد یا ندهد ایمان نمی‌آورند، بلکه منحصراً کسانی ایمان می‌آورند که خودشان پیرو و داوطلب بیداری (ذکر) باشند و از خدای «رحمن» در پنهان بیم داشته باشند، که البته آنها را به آمرزش و اجر کریم خدا باید بشارت داد (سواء علیهم و انذرتهم أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَسورهٔ بقره، آیهٔ ۶ إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلذِّكْرَسورهٔ یس، آیهٔ ۱۱ و خشی الرحمن بالغیب فبشره بمغفرة و اجر کریم). خداوند نیز وعده داده مرده‌ها را زنده می‌کند و براساس آنچه در زمان حیات پیش فرستاده و آثار بعدی اعمالشان، که تماماً ثبت و ضبط شده، سرنوشت ابدی شان را رقم می‌زند.

(إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا۟ وَءَاثَٰرَهُمْ ۚ وَكُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْنَٰهُ فِىٓ إِمَامٍۢ مُّبِينٍۢسورهٔ یس، آیهٔ ۱۲).

آیات فوق مقدمه سوره یس را (تا ۱۲ آیه) تشکیل می‌دهد، آنگاه برای آنکه پیامبر اسلام بداند تکذیب اختصاص به او نداشته همه رسولان تکذیب می‌شدند، قضیه ارسال سه رسول را که (توسط حضرت عیسى برای هدایت مردم انطاکیه فرستاده شدند) و مورد تکذیب قرار گرفتند نقل می‌نماید. محصول کار تبلیغی این سه رسول تنها «ایمان» یک نفر بود که او را نیز در همان مکان شهید ساختند. به این ترتیب این پیام داده می‌شود که پیامبر در ابلاغ رسالت خود چشم به نتیجه فوری محسوس نباید داشته باشد و با صبر و تلاش «انداز» خود را باید ادامه دهد.

به آیات ذیل توجه نمائید و کاربرد دقیق کلمات: رسالت، انداز، تکذیب، خشیت (حالت نفسانی کسی که با شتاب خود را از دورترین نقطه شهر به رسولان رساند) و وعده الهی را مشاهده نمائید.

و اضرب لهم مثلاً اصحاب ٱلْقَرْيَةِ إِذْ جَآءَهَا ٱلْمُرْسَلُونَسورهٔ یس، آیهٔ ۱۳، إِذْ أَرْسَلْنَآ إِلَيْهِمُ ٱثْنَيْنِسورهٔ یس، آیهٔ ۱۴ فکذبوها

  1. آیه ۱۸ سوره فاطر و آیه ۱۱ سوره یس. (و در آیه ۷۱ به جای خشیت کلمه حی بکار رفته است).

فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍۢ فَقَالُوٓا۟ إِنَّآ إِلَيْكُمسورهٔ یس، آیهٔ ۱۴ لمرسلون - قَالُوا۟ مَآ أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَاسورهٔ یس، آیهٔ ۱۵ و ما انزل الرحمن من شی إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَسورهٔ یس، آیهٔ ۱۵ قَالُوا۟ رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّآ إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَسورهٔ یس، آیهٔ ۱۶ ... و جاء من اقصى ٱلْمَدِينَةِ رَجُلٌۭ يَسْعَىٰ قَالَسورهٔ یس، آیهٔ ۲۰ یا قوم اتبعوا المرسلین ... إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةًۭسورهٔ یس، آیهٔ ۲۹ واحدة فاذاهم خامدون - یا حسرة على العباد مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا۟ بِهِۦسورهٔ یس، آیهٔ ۳۰ یستهزون. در سوره فاطر اولًا موضوع «رسالت» را تعمیم و گسترش داده نشان می‌دهد رحمت الهى، چه به صورت تشریعی (وحی و نبوت) و چه به صورت تکوینی (نزول باران و غیره) همواره «ارسال» شدنی است. این مطلب را در همان مقدمه سوره نشان می‌دهد: الحمد لله الذی فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ جَاعِلِ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلًا أُو۟لِىٓ أَجْنِحَةٍۢآیهٔ ۱ مشنی و ثلث ... مَّا يَفْتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍۢ فَلَا مُمْسِكَ لَهَاآیهٔ ۲ و ما يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦآیهٔ ۲ و هو العزیز الحکیم. یا ایها الناس ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَةَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْسورهٔ احزاب، آیهٔ ۹ هَلْ مِنْ خَٰلِقٍآیهٔ ۳ غَيْرُ ٱللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِآیهٔ ۳ لاله الاهو فانی تؤفکون. آنگاه پس از آن که وحی و رسالت را همچون باران رحمت، رزق معنوى بشر که از آسمان می‌بارد، بیان نمود و «رسالت» را در ابعاد وسیع خود شرح داد، ۱ بلافاصله در آیه بعدی به کلمه سوم یعنی تکذیب می‌پردازد: وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِكَآیهٔ ۴ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُسورهٔ حدید، آیهٔ ۵. و متعاقب آن در آیه بعدى «وعده الهى» را مطرح می‌سازد. یا ایها ٱلنَّاسُ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭآیهٔ ۵ فلا تغرزکم الحیوة الدنیا ولا یغرزکم بالله الغرور. سرانجان دو سرنوشت متفاوت انسانها را نشان می‌دهد: ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭآیهٔ ۷ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِآیهٔ ۷ لَهُم مَّغْفِرَةٌۭ وَأَجْرٌۭ كَبِيرٌۭسورهٔ هود، آیهٔ ۱۱. اما موضوع انذار که بصورت «مقدر» در آیات فوق مطرح بوده، ولى کلمه آن نیامده است در سایر بخشهاى هر دو سوره به وفور تکرار می‌گردد: فاطر (۲۳) إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌآیهٔ ۲۳. (۲۴) إِنَّآ أَرْسَلْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ بَشِيرًۭا وَنَذِيرًۭا ۚ وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌۭآیهٔ ۲۴. (۲۵) و ان يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْآیهٔ ۲۵ جائتهم رسلهم. (۲۶) بالبینات وبالزبرو بالکتاب المنیر. ثُمَّ أَخَذْتُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟آیهٔ ۲۶ کیف کان نکیر. (۱۸) فلا تزر وازرة وزراخرى ... إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِٱلْغَيْبِآیهٔ ۱۸ ... (۳۷) ... أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنآیهٔ ۳۷ تذکرو جاءکم النذیر فَذُوقُوا۟ فَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنآیهٔ ۳۷

  1. در آیه (۹) توضیح می‌دهد که «باد» نیز ارسال شدنی است (وَٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَرْسَلَ ٱلرِّيَٰحَآیهٔ ۹ فتشیر سحاباً فسقناه إِلَىٰ بَلَدٍۢ مَّيِّتٍۢ فَأَحْيَيْنَا بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَاآیهٔ ۹ کذلک النشور)

نصیر.

(۴۲) و أَقْسَمُوا۟ بِٱللَّهِ جَهْدَ أَيْمَٰنِهِمْسورهٔ مائده، آیهٔ ۵۳ لئن جاثهم نَذِيرٌۭ لَّيَكُونُنَّ أَهْدَىٰ مِنْ إِحْدَى ٱلْأُمَمِآیهٔ ۴۲ فلما جاءهم نذیر مازادهم الا نفوراً.

سوره یس:

آیه (۶) لتندر قوماً ما انذر آباؤهم فهم غافلون. آیه (۱۰) سواء علیهم ه انذرتهم أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَسورهٔ بقره، آیهٔ ۶. آیه (۱) إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلذِّكْرَ وَخَشِىَ ٱلرَّحْمَٰنَ بِٱلْغَيْبِسورهٔ یس، آیهٔ ۱۱ فبشره بمغفرة و اجر کریم. آیه (۷۰) و ما علمناه ٱلشِّعْرَ وَمَا يَنۢبَغِى لَهُۥٓسورهٔ یس، آیهٔ ۶۹ ان هو الآخر و قرآن مبین. آیه (۷۱) لِّيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّۭاسورهٔ یس، آیهٔ ۷۰ و یحق القول على الکافرین.

فاطر · آیه ۱۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلْعِزَّةَ فَلِلَّهِ ٱلْعِزَّةُ جَمِيعًا ۚ إِلَيْهِ يَصْعَدُ ٱلْكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلْعَمَلُ ٱلصَّٰلِحُ يَرْفَعُهُۥ ۚ وَٱلَّذِينَ يَمْكُرُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ ۖ وَمَكْرُ أُو۟لَٰٓئِكَ هُوَ يَبُورُ

هر كس سربلندى مى‌خواهد، سربلندى يكسره از آنِ خداست. سخنان پاكيزه به سوى او بالا مى‌رود، و كار شايسته به آن رفعت مى‌بخشد. و كسانى كه با حيله و مكر كارهاى بد مى‌كنند، عذابى سخت خواهند داشت، و نيرنگشان خود تباه مى‌گردد.

فاطر · آیه ۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ جَاعِلِ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلًا أُو۟لِىٓ أَجْنِحَةٍۢ مَّثْنَىٰ وَثُلَٰثَ وَرُبَٰعَ ۚ يَزِيدُ فِى ٱلْخَلْقِ مَا يَشَآءُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ

سپاس خداى را كه پديدآورنده آسمان و زمين است [و] فرشتگان را كه داراى بالهاى دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه‌اند پيام‌آورنده قرار داده است. در آفرينش، هر چه بخواهد مى‌افزايد، زيرا خدا بر هر چيزى تواناست.

همانطور که در آیات فوق مشاهده مى گردد، کلمه «نذیر» ۶ بار در سوره فاطر و مشتقات آن، ۵ بار در سوره یس به کار رفته است که هماهنگى کامل این دو سوره را در این مسئله نشان مى دهد. در ضمن در هیچیک از سوره هاى قرآن کلمه نذیر مانند سوره فاطر به کار نرفته است. (۶ بار از ۳۱ بار در کل قرآن).

اما در مورد اتصال این دو سوره با یکدیگر، طبق معمول به آیات انتهائى سوره فاطر و آیات ابتدای سوره یس باید دقت کنیم: سوره فاطر با این سخن ختم مى شود که آیا این مستکبرین نیرنگ بازى که «انذار» پیامبر را تکذیب کرده‌اند، در زمین سیر نمى کنند (تاریخ را نمى خوانند) تا ببینند سرانجام کسانى که از آنها بسیار قدرتمندتر بودند به کجا کشید؟ آنها نتوانستند خدا را در زمین و آسمان از اجراى مشیت اش عاجز کنند. اگر خدا مى خواست احدى از جنبندگان را، به دلیل گناه، روى زمین باقى نمى گذاشت. بنابراین اگر مهلت و مدتى داده روى حکمت است و هنگامى که سرآمد این مهلت فرا رسد، او به بندگان خود بینا بوده مى داند هر کسى چه کارنامه اى دارد و بر آن اساس سرنوشتش را تعیین مى کند. این مطلب را مقایسه کنید با آیات اول تا دوازده سوره یس، مى بینید عیناً همین سخن تکرار مى گردد. مردمى انذار داده مى شوند ولى ایمان نمى آورند و آثار شرک همچون زنجیر بر دگى بر گردن آنها و سدى پشت و روى شان مانع از حرکت است و نمى توانند انذار را دریابند و خدا نیز اعمالشان را مى نویسد.

وجوه مشترک دیگرى این دو سوره دارند که ذیلاً به برخى از آنها اشاره مى کنیم:

۱- حقانیت «وعده الهی» فاطر (۵) یا ایهاالناس ان وعدالله حق فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَاسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۳ ... یس (۲۳) هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِى كُنتُمْ تُوعَدُونَسورهٔ یس، آیهٔ ۶۳. یس (۲۸) و یقولون مَتَىٰ هَٰذَا ٱلْوَعْدُ إِن كُنتُمْسورهٔ نمل، آیهٔ ۷۱ صادقین - مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةًۭسورهٔ یس، آیهٔ ۴۹ ... یس (۵۲) قالوا یا ویلنا مَنۢ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَاسورهٔ یس، آیهٔ ۵۲ هذا ما وعدالرحمن و صدق المرسلون. وعده الهی همانطور که از آیات فوق استفاده می‌شود، رجوع به سوی خدا، جهنم، آغاز بعثت و خروج از قبور و احضار در پیشگاه عدل الهی است.

۲- عداوت شیطان با انسان فاطر (۶) ان الشیطان لَكُمْ عَدُوٌّۭ فَٱتَّخِذُوهُ عَدُوًّاآیهٔ ۶ إِنَّمَا يَدْعُوا۟ حِزْبَهُۥ لِيَكُونُوا۟ مِنْآیهٔ ۶ الخاسرین. یس (۶۰) الم اعهد الیکم یا بنی آدم أَن لَّا تَعْبُدُوا۟ ٱلشَّيْطَٰنَسورهٔ یس، آیهٔ ۶۰ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭسورهٔ انعام، آیهٔ ۱۴۲ - و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم - وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّۭا كَثِيرًاسورهٔ یس، آیهٔ ۶۲ افلا تعقلون.

۳- تمثیل بعث با احیاء زمین مرده فاطر (۹) وَٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَرْسَلَ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابًۭا فَسُقْنَٰهُآیهٔ ۹ إِلَىٰ بَلَدٍۢ مَّيِّتٍۢ فَأَحْيَيْنَا بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَاآیهٔ ۹ کذلک النشور. یس (۳۳) و آیه لَّهُمُ ٱلْأَرْضُ ٱلْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَٰهَاسورهٔ یس، آیهٔ ۳۳ و اخرجنا مِنْهَا حَبًّۭا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَسورهٔ یس، آیهٔ ۳۳ ... تا آیه (۴۸) و یقولون مَتَىٰ هَٰذَا ٱلْوَعْدُ إِن كُنتُمْسورهٔ نمل، آیهٔ ۷۱ صادقین.

۴- آفرینش انسان از خاک و نطفه و علم خدا بر مراحل حیاتی او فاطر (۱۱) وَٱللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍۢ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَكُمْآیهٔ ۱۱ ازواجاً و ما تَحْمِلُ مِنْ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِۦآیهٔ ۱۱ و ما يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍۢ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِۦٓ إِلَّا فِىآیهٔ ۱۱ کتاب إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٌۭسورهٔ حج، آیهٔ ۷۰. یس (۷۷) اولم یرالانسان انا خلقناه مِن نُّطْفَةٍۢ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌۭ مُّبِينٌۭسورهٔ یس، آیهٔ ۷۷ ... قل یحیهاالذی انشا‌ها اول مرة و هو بکل خلق علیم.

۵- گردش شب و روز و حرکت منظم ماه و خورشید در مدار معین فاطر (۱۳) یولح اللیل فی النهار و یولح النهار فی اللیل وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّۭ يَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭىآیهٔ ۱۳ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُسورهٔ زمر، آیهٔ ۶ ... یس (۳۷) تا ۴۰) و آیه لهم اللیل نسلخ منها ٱلنَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَسورهٔ یس، آیهٔ ۳۷ - والشمس تجری

لمستقرها ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْعَلِيمِسورهٔ یس، آیهٔ ۳۸ - والقمر قدرناه مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَٱلْعُرْجُونِ ٱلْقَدِيمِسورهٔ یس، آیهٔ ۳۹ لَا ٱلشَّمْسُ يَنۢبَغِى لَهَآ أَن تُدْرِكَ ٱلْقَمَرَ وَلَاسورهٔ یس، آیهٔ ۴۰ اللیل سابق النهار و كُلٌّۭ فِى فَلَكٍۢ يَسْبَحُونَسورهٔ انبیاء، آیهٔ ۳۳. در سوره فاطر گردش شبانه روزى را که از حرکت وضعى و انتقالى زمین به دور خورشید ناشى مى شود و همچنین مسخر و مفید حیات براى انسانها گشتن خورشید و ماه را تا «زمان» مشخص نشانه ربوبیت و مالکیت خدا مى شمرد و در آیه سوره پس همین گردش شبانه روزى و همچنین جریان یافتن و حرکت خورشید و ماه را در مدارى حساب شده و دقیق نشانه تقدیر (اندازه گذارى) خداوند صاحب عزت و علم (عزیز العلیم) مى داند، در اولى زمان پدیده مورد نظر است، در دومى مکان و مدار آن. همه اینها توحید و ربوبیت را نشان مى دهد.

۶- الهه پرستى به جاى توحید (شفاعت فرشتگان) فاطر (۱۳) ... وَٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍآیهٔ ۱۳. فاطر (۴۰) قل ارایتم شرکاء کم ٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِى مَاذَا خَلَقُوا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌۭ فِىآیهٔ ۴۰ السموات ام اتیناهم کتاباً فهم على بینة منه بَلْ إِن يَعِدُ ٱلظَّٰلِمُونَآیهٔ ۴۰ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًاآیهٔ ۴۰. پس (۲۳) اتخذ من دونه الهة ان یردن الرحمن بضرلا تغن عنى شفاعتهم شیعاً ولا ینقذون. همانطور که قبلاً ذکر گردید، مشرکین تدبیر عالم انسانى را واگذار شده به فرشتگان مى دانستند و بت ها را سمبل الله روى زمین مى شمردند. به این ترتیب به جاى خواندن خدا و دعا کردن به سوى او، با بت ها راز و نیاز کرده حوائج خود را از آنها طلب مى کردند و شفاعت آنها را نزد خدا (براى نیازهاى دنیائى نه اخروى) درخواست مى نمودند.

۷- کاسته شدن از عمر و ضعف پیرى و ما يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍۢ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِۦٓ إِلَّا فِىآیهٔ ۱۱ کتاب إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٌۭسورهٔ حج، آیهٔ ۷۰. پس (۶۸) و من نعمره نکسه فی الخلق افلا یعقلون.

۸- آثار پریرکت باران فاطر (۲۷) أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭآیهٔ ۲۷ فاخر جنابه ثمرات مختلفاً الوانها و من الجبال جدد بیض...

یس (۳۳ تا ۳۵) و آیه لهم الارض المیته احییتاها و اخرجنا مِنْهَا حَبًّۭا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَسورهٔ یس، آیهٔ ۳۳. وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّٰتٍۢ مِّن نَّخِيلٍۢسورهٔ یس، آیهٔ ۳۴ و فجرنا فیها من العیون. لیأکلوا من ثمره و ما عملته ایدیهم افلا یشکرون سُبْحَٰنَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْأَزْوَٰجَ كُلَّهَا مِمَّاسورهٔ یس، آیهٔ ۳۶ تنیت الارض و من انفسهم و مما لا یعلمون.

۹- بهشت و جهنم فاطر آیات ۳۲ تا ۳۷ یس آیات ۴۹ تا ۶۵

۱۰- شکر مواهب طبیعی فاطر (۱۲) و ما يَسْتَوِى ٱلْبَحْرَانِ هَٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ سَآئِغٌۭ شَرَابُهُۥآیهٔ ۱۲ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭآیهٔ ۱۲ و من كُلٍّۢ تَأْكُلُونَ لَحْمًۭا طَرِيًّۭاآیهٔ ۱۲ و تستخروجون مِنْهُ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى ٱلْفُلْكَسورهٔ نحل، آیهٔ ۱۴ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَآیهٔ ۱۲. یس (۳۵) و جعلنا فِيهَا جَنَّٰتٍۢ مِّن نَّخِيلٍۢسورهٔ یس، آیهٔ ۳۴ و اعناب و فجرنا فیها من العیون - لیأکلوا من ثمره و ما عملته ایدیهم افلا یشکرون. در آیه اول از دو جریان آب شیرین رودخانه‌ها و آب شور دریاها که از هر دو ماهی تازه گرفته می‌شود، مروارید و صدف و مرجان صید می‌گردد و کشتیرانی می‌شود به عنوان نعمتی برای شکرگزاری یاد می‌شود و در آیه دوم از آبی که از آسمان نازل می‌شود و زمین را زنده کرده انواع حبوبات و میوه‌های درختی و بوته ای به ثمر می‌رساند و بشر نیز آنها را به صورتهای متنوعی به عمل می‌آورد (شکر، شیره و غیره).

۱۱- انفاق

فاطر (۲۹) إِنَّ ٱلَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَٰبَ ٱللَّهِ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَآیهٔ ۲۹ و انفقوا مما رزقناهم سراً و علانیه يَرْجُونَ تِجَٰرَةًۭ لَّن تَبُورَآیهٔ ۲۹. یس (۴۷) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا۟ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِلَّذِينَسورهٔ یس، آیهٔ ۴۷ آمنوا انطعم من لویشا ٱللَّهُ أَطْعَمَهُۥٓ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِىسورهٔ یس، آیهٔ ۴۷ ضلال مبین.

۱۲- تذکر

فاطر (۳۷) ...أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَآیهٔ ۳۷ و جاءکم النذیر فَذُوقُوا۟ فَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٍآیهٔ ۳۷. یس (۱۱) إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلذِّكْرَ وَخَشِىَ ٱلرَّحْمَٰنَ بِٱلْغَيْبِسورهٔ یس، آیهٔ ۱۱ فبشره بمغفرة و اجر کریم. (۱۹) قالوا طائرکم معکم اثن ذکرتم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌۭ مُّسْرِفُونَسورهٔ یس، آیهٔ ۱۹. (۶۹) و ما علمناه الشعر و ما ینبغی له إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭسورهٔ تکویر، آیهٔ ۲۷ و قرآن مبین.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۵ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 5 connected thematic groups.

۱رحمت الهی و هشدار شیطانآیات ۱–۷

ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ جَاعِلِ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلًا أُو۟لِىٓ أَجْنِحَةٍۢ مَّثْنَىٰ وَثُلَٰثَ وَرُبَٰعَ ۚ يَزِيدُ فِى ٱلْخَلْقِ مَا يَشَآءُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ

سپاس خداى را كه پديدآورنده آسمان و زمين است [و] فرشتگان را كه داراى بالهاى دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه‌اند پيام‌آورنده قرار داده است. در آفرينش، هر چه بخواهد مى‌افزايد، زيرا خدا بر هر چيزى تواناست.

مَّا يَفْتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍۢ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا ۖ وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦ ۚ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ

هر رحمتى را كه خدا براى مردم گشايد، بازدارنده‌اى براى آن نيست، و آنچه را كه باز دارد، پس از [باز گرفتن‌] گشاينده‌اى ندارد، و اوست همان شكست‌ناپذير سنجيده‌كار.

يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ ۚ هَلْ مِنْ خَٰلِقٍ غَيْرُ ٱللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ ۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ

اى مردم، نعمت خدا را بر خود ياد كنيد. آيا غير از خدا آفريدگارى است كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد؟ خدايى جز او نيست. پس چگونه [از حق‌] انحراف مى‌يابيد؟

وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِكَ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ

و اگر تو را تكذيب كنند، قطعاً پيش از تو [هم‌] فرستادگانى تكذيب شدند. و [همه‌] كارها به سوى خدا بازگردانيده مى‌شود.

يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ ۖ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا ۖ وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلْغَرُورُ

اى مردم، همانا وعده خدا حق است. زنهار تا اين زندگى دنيا شما را فريب ندهد، و زنهار تا [شيطانِ‌] فريبنده شما را در باره خدا نفريبد.

إِنَّ ٱلشَّيْطَٰنَ لَكُمْ عَدُوٌّۭ فَٱتَّخِذُوهُ عَدُوًّا ۚ إِنَّمَا يَدْعُوا۟ حِزْبَهُۥ لِيَكُونُوا۟ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ

در حقيقت، شيطان دشمن شماست، شما [نيز] او را دشمن گيريد. [او] فقط دار و دسته خود را مى‌خوانَد تا آنها از ياران آتش باشند.

ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ ۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌۭ وَأَجْرٌۭ كَبِيرٌ

كسانى كه كفر ورزيده‌اند، عذابى سخت خواهند داشت. و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است.

۲آفرینش و ناتوانی معبودهاآیات ۸–۱۴

أَفَمَن زُيِّنَ لَهُۥ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ فَرَءَاهُ حَسَنًۭا ۖ فَإِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ ۖ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَٰتٍ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌۢ بِمَا يَصْنَعُونَ

آيا آن كس كه زشتى كردارش براى او آراسته شده و آن را زيبا مى‌بيند [مانند مؤمن نيكوكار است‌]؟ خداست كه هر كه را بخواهد بى‌راه مى‌گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى‌كند. پس مبادا به سبب حسرتها[ى گوناگون‌] بر آنان، جانت [از كف ]برود؛ قطعاً خدا به آنچه مى‌كنند داناست.

وَٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَرْسَلَ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابًۭا فَسُقْنَٰهُ إِلَىٰ بَلَدٍۢ مَّيِّتٍۢ فَأَحْيَيْنَا بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ كَذَٰلِكَ ٱلنُّشُورُ

و خدا همان كسى است كه بادها را روانه مى‌كند؛ پس [بادها] ابرى را برمى‌انگيزند، و [ما] آن را به سوى سرزمينى مرده رانديم، و آن زمين را بدان [وسيله‌]، پس از مرگش زندگى بخشيديم؛ رستاخيز [نيز ]چنين است.

مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلْعِزَّةَ فَلِلَّهِ ٱلْعِزَّةُ جَمِيعًا ۚ إِلَيْهِ يَصْعَدُ ٱلْكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلْعَمَلُ ٱلصَّٰلِحُ يَرْفَعُهُۥ ۚ وَٱلَّذِينَ يَمْكُرُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ ۖ وَمَكْرُ أُو۟لَٰٓئِكَ هُوَ يَبُورُ

هر كس سربلندى مى‌خواهد، سربلندى يكسره از آنِ خداست. سخنان پاكيزه به سوى او بالا مى‌رود، و كار شايسته به آن رفعت مى‌بخشد. و كسانى كه با حيله و مكر كارهاى بد مى‌كنند، عذابى سخت خواهند داشت، و نيرنگشان خود تباه مى‌گردد.

وَٱللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍۢ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَٰجًۭا ۚ وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِۦ ۚ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍۢ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِۦٓ إِلَّا فِى كِتَٰبٍ ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٌۭ

و خدا[ست كه‌] شما را از خاكى آفريد، سپس از نطفه‌اى، آنگاه شما را جفت جفت گردانيد، و هيچ مادينه‌اى بار نمى‌گيرد و بار نمى‌نهد مگر به علم او. و هيچ سالخورده‌اى عمر دراز نمى‌يابد و از عمرش كاسته نمى‌شود، مگر آنكه در كتابى [مندرج ]است. در حقيقت، اين [كار] بر خدا آسان است!

وَمَا يَسْتَوِى ٱلْبَحْرَانِ هَٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ سَآئِغٌۭ شَرَابُهُۥ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭ ۖ وَمِن كُلٍّۢ تَأْكُلُونَ لَحْمًۭا طَرِيًّۭا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَا ۖ وَتَرَى ٱلْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

و دو دريا يكسان نيستند: اين يك، شيرين تشنگى‌زدا [و] نوشيدنش گواراست؛ و آن يك، شور تلخ‌مزه است؛ و از هر يك گوشتى تازه مى‌خوريد و زيورى كه آن را بر خود مى‌پوشيد بيرون مى‌آوريد؛ و كشتى را در آن، موج‌شكاف مى‌بينى تا از فضل او [روزى خود را] جستجو كنيد، و اميد كه سپاس بگزاريد.

يُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّۭ يَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ ۚ وَٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ

شب را به روز درمى‌آورد و روز را به شب درمى‌آورد، و آفتاب و ماه را تسخير كرده است [كه‌] هر يك تا هنگامى معين روانند؛ اين است خدا پروردگار شما؛ فرمانروايى از آنِ اوست. و كسانى را كه بجز او مى‌خوانيد، مالك پوست هسته خرمايى [هم ]نيستند.

إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا۟ دُعَآءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا۟ مَا ٱسْتَجَابُوا۟ لَكُمْ ۖ وَيَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ ۚ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍۢ

اگر آنها را بخوانيد، دعاى شما را نمى‌شنوند، و اگر [فرضاً] بشنوند اجابتتان نمى‌كنند، و روز قيامت شركِ شما را انكار مى‌كنند؛ و [هيچ كس‌] چون [خداى‌] آگاه، تو را خبردار نمى‌كند.

۳فقر انسان و سنت انذارآیات ۱۵–۲۶

۞ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِ ۖ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُ

اى مردم، شما به خدا نيازمنديد، و خداست كه بى‌نياز ستوده است.

إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍۢ جَدِيدٍۢ

و اگر بخواهد شما را مى‌بَرد و خلقى نو [بر سر كار] مى‌آورد.

وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٍۢ

و اين [امر] براى خدا دشوار نيست.

وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۚ وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَىٰ حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَىْءٌۭ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰٓ ۗ إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِٱلْغَيْبِ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ ۚ وَمَن تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفْسِهِۦ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلْمَصِيرُ

و هيچ باربَردارنده‌اى بار [گناه‌] ديگرى را برنمى‌دارد، و اگر گرانبارى [ديگرى را به يارى‌] به سوى بارش فرا خواند چيزى از آن برداشته نمى‌شود، هر چند خويشاوند باشد. [تو] تنها كسانى را كه از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند و نماز برپا مى‌دارند، هشدار مى‌دهى؛ و هر كس پاكيزگى جويد تنها براى خود پاكيزگى مى‌جويد، و فرجام [كارها] به سوى خداست.

وَمَا يَسْتَوِى ٱلْأَعْمَىٰ وَٱلْبَصِيرُ

و نابينا و بينا يكسان نيستند،

وَلَا ٱلظُّلُمَٰتُ وَلَا ٱلنُّورُ

و نه تيرگيها و روشنايى،

وَلَا ٱلظِّلُّ وَلَا ٱلْحَرُورُ

و نه سايه و گرماى آفتاب.

وَمَا يَسْتَوِى ٱلْأَحْيَآءُ وَلَا ٱلْأَمْوَٰتُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَآءُ ۖ وَمَآ أَنتَ بِمُسْمِعٍۢ مَّن فِى ٱلْقُبُورِ

و زندگان و مردگان يكسان نيستند. خداست كه هر كه را بخواهد شنوا مى‌گرداند؛ و تو كسانى را كه در گورهايند نمى‌توانى شنوا سازى.

إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌ

تو جز هشداردهنده‌اى [بيش‌] نيستى.

إِنَّآ أَرْسَلْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ بَشِيرًۭا وَنَذِيرًۭا ۚ وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌۭ

ما تو را بحق، [به سِمَت‌] بشارتگر و هشداردهنده گسيل داشتيم، و هيچ امتى نبوده مگر اينكه در آن هشداردهنده‌اى گذشته است.

وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَبِٱلزُّبُرِ وَبِٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُنِيرِ

و اگر تو را تكذيب كنند، قطعاً كسانى كه پيش از آنها بودند [نيز] به تكذيب پرداختند. پيامبرانشان دلايل آشكار و نوشته‌ها و كتاب روشن براى آنان آوردند.

ثُمَّ أَخَذْتُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ۖ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ

آنگاه كسانى را كه كافر شده بودند فرو گرفتم؛ پس چگونه بود كيفر من؟

۴علم و خشیت و سرانجام کتابآیات ۲۷–۳۷

أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَخْرَجْنَا بِهِۦ ثَمَرَٰتٍۢ مُّخْتَلِفًا أَلْوَٰنُهَا ۚ وَمِنَ ٱلْجِبَالِ جُدَدٌۢ بِيضٌۭ وَحُمْرٌۭ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَٰنُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌۭ

آيا نديده‌اى كه خدا از آسمان، آبى فرود آورد و به [وسيله‌] آن ميوه‌هايى كه رنگهاى آنها گوناگون است بيرون آورديم؟ و از برخى كوهها، راهها [و رگه‌ها]ى سپيد و گلگون به رنگهاى مختلف و سياه پر رنگ [آفريديم‌].

وَمِنَ ٱلنَّاسِ وَٱلدَّوَآبِّ وَٱلْأَنْعَٰمِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَٰنُهُۥ كَذَٰلِكَ ۗ إِنَّمَا يَخْشَى ٱللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ ٱلْعُلَمَٰٓؤُا۟ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ

و از مردمان و جانوران و دامها كه رنگهايشان همان گونه مختلف است [پديد آورديم‌]. از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او مى‌ترسند. آرى، خدا ارجمند آمرزنده است.

إِنَّ ٱلَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَٰبَ ٱللَّهِ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنفَقُوا۟ مِمَّا رَزَقْنَٰهُمْ سِرًّۭا وَعَلَانِيَةًۭ يَرْجُونَ تِجَٰرَةًۭ لَّن تَبُورَ

در حقيقت، كسانى كه كتاب خدا را مى‌خوانند و نماز برپا مى‌دارند و از آنچه بديشان روزى داده‌ايم، نهان و آشكارا انفاق مى‌كنند، اميد به تجارتى بسته‌اند كه هرگز زوال نمى‌پذيرد.

لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِۦٓ ۚ إِنَّهُۥ غَفُورٌۭ شَكُورٌۭ

تا پاداششان را تمام بديشان عطا كند و از فزون‌بخشى خود در حق آنان بيفزايد كه او آمرزنده حق‌شناس است.

وَٱلَّذِىٓ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ مِنَ ٱلْكِتَٰبِ هُوَ ٱلْحَقُّ مُصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِعِبَادِهِۦ لَخَبِيرٌۢ بَصِيرٌۭ

و آنچه از كتاب به سوى تو وحى كرده‌ايم، خود حق [و] تصديق‌كننده [كتابهاى‌] پيش از آن است. قطعاً خدا نسبت به بندگانش آگاه بيناست.

ثُمَّ أَوْرَثْنَا ٱلْكِتَٰبَ ٱلَّذِينَ ٱصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا ۖ فَمِنْهُمْ ظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِۦ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌۭ وَمِنْهُمْ سَابِقٌۢ بِٱلْخَيْرَٰتِ بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَضْلُ ٱلْكَبِيرُ

سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه [آنان را] برگزيده بوديم، به ميراث داديم؛ پس برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ايشان ميانه‌رو، و برخى از آنان در كارهاى نيك به فرمان خدا پيشگامند؛ و اين خود توفيق بزرگ است.

جَنَّٰتُ عَدْنٍۢ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَلُؤْلُؤًۭا ۖ وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌۭ

[در] بهشتهاى هميشگى [كه‌] به آنها درخواهندآمد. در آنجا با دستبندهايى از زر و مرواريد زيور يابند و در آنجا جامه‌شان پَرنيان خواهد بود.

وَقَالُوا۟ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِىٓ أَذْهَبَ عَنَّا ٱلْحَزَنَ ۖ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌۭ شَكُورٌ

و مى‌گويند: «سپاس خدايى را كه اندوه را از ما بزدود، به راستى پروردگار ما آمرزنده [و] حق‌شناس است؛

ٱلَّذِىٓ أَحَلَّنَا دَارَ ٱلْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِۦ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌۭ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌۭ

همان [خدايى‌] كه ما را به فضل خويش در سراى ابدى جاى داد. در اينجا رنجى به ما نمى‌رسد و در اينجا درماندگى به ما دست نمى‌دهد.

وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقْضَىٰ عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا۟ وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى كُلَّ كَفُورٍۢ

و[لى‌] كسانى كه كافر شده‌اند، آتش جهنم براى آنان خواهد بود. حكم به مرگ بر ايشان [جارى‌] نمى‌شود تا بميرند، و نه عذاب آن از ايشان كاسته شود. [آرى،] هر ناسپاسى را چنين كيفر مى‌دهيم.

وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَآ أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَٰلِحًا غَيْرَ ٱلَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ ۚ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَآءَكُمُ ٱلنَّذِيرُ ۖ فَذُوقُوا۟ فَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٍ

و آنان در آنجا فرياد برمى‌آورند: «پروردگارا، ما را بيرون بياور، تا غير از آنچه مى‌كرديم، كار شايسته كنيم.» مگر شما را [آن قدر] عمر دراز نداديم كه هر كس كه بايد در آن عبرت گيرد، عبرت مى‌گرفت؛ و [آيا ]براى شما هشداردهنده نيامد؟ پس بچشيد كه براى ستمگران ياورى نيست.

۵مهلت الهی و سنت تغییرناپذیرآیات ۳۸–۴۵

إِنَّ ٱللَّهَ عَٰلِمُ غَيْبِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ

خدا[ست كه‌] داناى نهان آسمانها و زمين است، و اوست كه به راز دلها داناست.

هُوَ ٱلَّذِى جَعَلَكُمْ خَلَٰٓئِفَ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ فَمَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُۥ ۖ وَلَا يَزِيدُ ٱلْكَٰفِرِينَ كُفْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِلَّا مَقْتًۭا ۖ وَلَا يَزِيدُ ٱلْكَٰفِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَسَارًۭا

اوست آن كس كه شما را در اين سرزمين جانشين گردانيد. پس هر كس كفر ورزد كفرش به زيان اوست، و كافران را كفرشان جز دشمنى نزد پروردگارشان نمى‌افزايد، و كافران را كفرشان غير از زيان نمى‌افزايد.

قُلْ أَرَءَيْتُمْ شُرَكَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِى مَاذَا خَلَقُوا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌۭ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَمْ ءَاتَيْنَٰهُمْ كِتَٰبًۭا فَهُمْ عَلَىٰ بَيِّنَتٍۢ مِّنْهُ ۚ بَلْ إِن يَعِدُ ٱلظَّٰلِمُونَ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا

بگو: «به من خبر دهيد از شريكان خودتان كه به جاى خدا مى‌خوانيد؛ به من نشان دهيد كه چه چيزى از زمين را آفريده‌اند؟ يا آنان در [كار] آسمانها همكارى داشته‌اند؟ يا به ايشان كتابى داده‌ايم كه دليلى بر [حقّانيّت‌] خود از آن دارند؟» [نه،] بلكه ستمكاران جز فريب به يكديگر وعده نمى‌دهند.

۞ إِنَّ ٱللَّهَ يُمْسِكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ أَن تَزُولَا ۚ وَلَئِن زَالَتَآ إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍۢ مِّنۢ بَعْدِهِۦٓ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًۭا

همانا خدا آسمانها و زمين را نگاه مى‌دارد تا نيفتند، و اگر بيفتند بعد از او هيچ كس آنها را نگاه نمى‌دارد؛ اوست بردبار آمرزنده.

وَأَقْسَمُوا۟ بِٱللَّهِ جَهْدَ أَيْمَٰنِهِمْ لَئِن جَآءَهُمْ نَذِيرٌۭ لَّيَكُونُنَّ أَهْدَىٰ مِنْ إِحْدَى ٱلْأُمَمِ ۖ فَلَمَّا جَآءَهُمْ نَذِيرٌۭ مَّا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا

و با سوگندهاى سخت خود به خدا سوگند ياد كردند كه اگر هرآينه هشداردهنده‌اى براى آنان بيايد، قطعاً از هر يك از امتها[ى ديگر] راه‌يافته‌تر شوند، و[لى‌] چون هشداردهنده‌اى براى ايشان آمد، جز بر نفرتشان نيفزود.

ٱسْتِكْبَارًۭا فِى ٱلْأَرْضِ وَمَكْرَ ٱلسَّيِّئِ ۚ وَلَا يَحِيقُ ٱلْمَكْرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِۦ ۚ فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ ٱلْأَوَّلِينَ ۚ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَبْدِيلًۭا ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَحْوِيلًا

[انگيزه‌] اين كارشان فقط گردنكشى در [روى‌] زمين و نيرنگ زشت بود، و نيرنگ زشت جز [دامن‌] صاحبش را نگيرد. پس آيا جز سنّت [و سرنوشت شوم‌] پيشينيان را انتظار مى‌برند؟ و هرگز براى سنّت خدا دگرگونى نخواهى يافت.

أَوَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَكَانُوٓا۟ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةًۭ ۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعْجِزَهُۥ مِن شَىْءٍۢ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِى ٱلْأَرْضِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَلِيمًۭا قَدِيرًۭا

آيا در زمين نگرديده‌اند تا فرجام [كار] كسانى را كه پيش از ايشان [زيسته‌] و نيرومندتر از ايشان بودند بنگرند؟ و هيچ چيز، نه در آسمانها و نه در زمين، خدا را درمانده نكرده است، چرا كه او همواره داناى تواناست.

وَلَوْ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِمَا كَسَبُوا۟ مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِن دَآبَّةٍۢ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى ۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِۦ بَصِيرًۢا

و اگر خدا مردم را به [سزاى‌] آنچه انجام داده‌اند مؤاخذه مى‌كرد، هيچ جنبنده‌اى را بر پشت زمين باقى نمى‌گذاشت؛ ولى تا مدتى معين مهلتشان مى‌دهد، و چون اجلشان فرا رسد خدا به [كار] بندگانش بيناست.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source