‹ همهٔ سوره‌ها الحديد
۵۷

الحديد

آهن

مدنی۲۹ آیه

«حدید» (۵۷)

موقعیت زمانی

سوره حدید در پنجمین سال هجرت درمدینه نازل است. در این سال غزوه خندق (جنگ احزاب) که بزرگترین ائتلاف یهود و مشرکین علیه مسلمانان بشمار می‌رفت، اتفاق افتاد و شهر مدینه قریب یکماه در محاصره دشمن قرار گرفت. جنگ با یهودیان «بنی قریضه» نیز به دنبال همین نبرد انجام شد. ازطرفی پیامهای این سوره را می‌توان به عنوان مقدمه چینی و زمینه‌سازی وقایع سال بعد (ششم) تلقی کرد که سنه «استئناس» (ریختن ترس) نامیده شده و مسلمانان درطول یکسال حداقل ۴ غزوه و ۲۴ سریه را پشت سر گذاشتند (حدود یکسوم کل جنگ‌های پیامبر). بی جهت نیست این سوره «حدید» (آهن)²


  1. مطابق جدول شماره ۱۵ کتاب «سیر تحول قرآن».
  1. در کتاب «المنجد» استأنس را به معنای: ذهب توحُشه – الجماعة الكثيره گرفته است که نوعی ریختن ترس و آرامش قلب و امنیت و تجمع را نشان می‌دهد.
  1. غزوات به جنگه‌ائی می‌گویند که پیامبر (ص) در آن شرکت داشته است ولی سریه جنگی است که پیامبر سرداری برای آن تعیین فرموده است. غزوات سال ششم عبارتند از: ذی قرد – بنی المصطلق – حدیبیه – بنی لحیان. نام و فرماندهان سرایای سال ششم عبارتند از: محمد بن مسلمه (۲ بار) عکاشه، سعد بن عباده، ابو عبیده جراح (۳ بار)، کرزین جابر فهری، زید بن حارثه (۸ بار)، عبدالله بن رواحه (۲ بار)، ابوبکر بن ابی قحاقه، عمر بن خطاب، هلال بن حارث، بشر بن سوید، عبد الرحمن بن عوف، علی ابن ابی طالب، عبدالله بن عتیک.
  1. آهن به عنوان فلزی که با آن می‌توان زره و سیر و شمشیر و نیزه و سایر آلات جنگی را ساخت. در ضمن در معنای «حدید» نوعی تیزی و برندگی هم خوابیده که قرآن در مورد زخم زبان (سلقو کم بالسنه حداد) و تیزبینی (فیصرک الیوم حدید) آن را بکار برده است. حضرت داود (ع) نیز به فضل الهی به ذوب آهن آگاهی یافته و زره‌های دقیق و حساب شده‌ای می‌ساخت (... والثّاله الحدید، ان اعمل سابغات فی السّرّد و اعملوا صالحاً إِنِّى بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭسورهٔ سبا، آیهٔ ۱۱) سیا ۱۱.

نام گرفته و یکی از رسالت‌های پیامبران الهی را پس از ارائه بینات و کتاب و میزان برای برپاداشتن مردم به قسط، دفاع از مجتمع ایمانی به نیروی «حدید» و به یاری مؤمنین قرار داده است، گرچه آهن را منافع بیشمار دیگری برای مردم هست:

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلْقِسْطِ ۖ وَأَنزَلْنَاآیهٔ ۲۵

ٱلْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌۭ شَدِيدٌۭآیهٔ ۲۵ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلْغَيْبِآیهٔ ۲۵ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّ عَزِيزٌۭآیهٔ ۲۵)

آیه ۲۵.

تدارک جهاد، محور اصلی - آنچه محور سوره را تشکیل می‌دهد نه اصل جهاد و قتال بلکه تدارک مالی آن و انفاق و صدقات برای تأمین هزینه‌ها و مخارج دفاعی می‌باشد. گویا با آیات مفصلی که در سالیان نخست هجرت (و قبل از آن) درباره لزوم جهاد نازل شده بود اصل این فریضه پذیرفته شده و نیاز چندانی به تکرار و تأکید آن نبوده است، اما گاهی مایه گذاشتن از مال و دارایی مشکل تر از مایه گذاشتن از جان می‌گردد، بخصوص اگر به خاطر بیاوریم که مهاجرین به مدینه خانه و زندگی و دارایی خود را در مکه به جای گذاشته و دست خالی بسوی خدا هجرت کرده بودند. انصار مدینه نیز که دارایی خود را با برادران مهاجر نصف کرده بودند درشدت فقر و نیاز زندگی می‌کردند. معروف است که در یکی از جنگ‌ها ۱ آذوقه خرمای سپاه آنقدر مختصر بود که در روزهای آخر به هر نفر بیش از یک خرما به عنوان تنها غذا نمی‌رسید!

اگر درنظر داشته باشیم که در روزگار گذشته سازمان منظم ارتشی و سرباز وظیفه یا کادر موظف به شکل امروزی وجود نداشت و بودجه و خزان‌های برای تأمین مخارج جنگی نبود، به لزوم بسیج همگانی مردان جامعه به هنگام خطر و شرکت عموم مردم در تدارک آذوقه سپاه بهتر پی می‌بریم. چنین عملی را قرآن در قالب جمله «انفاق فی سبیل الله» معرفی کرده است و هرکجا در قرآن کلمه انفاق با «سبیل الله» ترکیب شده همین مفهوم را می‌رساند ۲

به این ترتیب در این سوره تأکید فراوانی روی: انفاق، صدقات، قرض الحسنه، و ازجهت منفی روی: بخل، آرزوهای نفسانی و بهره‌های دنیائی شده است. ذیلاً برخی آیات مورد نظر را که دقیقاً در رابطه با تدارک مالی جهاد می‌باشد نقل می‌نمائیم:

  1. در سریه «ابو عبید» بن جراح فهری: به منطقه «سیف البحر» در ذی حجه سال پنجم هجری. به روایت ابن اسحاق.
  1. برای توضیح بیشتر و مطالعه مواردی که این ترکیب در قرآن تکرار شده می‌توانید به کتاب «کلماتی از قرآن» مقاله انفاق از همین قلم مراجعه فرمائید.

۱- انفاق

آیه (۷) ءَامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَأَنفِقُوا۟ مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِآیهٔ ۷ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنكُمْ وَأَنفَقُوا۟ لَهُمْ أَجْرٌۭ كَبِيرٌۭآیهٔ ۷ (۱۰) وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِآیهٔ ۱۰ وَٱلْأَرْضِ ۚ لَا يَسْتَوِى مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ ٱلْفَتْحِ وَقَٰتَلَ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَآیهٔ ۱۰ أَعْظَمُ دَرَجَةًۭ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُوا۟ مِنۢ بَعْدُ وَقَٰتَلُوا۟ ۚ وَكُلًّۭا وَعَدَ ٱللَّهُآیهٔ ۱۰ ٱلْحُسْنَىٰ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭآیهٔ ۱۰

آیه (۷) که بلافاصله پس مقدمه توحیدی ۶ آیه ای سوره آمده است، سرفصل سوره را نشان می‌دهد (ءَامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَأَنفِقُوا۟آیهٔ ۷) یعنی شرط ایمان به خدا و رسولش «انفاق» می‌باشد و کسانی که از ایمانشان انفاق حاصل گردد، اجر کبیری خواهند داشت (فالذين ءَامَنُوا۟ مِنكُمْ وَأَنفَقُوا۟ لَهُمْ أَجْرٌۭ كَبِيرٌۭآیهٔ ۷). معمولاً در قرآن به دنبال ایمان، عمل صالح قرار می‌گیرد ولی در اینجا مصداق عمل صالح را که متناسب با نیاز روز، تدارک مالی جهاد اسلامی بوده، در قالب کلمه انفاق نشان داده است. نکته دیگر پیوستگی ایمان به خدا و ایمان به رسول است که علاوه بر آیه فوق در سه آیه دیگر این سوره نیز تکرار شده است. ۱ در بیشتر سوره‌ها مسئله «اطاعت» از رسول مطرح می‌شود و لی در اینجا «ایمان» به رسول توصیه شده است. گویا منظور باوردشتن صادقانه رسالت او و احساس تعهد و مستولیت از طریق مایه گذاشتن و خرج کردن در راه تحقق چنین رسالتی می‌باشد. و امّا در آیه (۱۰) (ردیف بعد) پیوند انفاق با مسئله «فتح» و «قتال» آشکارتر می‌باشد، در این آیه عدم یکسانی آنهایی را که در شرایط خطر انفاق می‌کنند با کسانی که پس از فتح در شرایط امن انفاق می‌نمایند، نشان می‌دهد. در عین حالیکه دست رد به سینه تازه واردان نزد، و طردشان نمیکند بلکه وعده نیکو هم می‌دهد.

الحديد · آیه ۱۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ لَا يَسْتَوِى مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ ٱلْفَتْحِ وَقَٰتَلَ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةًۭ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُوا۟ مِنۢ بَعْدُ وَقَٰتَلُوا۟ ۚ وَكُلًّۭا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلْحُسْنَىٰ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ

و شما را چه شده كه در راه خدا انفاق نمى‌كنيد و [حال آنكه‌] ميراث آسمانها و زمين به خدا تعلق دارد؟ كسانى از شما كه پيش از فتح [مكه‌] انفاق و جهاد كرده‌اند، [با ديگران‌] يكسان نيستند. آنان از [حيث ]درجه بزرگتر از كسانى‌اند كه بعداً به انفاق و جهاد پرداخته‌اند. و خداوند به هر كدام وعده نيكو داده است، و خدا به آنچه مى‌كنيد آگاه است.

۲- قرض و صدقات - به دنبال آیه فوق (۱۰)، در آیه ۱۱ «قرض» به خدا ارا مطرح می‌سازد. از آنجایی که انفاق در راه خدا باضعاف مضاعف به شکل اجر کریم در دنیا و آخرت به انفاق کننده بر می‌گردد، «قرض» نامیده شده است تا در نفس پرداخت کننده راحت تر جلوه کند. (من ذالذی يُقْرِضُ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭاسورهٔ بقره، آیهٔ ۲۴۵ فيضاعفه له و له اجر کبیر). و از آنجایی که نشانه «صدق» ایمان، مایه گذاشتن از دارایی و مایملک است، و محک تشخیص و تمایز ایمان زبانی با ایمان قلبی در فداکاری به خاطر آن می‌باشد، انفاق «صدقه»

الحديد · آیه ۱۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

مَّن ذَا ٱلَّذِى يُقْرِضُ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا فَيُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥ وَلَهُۥٓ أَجْرٌۭ كَرِيمٌۭ

كيست آن كس كه به خدا وامى نيكو دهد تا [نتيجه‌اش را] براى وى دوچندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد؟


  1. آیات ۷-۱۹-۲۱-۲۸
  2. این از جهاتی قابل انطباق و مقایسه با آیه ۹۵ سوره نساء می‌باشد (لَّا يَسْتَوِى ٱلْقَٰعِدُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَسورهٔ نساء، آیهٔ ۹۵...)

«حدید»(۵۷)/۱۵۳

نامیده شده که صداقت و راستی ایمان را نشان می‌دهد (چه مرد چه زن) ۱. إِنَّ ٱلْمُصَّدِّقِينَ وَٱلْمُصَّدِّقَٰتِ وَأَقْرَضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا يُضَٰعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌۭ كَرِيمٌۭآیهٔ ۱۸ (آیه ۱۸) مؤمنی که انفاق می‌کند به دلیل صداقت ایمانش مُصَدِّق (متصدق) نامیده شده و مؤمنی که به خاطر نفس پرستی و خودخواهی، دَرنگ در کارخیر، شک و تردید در هدف و غرور آرزوهای دنیائی از انفاق خودداری می‌کند در این سوره منافق نامیده شده است. چه مرد چه زن: (يَوْمَ يَقُولُ ٱلْمُنَٰفِقُونَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتُ لِلَّذِينَآیهٔ ۱۳ آمنوا... قالوا بلی و لکنکم فتنتم انفسکم و وَتَرَبَّصْتُمْ وَٱرْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ ٱلْأَمَانِىُّ حَتَّىٰ جَآءَ أَمْرُ ٱللَّهِ وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلْغَرُورُآیهٔ ۱۴ اینها که دردنیا حاضر نشدند با انفاق از مال خویش توشهای برای آخرت برگیرند، درسرای جاوید نیز فدیه و عوضی از آنها پذیرفته نخواهد شد (فَٱلْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌۭآیهٔ ۱۵) چرا که آنها نه تنها «بخل» می‌ورزیدند، بلکه مردم را با فرمان دادن به بخل از انفاق در راه خدا (تدارک جهاد) باز می‌داشتند: ٱلَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلْبُخْلِ ۗ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُآیهٔ ۲۴ (آیه ۲۴).

مسئولیت مشترک مرد و زن در تدارک جهاد نکته ظریفی که در آیات ذکرشده وجود دارد، به کاربردن صیغه مؤنث به صورت توأمان در مورد مؤمنین و المؤمنات (آیه ۱۱) و مُصَدِّقین والمُصَدِّقات (آیه ۱۸) و منافقین والمنافقات (آیه ۱۴) می‌باشد. دلیل این امر امکان و بلکه لزوم شرکت بانوان در امر تدارک جهاد و پرداخت هزینه‌های آن می‌باشد. اگر آنها به دلیل ضعف جسمی نمی‌توانند شمشیر بردارند و بجنگند چه دلیل دارد در پشت جبهه از چنین فضیلت و فریضهای محروم بمانند؟ حمایت از مجاهدین همانقدر ارزش دارد که نفس جهاد. اصلاً این خود جهاد دیگری است که در میدان جهاد اکبر با حبّ دنیا انجام می‌شود. در ضمن این نکته هم قابل توجه است که دوکلمه «نفاق» و «صدق» در این سوره مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند و هر دو کلمه نیز در زمینه انفاق و مسائل مالی تعریف شده‌اند. فضل عظیم - انگیزه ای که می‌تواند محرّک مؤمنین برای «انفاق فی سبیل الله» باشد علاوه بر قرض الحسنه شمردن چنین عملی که قرض گیرنده اش خدا است (اگرچه او غنی و

  1. اقرب الموارد در علت این تسمیه گوید: بنده به وسیله آن صدق عبودیت خود را اظهار می‌کند. (افعال صدقه)

درباب تفعل می‌آید)

حميد است)، «فضل عظیمی» است که دردنیا و آخرت به انفاق کنندگان وعده داده است. اگر مؤمن باور کند در ازای انفاقی که می‌کند، چه فضل و پاداشی از خداوند «ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۷۴» دریافت می‌کند، به راحتی از دارایی خود صرف نظر می‌کند. و چه «فضلى» بالاتر از مغفرت ربوبی و بهشتی به فراخنای آسمان‌ها و زمین که برای مؤمنین به خدا و رسول مهیا گشته است ۱

کلمه فضل ۵ بار در ۲ آیه این سوره تکرار شده که تأکید و تمرکز آن را باتوجه به سیاق سوره نشان می‌دهد ۲

آیه (۲۱) سَابِقُوٓا۟ إِلَىٰ مَغْفِرَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْآیهٔ ۲۱ و جنة عَرْضُهَا كَعَرْضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِآیهٔ ۲۱ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِآیهٔ ۲۱ و رسله ذَٰلِكَ فَضْلُ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُآیهٔ ۲۱ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِآیهٔ ۲۱

الحديد · آیه ۲۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

سَابِقُوٓا۟ إِلَىٰ مَغْفِرَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ

[براى رسيدن‌] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش چون پهناى آسمان و زمين است [و] براى كسانى آماده شده كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده‌اند، بر يكديگر سبقت جوييد. اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد آن را مى‌دهد، و خداوند را فزون‌بخشى بزرگ است.

(۲۹) لِّئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ ٱلْكِتَٰبِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَىْءٍۢ مِّن فَضْلِ ٱللَّهِ ۙ وَأَنَّ ٱلْفَضْلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِآیهٔ ۲۹

از آنجائی که آخرین آیه یا آخرین جمله هر سوره معمولاً پیام ویژه ای در رابطه با اصلی ترین محورهای آن دارد و به نوعی عصاره و خلاصه آن محسوب می‌شود، در این سوره نیز جمله «وَأَنَّ ٱلْفَضْلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِآیهٔ ۲۹» را می‌توانیم مهمترین پیام به مؤمنین تلقی نمائیم. این جمله که دوبار، در متن و انتهای سوره تکرار شده با نام نیکوی «والله ذوالفضل العظيم» ختم می‌شود و خاطره چنین معنای مدتها پس از قرائت سوره جان را سرمست از شوق و سیراب از تشنگی نگه می‌دارد.

  1. مشابه این معنا را که آیه (۲۱) این سوره بیان می‌کند، آیه (۱۳۳) سوره آل عمران با مختصر تفاوتی تأکید می‌نماید: (وَسَارِعُوٓا۟ إِلَىٰ مَغْفِرَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۳۳). با این تفاوت که به جای کلمه «سابقوا» کلمه «سارعوا» آمده و به جای جمله مفصل «اعدت للذین...» جمله کوتاه «اعدت للمتقین» آمده است. علاوه بر آن در سوره حدید «سماء» بکار رفته و در آل عمران «سموات». علت این اختلافات را شاید بتوان چنین بیان داشت که گویا توصیف سوره آل عمران در وصف بهشت متقین که فراخنای آن تمامی‌آسمانها (سموات) است، بالاتر از بهشت انفاق کنندگان (در سوره حدید) است که فراخی آن آسمان (سماء) می‌باشد. علاوه بر آن در سوره آل عمران چون زمینه بحث در آیات قبل و بعد آیه مذکور (۱۳۳) مسئله «تقوی» می‌باشد، کلمه «سارعوا» برای تقوی که امری درونی و غیرقابل مشاهده است مناسبتر می‌باشد. در حالیکه در سوره حدید به دلیل زمینه آن که مسئله «انفاق» می‌باشد، کلمه «سابقوا» به دلیل مشخص و مشهود بودن عمل انفاق، به خاطر تحریک رقابت اتخاذ شده است. اما تفصیلی که در جمله «اعدت للذین...» با ذکر فضل و پاداش الهی نسبت به جمله کوتاه «اعدت للمتقین» آمده، در رابطه با تشویق انفاق کنندگان به چنین فضلی می‌باشد.
  1. تنها در سوره‌های آل عمران و نساء این کلمه ۶ مرتبه به کار رفته است که بیشتر از سوره حدید می‌باشد (صرف نظر از حجم چند برابر آنها نسبت به این سوره)

«حدید»(۵۷) / ۱۵۵

نور ایمان و عمل

پس از سوره «نور» که کلمه «نور» ۷ بار درآن تکرار شده، سوره حديد با ۵ بار تکرار بیشترین توجه و تمرکز را روی این کلمه دارد. در این سوره کلمه نور درارتباط با «ایمان» به خدا و رسول و «عمل» «انفاق» (یا صدقات و قرض به خدا) مطرح شده است. یعنی روح و جان مؤمن هنگامی نورانی می‌شود که به خدا و رسولش ایمانی راستین داشته ازآنچه به دست آورده برای مجتمع ایمانی مایه بگذارد. تنها دراین صورت است که معلوم می‌شود از بند اسارت خودخواهی و دنیاطلبی خارج شده و با «انفاق» که ایثار مالی شمرده می‌شود، مصالح عمومی را بر منافع فردی خویش ترجیح داده است. و به همین دلیل هم در بیشتر مواردی که کلمه نور در این سوره به کار رفته، به دنبال موضوع ایمان به خدا و رسول و انفاق (یا صدقات و قرض) آمده است:

آیات (۷ و ۸) هُوَ ٱلَّذِى يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبْدِهِۦٓآیهٔ ۹ آیات بَيِّنَٰتٍۢ لِّيُخْرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِآیهٔ ۹ و ان الله بکم لرؤف رحیم - وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ لَا يَسْتَوِى مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ ٱلْفَتْحِ وَقَٰتَلَ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةًۭ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُوا۟ مِنۢ بَعْدُ وَقَٰتَلُوا۟آیهٔ ۱۰...

آیات (۱۰ و ۱۱) مَّن ذَا ٱلَّذِى يُقْرِضُ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا فَيُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥ وَلَهُۥٓ أَجْرٌۭ كَرِيمٌۭآیهٔ ۱۱ - يَوْمَ تَرَى ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ يَسْعَىٰ نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَٰنِهِمآیهٔ ۱۲...

آیات (۱۸ و ۱۹) إِنَّ ٱلْمُصَّدِّقِينَ وَٱلْمُصَّدِّقَٰتِ وَأَقْرَضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا يُضَٰعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌۭ كَرِيمٌۭآیهٔ ۱۸ - وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ ۖ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْآیهٔ ۱۹...

آیه (۲۸) یا ایها الذین آمنوا اتقواالله و امنوا بِرَسُولِهِۦ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِۦآیهٔ ۲۸ و یجعل لَّكُمْ نُورًۭا تَمْشُونَ بِهِۦآیهٔ ۲۸ ویغفرلکم والله غفور رحیم.

جالب اینکه انفاق کنندگان را با این عمل که صدق ایمانشان را ثابت می‌کند، «مصدقین و مصدقات» (آیه ۱۸) و صدّیقون (آیه ۱۹) نامیده و خودداری کنندگان از انفاق را درعین آنکه مسلمان هستند، «منافقین و منافقات» نام گذاشته است. اینها چون دردنیا فاقد نور هدایتی بودند که به ایمان صادقانه به خدا و رسول و انفاق هدایتشان کند، در آخرت نیز نوری که مقابل آنها را روشن کند نخواهند داشت. و چه زیبا و گویا این صحنه قیامت را تصویر کرده است که اجر کریم قرض دهندگان به خدا را به نوری تشبیه کرده که مقابل و سمت راستشان را روشن می‌کند (آیات ۱۱ و ۱۲) و برعکس، منافقین چون درحیات دنیائی

خیر و خدمتی نکرده‌اند، نوری نخواهند داشت تا روشنگر راهشان باشد. شگفت اینکه وقتی از مؤمنین تقاضا می‌کنند برآنها نظری کنند تا از نور آنها اقتباس نمایند جواب می‌شنوند۱ به پشت سر خود (دنیا) برگردید و از آنجا نوری طلب کنید...

يَوْمَ يَقُولُ ٱلْمُنَٰفِقُونَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتُ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱنظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ٱرْجِعُوا۟ وَرَآءَكُمْ فَٱلْتَمِسُوا۟ نُورًۭا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍۢ لَّهُۥ بَابٌۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحْمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلْعَذَابُآیهٔ ۱۳

حال که چنین است، برای ذخیره کردن نوری که روشنگر راه ابدی باشد، باید به کتاب خدا مراجعه نمائیم تا با هدایت آن به وظایف و اعمالهیکه تأمین کننده نور دنیا و آخرت انسان می‌گردد، آشنائی پیدا کنیم (هوالذی یئزّل علی عبده آیات بَيِّنَٰتٍۢ لِّيُخْرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِآیهٔ ۹ و ان الله بکم لرؤف رحیم) آیه ۹.

و امّا نوری که در این سوره نشان داده شده، همان‌طور که گفته شد از طریق ایمان به خدا و رسول (لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦآیهٔ ۲۱) و اثبات صدق این ایمان به وسیله «انفاق» (مصداقی از عمل صالح متناسب با نیاز زمان نزول این سوره) تحقق می‌یابد. کسانی که چنین ایمان و عملی داشته باشند، «صدیّقون» نامیده می‌شوند که نه تنها با زبان بلکه عملاً به وسیله انفاق صداقت خود را ثابت کرده‌اند و همین‌ها شاهدانی (درصحنه تعهدات ایمانی و اجتماعی) محسوب می‌شوند که به دلیل پیشتازی در انفاق مدل و الگو (شاهد) برای بقیه مردم در چنین عملی می‌شوند.

إِنَّ ٱلْمُصَّدِّقِينَ وَٱلْمُصَّدِّقَٰتِ وَأَقْرَضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭاآیهٔ ۱۸... وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ ۖ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْآیهٔ ۱۹... (آیه ۱۸)

این سخن نیز گفتنی است که نور ایمان و عمل تنها راه ابدی آخرت را روشن نمی‌کند، بلکه دردنا نیز خط مشی مؤمن را برای او تبیین می‌نماید۳:


  1. گویا این جواب را که با فعل مجهول «قيل» (گفته می‌شود) ذکر شده، موکلین عذاب می‌دهند نه مؤمنینی که به دلیل خصلت ترحم و دلسوزی عاری از بخل و کینه هستند.
  1. تا آنجائیکه نگارنده مطالعه کرده و اطلاع دارد مفسرین دو کلمه «صدیّقون» و «شهداء» را گروهی مستقل از اهل ایمان و انفاق موردنظر این سوره معرفی کرده‌اند که اینها به آنها خواهند پیوست. امّا با توجه به سیاق سوره و ارتباط و همآهنگی آیات قبل و بعد به نظر می‌رسد این دوصفث شأن همان کسانی است که با انفاق صدق ایمان خود را ثابت می‌کنند و درصحنه مسئولیت‌های اجتماعی نقش شاهد (نمونه و الگوی قابل مشاهده) را ایفا می‌نمایند.
  1. رابطه نور را با خط مشی زندگی علاوه بر آیه فوق در آیه ۱۲۲ انعام می‌توان ملاحظه کرد (أَوَمَن كَانَ مَيْتًۭا فَأَحْيَيْنَٰهُ وَجَعَلْنَا لَهُۥ نُورًۭا يَمْشِى بِهِۦ فِى ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِى ٱلظُّلُمَٰتِسورهٔ انعام، آیهٔ ۱۲۲)

«حدید»(۵۷)/۱۵۷

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَءَامِنُوا۟ بِرَسُولِهِۦ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِۦ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًۭاآیهٔ ۲۸ تمشون به و یغفرلکم والله غفور رحیم.

عبرت گیری از اکثریت فاسق امت‌های سلف

در سوره حدید سه بار با اشاره به پیروان انبیاء پیشین و اهل کتاب دوشریعت بزرگ یهود و نصاری، تصریح می‌نماید که علیرغم کتاب و بینات و میزانی که رسولان آوردند، بیشتر پیروانشان «فاسق» گرائیدند. معنای فسق که دراصل خارج شدن خرما از غلاف خود یا خروج هرچیز از پوسته محافظ خود به سوی فساد است، درمفهوم دینی خروج از حق و شرع را که ملازم پیروی از شیطان و هوای نفس و فساد و تباهی می‌باشد می‌رساند. به این معنا که باخروج از قوانین الهی، که همچون حد ۱ و حریمی نفس سرکش انسان را در دائره خود مهار و محدود کرده، انسان مانند میوه ای که با پاره شدن پوسته اش آماده فساد و گندیدگی می‌شود، بسوی تباهی و فساد کشیده می‌شود. به این ترتیب فسق به عملی اطلاق می‌شود که این حریم و محدوده را، که قانون شرع نامیده می‌شود، نقض نماید. در این سوره سه بار جمله «وکثیر منهم فاسقون» تکرار شده است. این سخن در رابطه با امت‌های پیشین نشان می‌دهد که جمع کثیری از آنها علیرغم کتاب و بینات و میزان، از حدود و ضوابط الهی خارج شدند. ذکر این شواهد تاریخی در این سوره با سیاق آن که ایمان راستین به خدا و رسول و انفاق در راه اهداف ایمانی (عمدتاً جهاد) را نشان می‌دهد، پیام خاصی را القاء می‌کند، این پیام که مسلمانان باید از سرنوشت پیروان انبیاء پیشین عبرت بگیرند و صداقت ایمانشان را به خدا و فرستاده اش با ایثار مالی (انفاق)، که قانونی الهی است، اثبات نمایند، خودداری از انفاق و بخل قانون شکنی و فسق محسوب می‌گردد:

آیه (۱۶) أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟آیهٔ ۱۶ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ۖ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْآیهٔ ۱۶ فاسقون

  • (۲۶) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًۭا وَإِبْرَٰهِيمَ وَجَعَلْنَا فِى ذُرِّيَّتِهِمَا ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلْكِتَٰبَ ۖ فَمِنْهُمآیهٔ ۲۶

مهتد و کثیر منهم فاسقون

  • (۲۷) ثم قفیّنا علی آثارهم بعیسی بن مریم و آتیناه الانجیل... فاتینا الذین آمنوا

مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ ۖ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَٰسِقُونَآیهٔ ۲۷

  1. الیمین والشمال مضله و الطريق الوسطى هي الجاده (نهج البلاغه خطبه ۱۶).

در هر سه آیه فوق نشان داده می‌شود که فاسقین قوانین «کتاب» را نقض کرده‌اند. حال که چنین است آیا پیروان آخرین پیامبر نباید پس از این همه تجربه تاریخی، از قساوتی که قلب دنیا پرستان امت‌های پیشین را بخاطر مال دوستی و بخل و خودداری از انفاق سخت کرده، دلشان به یاد خدا و آنچه از حق نازل کرده (قرآن) نرم شود؟

أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّآیهٔ ۱۶

دوبعد انحراف: ترک دنیا و اقبال به دنیا

تنها جان دوستی و دنیا پرستی فاسقین و منافقین نیست که مانع جهاد و قتال فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَوِسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۶۷ تدارک هزینه‌های آن می‌شود، ترک دنیا و رهبانیت نیز که نوعی گمراهی و انحراف است، مؤمنین پاکباخته ای را از این فریضه مهم بازمی دارد. در این سوره برای آنکه مؤمنین در طریق وسطی گام برداشته ازچپ روی و راست روی (افراط و تفریط) احتراز نمایند هردو بُعد انحراف را تبیین نموده است.

دربعد تفریط از ترک دنیا و رهبانیت ابداع شده مسیحیت نشانه می‌آورد، بدعتی که هرگز خداوند درانجیل بر آنان ننوشته بود:

ثم قفینا علی آثارهم برسلنا و قفینابعیسی ابن مریم و اتیناه ٱلْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأْفَةًۭآیهٔ ۲۷ و رحمة و رهبانیة ٱبْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَٰهَا عَلَيْهِمْآیهٔ ۲۷ الابتغاء رضوان الله فمارعوها حق رعایتها فَـَٔاتَيْنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ ۖ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَٰسِقُونَآیهٔ ۲۷.

همان‌طور که گفته‌اند، دنیا مزرعه آخرت است. با ترک دنیا و پیش گرفتن شیوه رهبانیت، هرچند به عشق خدا و انگیزه کسب رضایت او، ره به منزل نمی‌رسد. با این حال از آنجائی که نیت چنین مؤمنینی در دین مسیح پاک بوده، گو اینکه در همین راه هم معنای واقعی رهبانیت یعنی «زندگی با ترس مستمر از خدا»، را بجای نیاوردند (فمارعوها حق رعایتها)، اجر و پاداشی به مؤمنین آنها پرداخت می‌شود (فَـَٔاتَيْنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنْهُمْ أَجْرَهُمْآیهٔ ۲۷).

بعد دوم انحراف، دنیا پرستی و پیروی از آرزوهاست که جز فریب و غروری بیش نیست. درمورد مردان و زنان منافقی که از شرکت در تدارک هزینه‌های جهاد شانه خالی می‌کنند، بر این خصلت انحرافی آنها انگشت می‌گذارد که با خودفریبی و امروز فردکردن و درنگ و شک و تردید و سرگرمی به آرزوها (بجای ایمان به خدا و رسول و انفاق) تا دم مرگ که امر خدا فرا می‌رسد فریب شیطان را می‌خورند.

وَلَٰكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَٱرْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ ٱلْأَمَانِىُّآیهٔ ۱۴

و بالاخره خطاب به این دنیاپرستان، ماهیت اصلی دنیا را که چیزی جز «متاع غرور» نیست به روشن ترین وجه در آیه (۲۰) با تشبیه به بارانی که موجب رویش گیاه می‌گردد و پس از خرمی و سبزی، زردی و خشکی به دنبال می‌آورد در صفحه ذهن به تصویر می‌کشد: ٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّمَا ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا لَعِبٌۭآیهٔ ۲۰ و لهو و زینة و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ٱلْكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصْفَرًّۭا ثُمَّ يَكُونُآیهٔ ۲۰ حطاماً و فی الاخره عذاب شدید و مغفرة من الله و رضوان وما الحیوه الدنیا الامتع الغرور.

مصیبت‌ها – عامل دیگری که موجب کندی حرکت در راه خدا و سستی ایمان گر وندگان می‌شود، مصیبت‌های مختلف ارضی (همچون خشکسالی، آفت، سیل و غیره) و نفسانی (همچون جراحت و مرگ کسان) می‌باشد که می‌تواند بهانه ای برای بخل ورزی و خودداری از انفاق بشمار آید. بنابراین تأکید می‌نماید که همه مصیبت‌ها پیش از آفرینش در کتابی ثبت گشته است. به اتکاء چنین بینشی دیگر دلیل ندارد کسی بخاطر آنچه از دست می‌دهد تأسف بخورد یا آنچه بدست می‌آورد شادی متکبرانه نماید. و کسانی که (از بیم مصیبت‌ها، نیازمندی و فقری که ممکن است در اثر انفاق دامنگیر شود) هم خود بخل می‌ورزند و هم مردم را به این کار (خودداری از انفاق) دعوت می‌کنند، باید بدانند خداوند غنی و حمید است و با پشت کردن آنها ضرری نمی‌بیند (خودشان متضرر می‌گردند).

آیات (۲۱ تا ۲۳) مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍۢ فِى ٱلْأَرْضِآیهٔ ۲۲ و لا فِىٓ أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِىآیهٔ ۲۲ کتاب مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَآآیهٔ ۲۲ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٌۭسورهٔ حج، آیهٔ ۷۰.

لِّكَيْلَا تَأْسَوْا۟ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا۟ بِمَآ ءَاتَىٰكُمْ ۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍۢ فَخُورٍآیهٔ ۲۳

ٱلَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلْبُخْلِ ۗ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُآیهٔ ۲۴

عدالت اجتماعی

چنین نیست که با ایمان به خدا و رسول و انفاق از مال، کسی متضرر و مغبون گردد. این بینشی در نهایت تنگ نظری و جهالت است. وقتی که همه حقوق اجتماعی خود را بپردازند، همگی در برابر مصیبت‌های جنگ یا قحطی و غیره بیمه شده آنچه پرداخته‌اند غیر مستقیم در وقت نیاز به خودشان برمی‌گردد. و به همین دلیل به دنبال آیه فوق که بخل و خودداری از انفاق را در شرایط مصیبت بار تقبیح می‌نماید، از رسالت پیامبران سخن

می‌گوید که بینات و کتاب و فرقان را بخاطر قیام مردم به قسط (عدالت اجتماعی در کمیت‌ها، همچون مسائل اقتصادی) داده شدند و آهن (شمشیر و اسلحه) نیز گرچه شدت و سختی در ماهیتش نهفته است، اما «منافع» بی شماری نیز برای مردم دارد. هم به این خاطر که در صنایع و تکنولوژی کاربرد دارد و هم به این دلیل که با استفاده خدائی از «جدید» در جنگ مشروع دفاعی، منافع مجتمع ایمانی تضمین می‌گردد، به این ترتیب برای خدا معلوم می‌شود. چه کسانی (با استفاده از حدید) خدا و رسولش را (در صحنه نبرد) یاری می‌کنند، در عین حالی که او قوی و عزیز است:

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ ٱلْكِتَٰبَآیهٔ ۲۵ وَٱلْمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلْقِسْطِآیهٔ ۲۵ وَأَنزَلْنَا ٱلْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌۭ شَدِيدٌۭ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلْغَيْبِآیهٔ ۲۵ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّ عَزِيزٌۭآیهٔ ۲۵ (آیه ۲۵).

مقدمه توحیدی سوره: (تبين مثلث توحيد، قیامت و نبوت)

همان‌طور که ذکر آن رفت، ۶ آیه مقدمه سوره حکم اصول و کلیاتی را دارد که قبل از ورود به متن سوره و بیان فریضه تدارک جهاد، روح و جان مؤمنین را آماده می‌سازد.

در نخستین آیه طلیعه سوره، از تسبیح تکوینی عالم هستی در آسمانها و زمین، برای خداوند عزیز حکیم یاد می‌کند (سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُآیهٔ ۱). این آیه مبتدئی است که در آیات بعد خبر آن یعنی اسماء و صفات یا آثار چنین خداوندی را ذکر می‌نماید.

ابتدا انحصار «ملک» او را توصیف می‌کند که نشانه آن حیات و مرگ تقدیر شده همه موجودات است (لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ يُحْىِۦ وَيُمِيتُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌآیهٔ ۲)، پس از مالکیت، علم بی انتهای او را به آغاز و انجام و ظاهر و باطن تمامی پدیده‌ها اشعار می‌دارد (هُوَ ٱلْأَوَّلُ وَٱلْءَاخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌآیهٔ ۳). آنگاه از «خالقيت» و «تدبيری» که با استوارشدن برعرش (اداره نظام و سیستم هستی) درپیش گرفته، و آثار چنین تدبيری را در نفوذ تدريجی آب در زمین و خروج آن (به صورت چشمه و رودخانه)، یا نزول باران از آسمان به زمین و تبخیر آب و صعود و خروج مجدد آن به آسمان سراغ می‌دهد، بی شک چنین پروردگاری که با همه پدیده‌ها همراه است و بر مراحل و مراتب تطوری آنها علم دارد، همراه انسان نیز هست و به آنچه می‌کند بصیرت دارد. (هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ ۚ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ۖ وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭآیهٔ ۴).

«حدید»(۵۷) / ۱۶۱

چنین خداوندی که در دائره امکان، ابتدا و انتهای حیات و حرکت هر مخلوقی را به ید قدرت خود دارد و به ظاهر و باطن آن آگاه است، همچنانکه در پدیده‌های جوی، که در مثال فوق تبیین گردید، در دایره و سیکل بسته ای باران را از آسمان نازل می‌کند سپس آن را به صورت بخارآب برمی‌گرداند، یا آب را در زمین فرو می‌برد سپس از آن خارج می‌سازد، انسان را نیز، همچون بقیه امور، زیر نظر رحمت دارد، می‌میراند، سپس مجدداً در نشته دیگر مبعوث می‌نماید. این برهان اثبات قیامت است که پس از تبیین توحید تشریح شده است: (لَّهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُآیهٔ ۵). در اینجا بار دیگر برانحصار مالکیت¹ خدا تکیه کرده است تا علاوه بر ملک او در دنیا (آیه ۲)، بر ملک او در آخرت نیز تصریح کرده باشد (والله اعلم).

در آخرین آیه مثالی دیگر از چنین گردشی می‌زند تا علم خدا را، همچنانکه بر کلیه مراحل و منازل دائره وار پدیده‌ها حاکم است، بر تمامی اعمال انسان نشان دهد. تنها با چنین یقینی است که انسان به حساب و کتاب دادگاه عدل الهی در روز قیامت ایمان می‌آورد. بهشت و جهنمی‌که برای ابرار و اشرار فراهم شده و تفکیک و تمایز انسانها در روز حشر بر حسب اعمال و مکتسباتش، ناشی از تدبیر همان خداوند عزیز حکیمی است که نام مبارکش در اولین آیه سوره زینت بخش پیام‌های حکیمانه سوره گشته است.

یولج اللیل فی النهار و یولج النهار فی اللیل و هو علیم بذات الصدور این نکته نیز قابل توجه است که ۴ آیه مقدمه سوره، «توحید» را تبیین می‌نماید و ۲ آیه بعد «قیامت» و رجعت بسوی خدا را و آیه هفتم «نبوت» را.

«ایمان» و «رسالت»

دو واژه ایمان و رسول در این سوره به نسبت بسیار بالائی، علیرغم حجم کم سوره، تکرار شده‌اند، ۱۳ بار مشتقات ایمان و ۱۰ بار مشتقات رسول. عمدتاً این دو واژه در ترکیب با یکدیگر در قالب جمله «فَـَٔامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦسورهٔ تغابن، آیهٔ ۸» (۲ بار)² یا «وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦسورهٔ نساء، آیهٔ ۱۵۲» (۲ بار)² بکار رفته‌اند، یا اینکه در یک آیه در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند مثل: آیه (۸) وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ ۙ وَٱلرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا۟ بِرَبِّكُمْآیهٔ ۸...»، آیه (۲۸) یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله...» گرچه مواردی هم کلمه «ایمان» مستقل از کلمه رسول بکار رفته است (آیات ۱۲ و


  1. مقدم آمدن کلمه «له» بر ملک، انحصار را می‌رساند.
  2. آیات ۷ و ۲۸
  3. آیات ۱۹ و ۲۱

و ۱۳ و ۱۶). همچنین در برخی از این آیات به جای کلمه رسول، کتابی که بر رسول نازل شده و رسالت او را تبیین نموده ذکر شده است (أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَاآیهٔ ۱۶ نزل من الحق...). همان‌طور که قبلاً گفته شد، در این سوره بجای «اطاعت از رسول»، «ایمان به خدا و رسولش» مطرح گشته است تا مؤمنین با باور کردن رسالت او با جان و دل در راه خدا جهاد کنند و هزینه این فریضه را تدارک نمایند.

اسماء الحسنى

برخلاف دوسوره قبل که رنگ توحیدی داشت و برای تفهیم توحید به جای تکیه روی الوهیت (که مورد پذیرش مشرکین بود)، از ربوبیت مورد انکار آنها سخن می‌گفت، در اینجا به دلیل مخاطب سوره، که مسلمانان هستند، قضیه بر عکس می‌شود. در دوسوره گذشته اصلاً نام جلاله «الله» بکار نرفته بود، در حالیکه در این سوره ۳۲ بار این نام تکرار می‌گردد (بازای هر ۱۷ کلمه یکبار) و مؤمنین را متوجه این عظمت می‌نماید. علاوه بر آن، در دوسوره گذشته، در هر کدام فقط دو یا سه نام از اسماء الحسنى به کار رفته بود ۱ در حالیکه در این سوره از آنجائیکه مخاطبین پیامها مؤمنین آشنای به اسماء هستند، با تعداد به مراتب بیشتری برخورد می‌کنیم. ذیلاً این اسماء را که عمدتاً در مقدمه ۶ آیه ای سوره قرار گرفته‌اند ذکر می‌نمائیم:

آیه (۱) وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُسورهٔ لقمان، آیهٔ ۹ (۲) هو علی کل شی قدیر (۳) هُوَ ٱلْأَوَّلُ وَٱلْءَاخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌآیهٔ ۳ (۴) وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌسورهٔ تغابن، آیهٔ ۲ (۶) وَهُوَ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِآیهٔ ۶ (۹) ان الله لرؤف رحیم (۱۰) وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭسورهٔ تغابن، آیهٔ ۸ (۲۱) وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِسورهٔ جمعه، آیهٔ ۴ (۲۴) فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُآیهٔ ۲۴ (۲۵) إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّ عَزِيزٌۭآیهٔ ۲۵

  1. ذی الجلال والاكرام در سوره رحمن و ربک العظیم در سوره واقعه.

«حدید»(۵۷) / ۱۶۳

(۲۸) والله غفور رحیم (۲۹) وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِسورهٔ جمعه، آیهٔ ۴

بجز نامهای علیم و رحیم و عزیز و ذوالفضل العظيم که هرکدام ۲ بار تکرار شده‌اند، بقیه اسماء (قوی، قدیر، حکیم، بصیر، رؤف، خبیر، غنی، حمید، غفور، اول، آخر، ظاهر، باطن) هرکدام یک بار به کار رفته‌اند که با احتساب «الله» و «رب» جمعاً ۱۹ نام می‌شود.

آهنگ سوره

آیات این سوره به شکل متنوعی با ۶ حرف ختم شده‌اند. ۱۱ آیه با حرف «ر»، ۱۰ آیه با حرف «م»، ۵ آیه با حرف «ن» و برای حروف «ب» و «د» و «ز» هرکدام یک آیه. معمولاً سوره‌های مشابه این سوره با ۷ حرف ختم می‌شدند، در این سوره نیز اگر آیه (۲۷) را که به‌طور غیرعادی حدود ۲ برابر بقیه آیات شده است و محققانی همچون بلاشر معتقد به دو آیه بودن آن هستند، تقطیع نمائیم و قسمت اول آیه را تا کلمه «رحمة» به حساب بیاوریم، با اضافه شدن حرف «ه» به ۶ حرف فوق، به همان عدد سابقه دار ۷ می‌رسیم (والله اعلم).

ارتباط سوره‌های حدید و مجادله (۵۷ و ۵۸)

این دو سوره با اینکه عنوانشان با هم تفاوت زیادی دارد، یکی از آهن و اسلحه یاد می‌کند و دیگری از بگومگوی زن و شوهر، ظواهرشان نیز مختلف است، در باطن حول یک محور قرار دارند و آن نفاق یا سست ایمانی جمعی از مسلمانان و نافرمانی شان نسبت به خدا و رسول او است که در هر سوره به شکلی مطرح شده است. در سوره حدید انتقاد اصلی از دنیاپرستی و مال دوستی آنان است که علیرغم نیاز جامعه نوپای اسلامی به تدارک مالی جهادهای مستمر، حاضر نیستند انفاق کنند، صدقه یا قرض الحسنه بدهند، بخیل و تنگ نظر هستند و منتظر‌اند خطرها برطرف شده و پیروزی حاصل گردد آنگاه مشارکت نمایند. آنها هنوز دلهایشان برای یاد خدا خاضع نشده و از مصیبت و محرومیت می‌ترسند. در این سوره این گروه را، علیرغم آنکه درمیان مسلمانان زندگی می‌کنند، صریحاً «منافق» می‌نامد.

در سوره مجادله سست ایمانی‌ها از زاویه دیگری مطرح می‌گردد؛ در اختلافات و بگومگوهای زناشوئی (به جای محبت و مدارا و گذشت)، تا حدی که به «ظهار» (طلاق) جاهلیت) می‌کشد، در نجوی کردن علیه برادران مسلمان با خودخواهی و سوء نیت، علیرغم نهی رسول از این عمل، اظهار ارادت غلوآمیز تصنعی و دروغین به رسول، جاخوش

کردن در مجالس، ایجاد رابطه دوستی با دشمنان مسلمین و مخفی شدن زیر چتر ایمان برای ضربه زدن به مؤمنین، مشغول شدن به اموال و اولاد و خود را کسی دانستن، بی تقوائی و فراموشی یاد خدا، ستیزه با خدا و رسول، به راحتی سوگندهای دروغین خوردن و... این گروه را در سوره مجادله «حزب الشيطان» نامیده و در برابر کسانی قرار داده که بخاطر ایمان به خدا و آخرت هرگز با دشمنان خدا و رسول، هرچند پدران، فرزندان، برادران و خویشان آنان باشند، حاضر نیستند دوستی کنند و این گروه را از آنجائی که ایمان در دلشان جای گرفته مورد تأیید قرار داده، وعده بهشت داده و از آنان ابراز رضایت نموده و «حزب الله» نامشان نهاده است.

همان‌طور که ملاحظه می‌شود هر دو سوره شأن مذمت و انتقاد دارد. با این تفاوت که اولی در شرایط جنگی است و دومی در شرایط صلح. ریشه و عامل اصلی چنین نفاق و دوگانگی را در هر دو سوره عدم ایمان راستین به خدا و رسول می‌نامند که اصلی ترین محور آنها می‌باشد. ذیلاً به آیاتی که مستقیماً اطاعت از خدا و رسول یا معصیت و دشمنی با آن را مورد توجه قرار داده فهرست وار اشاره ای می‌کنیم:

آیه (۱۹) - وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ ۖ وَٱلشُّهَدَآءُآیهٔ ۱۹
عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْآیهٔ ۱۹
آیه (۲۱) سَابِقُوٓا۟ إِلَىٰ مَغْفِرَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍآیهٔ ۲۱... أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِآیهٔ ۲۱
و رسوله...
آیه (۲۵) وَلِيَعْلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلْغَيْبِآیهٔ ۲۵
آیه (۲۸) يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَءَامِنُوا۟ بِرَسُولِهِۦ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنآیهٔ ۲۸
رحمته
آیه (۴) ذلک لتومئوا بالله و رسوله
آیه (۸) و ۹) یا ایها الذین آمنوا اذا تناجیتم فلاتنتاجوا بالاثم والعدون
و معصیت الرسول...
آیه (۱۳)... وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ ۚ وَٱللَّهُ خَبِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَسورهٔ مجادله، آیهٔ ۱۳
آیه (۲۰) إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ أُو۟لَٰٓئِكَ فِى ٱلْأَذَلِّينَسورهٔ مجادله، آیهٔ ۲۰
آیه (۳۲) لَّا تَجِدُ قَوْمًۭا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ يُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ ٱللَّهَسورهٔ مجادله، آیهٔ ۲۲
رسوله...

سوره حید:

سوره مجادله

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۶ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 6 connected thematic groups.

۱تسبیح و ملک مطلق خداآیات ۱–۶

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ

آنچه در آسمانها و زمين است، خدا را به پاكى مى‌ستايند، و اوست ارجمند حكيم.

لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ يُحْىِۦ وَيُمِيتُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ

فرمانروايى آسمانها و زمين از آنِ اوست: زنده مى‌كند و مى‌ميراند، و او بر هر چيزى تواناست.

هُوَ ٱلْأَوَّلُ وَٱلْءَاخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ

اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چيزى داناست.

هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ ۚ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ۖ وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ

اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد؛ آنگاه بر عرش استيلا يافت. آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‌داند. و هر كجا باشيد او با شماست، و خدا به هر چه مى‌كنيد بيناست.

لَّهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ

فرمانروايى [مطلق‌] آسمانها و زمين از آن اوست، و [جمله‌] كارها به سوى خدا بازگردانيده مى‌شود.

يُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ ۚ وَهُوَ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ

شب را در روز درمى‌آورد و روز را [نيز] در شب درمى‌آورد، و او به راز دلها داناست.

۲ایمان و انفاق در راه خداآیات ۷–۱۱

ءَامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَأَنفِقُوا۟ مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ ۖ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنكُمْ وَأَنفَقُوا۟ لَهُمْ أَجْرٌۭ كَبِيرٌۭ

به خدا و پيامبر او ايمان آوريد، و از آنچه شما را در [استفاده از] آن، جانشين [ديگران‌] كرده، انفاق كنيد. پس كسانى از شما كه ايمان آورده و انفاق كرده باشند، پاداش بزرگى خواهند داشت.

وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ ۙ وَٱلرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا۟ بِرَبِّكُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِيثَٰقَكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

و شما را چه شده كه به خدا ايمان نمى‌آوريد و [حال آنكه‌] پيامبر [خدا] شما را دعوت مى‌كند تا به پروردگارتان ايمان آوريد، و اگر مؤمن باشيد، بى‌شك [خدا] از شما پيمان گرفته است.

هُوَ ٱلَّذِى يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبْدِهِۦٓ ءَايَٰتٍۭ بَيِّنَٰتٍۢ لِّيُخْرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ ۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌۭ رَّحِيمٌۭ

او همان كسى است كه بر بنده خود آيات روشنى فرو مى‌فرستد، تا شما را از تاريكيها به سوى نور بيرون كشاند. و در حقيقت، خدا [نسبت‌] به شما سخت رئوف و مهربان است.

وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ لَا يَسْتَوِى مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ ٱلْفَتْحِ وَقَٰتَلَ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةًۭ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُوا۟ مِنۢ بَعْدُ وَقَٰتَلُوا۟ ۚ وَكُلًّۭا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلْحُسْنَىٰ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ

و شما را چه شده كه در راه خدا انفاق نمى‌كنيد و [حال آنكه‌] ميراث آسمانها و زمين به خدا تعلق دارد؟ كسانى از شما كه پيش از فتح [مكه‌] انفاق و جهاد كرده‌اند، [با ديگران‌] يكسان نيستند. آنان از [حيث ]درجه بزرگتر از كسانى‌اند كه بعداً به انفاق و جهاد پرداخته‌اند. و خداوند به هر كدام وعده نيكو داده است، و خدا به آنچه مى‌كنيد آگاه است.

مَّن ذَا ٱلَّذِى يُقْرِضُ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا فَيُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥ وَلَهُۥٓ أَجْرٌۭ كَرِيمٌۭ

كيست آن كس كه به خدا وامى نيكو دهد تا [نتيجه‌اش را] براى وى دوچندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد؟

۳نور مؤمنان و جدایی منافقانآیات ۱۲–۱۵

يَوْمَ تَرَى ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ يَسْعَىٰ نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَٰنِهِم بُشْرَىٰكُمُ ٱلْيَوْمَ جَنَّٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا ۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ

آن روز كه مردان و زنان مؤمن را مى‌بينى كه نورشان پيشاپيششان و به جانب راستشان دوان است. [به آنان گويند:] «امروز شما را مژده باد به باغهايى كه از زير [درختان‌] آن نهرها روان است، در آنها جاودانيد. اين است همان كاميابى بزرگ.

يَوْمَ يَقُولُ ٱلْمُنَٰفِقُونَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتُ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱنظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ٱرْجِعُوا۟ وَرَآءَكُمْ فَٱلْتَمِسُوا۟ نُورًۭا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍۢ لَّهُۥ بَابٌۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحْمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلْعَذَابُ

آن روز، مردان و زنان منافق به كسانى كه ايمان آورده‌اند مى‌گويند: «ما را مهلت دهيد تا از نورتان [اندكى‌] برگيريم.» گفته مى‌شود: «بازپس برگرديد و نورى درخواست كنيد.» آنگاه ميان آنها ديوارى زده مى‌شود كه آن را دروازه‌اى است: باطنش رحمت است و ظاهرش روى به عذاب دارد.

يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ ۖ قَالُوا۟ بَلَىٰ وَلَٰكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَٱرْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ ٱلْأَمَانِىُّ حَتَّىٰ جَآءَ أَمْرُ ٱللَّهِ وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلْغَرُورُ

[دو رويان،] آنان را ندا درمى‌دهند: «آيا ما با شما نبوديم؟» مى‌گويند: «چرا، ولى شما خودتان را در بلا افكنديد و امروز و فردا كرديد و ترديد آورديد و آرزوها شما را غرّه كرد تا فرمان خدا آمد و [شيطان ]مغروركننده، شما را در باره خدا بفريفت.

فَٱلْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌۭ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ۚ مَأْوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ ۖ هِىَ مَوْلَىٰكُمْ ۖ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ

پس امروز نه از شما و نه از كسانى كه كافر شده‌اند عوضى پذيرفته نمى‌شود: جايگاهتان آتش است؛ آن سزاوار شماست و چه بد سرانجامى است.»

۴خشوع و فریب زندگی دنیاآیات ۱۶–۲۰

۞ أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ۖ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَٰسِقُونَ

آيا براى كسانى كه ايمان آورده‌اند هنگام آن نرسيده كه دلهايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم [و فروتن‌] گردد و مانند كسانى نباشند كه از پيش بدانها كتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا كشيد، و دلهايشان سخت گرديد و بسيارى از آنها فاسق بودند؟

ٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يُحْىِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلْءَايَٰتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مى‌گرداند. به راستى آيات [خود] را براى شما روشن گردانيده‌ايم، باشد كه بينديشيد.

إِنَّ ٱلْمُصَّدِّقِينَ وَٱلْمُصَّدِّقَٰتِ وَأَقْرَضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا يُضَٰعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌۭ كَرِيمٌۭ

در حقيقت، مردان و زنان صدقه‌دهنده و [آنان كه‌] به خدا وامى نيكو داده‌اند، ايشان را [پاداش‌] دو چندان گردد، و اجرى نيكو خواهند داشت.

وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ ۖ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ ۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلْجَحِيمِ

و كسانى كه به خدا و پيامبران وى ايمان آورده‌اند، آنان همان راستينانند و پيش پروردگارشان گواه خواهند بود [و] ايشان راست اجر و نورشان؛ و كسانى كه كفر ورزيده و آيات ما را تكذيب كرده‌اند آنان همدمان آتشند.

ٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّمَا ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا لَعِبٌۭ وَلَهْوٌۭ وَزِينَةٌۭ وَتَفَاخُرٌۢ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌۭ فِى ٱلْأَمْوَٰلِ وَٱلْأَوْلَٰدِ ۖ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ٱلْكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصْفَرًّۭا ثُمَّ يَكُونُ حُطَٰمًۭا ۖ وَفِى ٱلْءَاخِرَةِ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ وَمَغْفِرَةٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضْوَٰنٌۭ ۚ وَمَا ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلْغُرُورِ

بدانيد كه زندگى دنيا، در حقيقت، بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزون‌جويى در اموال و فرزندان است. [مثَل آنها] چون مثَل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران‌] به شگفتى اندازد، سپس [آن كشت‌] خشك شود و آن را زرد بينى، آنگاه خاشاك شود. و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است، و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست.

۵سبقت به مغفرت و تقدیرآیات ۲۱–۲۴

سَابِقُوٓا۟ إِلَىٰ مَغْفِرَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ

[براى رسيدن‌] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش چون پهناى آسمان و زمين است [و] براى كسانى آماده شده كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده‌اند، بر يكديگر سبقت جوييد. اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد آن را مى‌دهد، و خداوند را فزون‌بخشى بزرگ است.

مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فِىٓ أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِى كِتَٰبٍۢ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَآ ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٌۭ

هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد، مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم، در كتابى است. اين [كار] بر خدا آسان است.

لِّكَيْلَا تَأْسَوْا۟ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا۟ بِمَآ ءَاتَىٰكُمْ ۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍۢ فَخُورٍ

تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگين نشويد و به [سبب‌] آنچه به شما داده است شادمانى نكنيد، و خدا هيچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد:

ٱلَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلْبُخْلِ ۗ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُ

همانان كه بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل ورزيدن وامى‌دارند. و هر كه روى گرداند قطعاً خدا بى‌نياز ستوده است.

۶رسالت و کتاب و حدیدآیات ۲۵–۲۹

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلْقِسْطِ ۖ وَأَنزَلْنَا ٱلْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌۭ شَدِيدٌۭ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلْغَيْبِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّ عَزِيزٌۭ

به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند، و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است، پديد آورديم، تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان، او و پيامبرانش را يارى مى‌كند. آرى، خدا نيرومند شكست ناپذير است.

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًۭا وَإِبْرَٰهِيمَ وَجَعَلْنَا فِى ذُرِّيَّتِهِمَا ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلْكِتَٰبَ ۖ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍۢ ۖ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَٰسِقُونَ

و در حقيقت، نوح و ابراهيم را فرستاديم و در ميان فرزندان آن دو، نبوت و كتاب را قرار داديم: از آنها [برخى‌] راه‌ياب [شد]ند، و[لى‌] بسيارى از آنان بدكار بودند.

ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ٱبْنِ مَرْيَمَ وَءَاتَيْنَٰهُ ٱلْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأْفَةًۭ وَرَحْمَةًۭ وَرَهْبَانِيَّةً ٱبْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَٰهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ٱبْتِغَآءَ رِضْوَٰنِ ٱللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا ۖ فَـَٔاتَيْنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ ۖ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَٰسِقُونَ

آنگاه به دنبال آنان پيامبران خود را، پى‌درپى، آورديم، و عيسى پسر مريم را در پى [آنان‌] آورديم و به او انجيل عطا كرديم، و در دلهاى كسانى كه از او پيروى كردند رأفت و رحمت نهاديم و [اما] ترك دنيايى كه از پيش خود درآوردند ما آن را بر ايشان مقرّر نكرديم مگر براى آنكه كسب خشنودى خدا كنند، با اين حال آن را چنانكه حقّ رعايت آن بود منظور نداشتند. پس پاداش كسانى از ايشان را كه ايمان آورده بودند بدانها داديم و[لى‌] بسيارى از آنان دستخوش انحرافند.

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَءَامِنُوا۟ بِرَسُولِهِۦ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِۦ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًۭا تَمْشُونَ بِهِۦ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا پروا داريد و به پيامبر او بگرويد تا از رحمت خويش شما را دو بهره عطا كند و براى شما نورى قرار دهد كه به [بركت‌] آن راه سپريد و بر شما ببخشايد، و خدا آمرزنده مهربان است.

لِّئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ ٱلْكِتَٰبِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَىْءٍۢ مِّن فَضْلِ ٱللَّهِ ۙ وَأَنَّ ٱلْفَضْلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ

تا اهل كتاب بدانند كه به هيچ وجه فزون‌بخشى خدا در [حيطه‌] قدرت آنان نيست و فضل [و عنايت، تنها] در دست خداست: به هر كس بخواهد آن را عطا مى‌كند، و خدا داراى كرم بسيار است.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source