«حاقه» (۶۹)
محتوای سوره
محور اصلی این سوره همانطور که از آیات کوتاه و کوبنده ابتدای آن بر میآید، درباره «تحقق» و حتمیت وقوع امری است که یکی از نامهای آن برگرفته از کلمه «حق» (مقابل باطل) به معنای واقع شدن و تحقق یافتن مسلّم میباشد.
الحاقه، ما الحاقه، و ما ادريک ماالحاقة...
و در قرآن کریم هرگاه کلمه «حق» (یا حقّت، به صورت متعددی) به کار رفتهاست غالباً درباره «تحقق عذاب» بر کافران میباشد که حتمیت و حقانیّت چنین عذابی را مورد تأکید قرار میدهد.¹ مشيت خدا بر اين قرار گرفته که هرکس خود هدايت راکسب نمايد. و «قول» او بر اينکه جهنم از کسانی که از هدايت او روى برتابند، اعم از جن و انس، پرخواهد شد، «تحقق» مسلّم خواهد يافت.²
علاوه بر نام «حاقه»، نامهای دیگری بر این امر مسلّم و فراگیر در این سوره
¹ این مسئله گاهی به صورت «تحقق عذاب» مورد تأکید قرار گرفته و گاهی به صورت «تحقق کلمه رب» یا «تحقق قول رب» که در هر حال به عذاب بر میگردد:
مثل:
- سجده ۱۳ (ولو شئنا لاتينا کل نفس هديها و لکن حقّ القول منّى لاملتن جهنم من الجنة و الناس اجمعين)
گذاشته شده است که هر کدام از زاویه بخصوصی آنرا تعریف میکند. از جمله:
قارعه (به دلیل کوبندگی آن): آیه (۴) کذبت ثمود و عاد بالقارعه.
واقعه (به دلیل حتمیت وقوع آن): آیه (۱۵) فیومئذ وقعت الواقعه.
فَيَوْمَئِذٍۢ وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ
پس آن روز است كه واقعه [آنچنانى] وقوع يابد.
و اتفاقاً اشارات فوق مشابهت بسیار نزدیک سوره «حاقه» را با سورههای «قارعه» و
«واقعه»، که هرسه در سومین سال بعثت نازل شدهاند، نشان میدهد که در این مورد پس از
ذکر محورهای اصلی سوره به شرح نکات مشترک خواهیم پرداخت.
در همان ابتدای سوره با جمله «وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلْحَآقَّةُآیهٔ ۳» بر عظمت و شگفتی چنین واقعه
حیرت انگیز که فراتر از ظرفیت ذهنی و حد درک و فهم انسان است تأکید میکند تا بدانند
از روی جهل و نادانی چه واقعه کوبنده ای را انکار مینمایند (کذبت ثمود و عاد بالقارعه).
و اتفاقاً غالب مواردی که جمله «ماادريک...» در قرآن به کار رفته در ارتباط با قیامت یا
عذاب آن میباشد.
جالب اینکه علاوه بر ابتدای سوره که با نام «حاقه» بر «تحقق قطعی» قیامت و عذاب
کافران تکذیب کننده تأکید میکند، در انتهای سوره نیز که خلاصه و جمع بندی و
نتیجه گیری آن محسوب میشود مجدداً با تکرار کلمه «حق» یقینی بودن امری را که تکذیب
مینمایند، با تصریح بر حسرتی که به هنگام وقوع آن خواهند داشت، بیان مینماید:
(و وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِينَآیهٔ ۴۹ - و انه لحسرة علی الکافرین - و انه لحق الیقین).
حال که حقانیت و تحقق چنین امری قطعی و مسلم است پس باید از توجیهات و
تصورات باطلی که در این زمینه داریم توبه کنیم و پروردگار عظیم را منزه از این پندار
بشمریم که جهان را عبث و باطل آفریده و نسبت به اعمال نیک و بد انسانها بی تفاوت باشد.
و به همین مناسبت سوره حاقه با فرمان به تسبیح پروردگار عظیم ختم میشود: و انه
…لِّلْمُقْوِينَ فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِسورهٔ واقعه، آیات ۷۳–۷۴
نام «عظیم» که در انتهای این سوره و نیز یکبار دیگر در متن آن به کار رفته است (انه کان
لایومن بالله العظیم) به استثنای این دو مورد، همچنین آخرین آیه سوره «واقعه» در هیچ سوره
دیگری نیامده است. این نکته نشان دهنده این حقیقت است که سوره حاقه (همچنین واقعه)
- مثل: ما ادريک ما الحاقه، ما ادريک ما القارعه، …مَآ أَدْرَىٰكَ مَا يَوْمُ ٱلدِّينِسورهٔ انفطار، آیهٔ ۱۸، …مَآ أَدْرَىٰكَ مَا يَوْمُ…سورهٔ انفطار، آیهٔ ۱۸ الفصل، ما ادريک ما سقر،
ما ادريک ما الحظمه، نارالله الموقده، ما ادريک ما هیه نار حامیه (هاویه)، ما ادريک ما سجین، ما ادريک
ما علیون...
- شگفت اینکه ۸۵ بار کلمه عظیم در قرآن آمده است اما به جز سه مورد فوق بقیه موارد به عنوان صفتی برای
عذاب، فضل الهی، فوز، یوم، عرش، اجر و ... (نزدیک به ۳۰ موضوع) به کار رفته است.
جلوه هائی از عظمت الوهیت (آیه ۳۳) و ربوبیت (آیه ۵۲) را در تحقق امر قیامت تبیین مینماید.
مشابهت سورههای حاقه، واقعه، قارعه
گرچه سورههای سه سال ابتدای بعثت ازنظر تأکید فوق العاده روى مسئله وقوع قیامت و آثار و عوارض و نتایج آن با هم مشابهت فراوانی دارند، ولی سه سوره حاقه، واقعه و قارعه (به خصوص دو سوره اول) که هرسه در سومین سال بعثت نازل شدهاند، هماهنگی بیشتری را نشان میدهند. مضمون عمومی این سورهها بیان قطعیت تحولات شگفتی است که به هنگام وقوع قیامت رخ میدهد که در آستانه این انقلاب عظیم، زمین و آسمان و بطور کلی جهان هستی درهم ریخته به گونه دیگری درمی آیند. پس از ذکر این مقدمه، در سورههای فوق الذکر سرنوشت نهایی انسان را برحسب کردارش رقم میزند و حساب اعمال را عرضه مینماید، البته هرکدام به سبک و سیاقی متناسب با سوره، و بالاخره در سورههای واقعه و حاقه بر صادق بودن «کتاب» یا «رسولی» که چنین حقیقتی را برای نجات انسانها بیان داشته است سوگند میخورد.
ذیلاً مشابهتهای ویژه دو سوره فوق الذکر را که در مواردی کاملاً با یکدیگر منطبق هستند بیان مینماید:
۱- نام عظیم - همانطور که اشارت رفت نام نیکوی «عظیم» منحصراً در همین دو سوره به کار رفته است و هر دو سوره با آیه «فسح باسم ربک العظیم» ختم میشوند. گویا پس از نزول این دو سوره در سال سوم بعثت بوده است که رسول اکرم (ص) فرمان یافت در رکوع نماز خدا را به صفت عظیم تسبیح نماید.
۲- سوگند به حقانیت قرآن - خبری که از تحولات عظیم قیامت داده شده منبعی جز قرآن ندارد، چرا که اصولاً «علم» بشر که در بستر واقعیات و تحقق یافتهها (طبیعت و پدیدههای موجود) جولان میدهد راهی به سوی ماوراء طبیعت یا تحقق نایافتهها ندارد. بنابراین باور داشتن و اثبات این قضیه ازطریق ایمان است. امّا ایمان به چنین واقعه ای بدون یقین به صداقت گوینده اش ممکن نیست و به همین دلیل در هر دو سوره با سوگندی بس
- این سورهها عبارتند از: قارعه، زلال، تکویر، انفطار، نباه، قیامة، انشقاق، غاشیه، معارج، حاقه، واقعه و ...
- اتفاقاً در سوره حاقه هر سه نام فوق آمده است.
- البته در نوره و انجیل نیز که مورد تحریف و تغییر قرار گرفته، اشاراتی کلی و اجمالی (نه به تفصیل و تشریح قرآن) به تناسب رشد فکری بشر آن دوره به مسئله آخرت شده است.
شگفت به پدیدههای عظیم و دیدنی یا نادیدنی طبیعت موجود حقانیت آنچه را که از جانب رب العالمین نازل شده مورد تأکید قرار میدهد. (تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۴۳). و شگفت اینکه برای تحریک باور انسان، پروردگار عظیم مؤکداً (با حرف تأکید لا) سوگند میخورد ۱ که این کتاب (یا رسولآورنده آن) از جانب همان کسی است که همه عالمین را تحت پوشش «ربویت» دارد و نبوت و کتاب نیز جزئی از ربویت است. ذیلاً مشابهت دو سوره موردنظر را در تبیین مسئله فوق، با قراردادن آیات مربوطه در کنار یکدیگر نشان میدهیم:
(واقعه) …فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِسورهٔ واقعه، آیهٔ ۷۵ – و انه لقسم لوتعلمون عظیم – انه لقرآن کریم – فی کتاب مکنون – لا یمسه الا المطورون – تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۴۳. فَلَآ أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ وَمَا لَا تُبْصِرُونَ إِنَّهُۥ لَقَوْلُ رَسُولٍۢ كَرِيمٍۢ وَمَا هُوَ بِقَوْلِ…آیات ۳۸–۴۱ شاعر قلیلًا ما تومنون – ولا بقول کاهن ... – تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۴۳. همانطور که ملاحظه میشود ابتدا و انتها و وسط دو عبارت فوق با یکدیگر قابل انطباق (کامل یا نسبی) هستند. تفاوتی هم که وجود دارد در جواب قسم است. در سوره واقعه (اول) چون منظور اثبات کرامت قرآن و صدق وعده آن است، بر مکنون بودن و دور از دسترس ناپاکان قرارداشتن آن تأکید شده ولی در سوره دوم (حاقه) بر کرامت رسولی که چنین گفتاری را از جانب خدا آورده و صداقت او و برائتش از شاعری و کهانت تصریح شده است. در هر حال نتیجه هر دو عبارت به این برمیگردد که این قول تنزیل از جانب رب العالمین است.
۳- تحقق عذاب بر مکذبین – در هر دو سوره به ترتیب ذیل بر موضع کافران «در تکذیب» این حقایق و راست و «یقینی» بودن آن تأکید مینماید:
وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ فَنُزُلٌۭ مِّنْ حَمِيمٍۢ وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ إِنَّ هَٰذَا…سورهٔ واقعه، آیات ۹۲–۹۵ …لِّلْمُقْوِينَ فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِسورهٔ واقعه، آیات ۷۳–۷۴ (حاقه) و انا لتعلم ان منکم مکذبین و انه لحسرة علی الکافرین – و انه لحق الیقین – فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِسورهٔ واقعه، آیهٔ ۷۴.
در ابتدا از مکذبین و در انتها از تسبیح پروردگار عظیم مشترکاً یاد میکند. تنها در وسط عبارت است که اختلافی در ظاهر وجود دارد. در اینجا کلمه «حسرت» که از دست دادن بهشت و رستگاری ابدی است دربرابر حمیم و جحیم که نقطه مقابل آن است قرار
- گرچه عدهای از مفسرین حرف لا (در لا اقسم) را نافیه و به معنای سوگند نمیخورم (به جای مؤکداً سوگند
میخورم) گرفتهاند ولی در این حالت نیز به گونه دیگری تأکید بکار رفته است.
داده شده است.
۴- اصحاب ميمنه و اصحاب مشتمه - در سوره واقعه انسانها را بر حسب اعمال به سه دسته: ۱- اصحاب الميمنه، ۲- اصحاب المشتمه، ۳- سابقون، تقسيم مینماید و سرنوشت هر کدام را در آخرت نشان میدهد. به همین نحو در سوره حاقه از يمين و شمال سخن میگوید و نامه عملی که به دست انسان داده میشود:
فَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ فَيَقُولُ هَآؤُمُ…آیهٔ ۱۹ اقرؤا کتابيه
و امّا …مَنْ أُوتِىَ كِتَٰبَهُۥ بِشِمَالِهِۦ فَيَقُولُ…آیهٔ ۲۵ يا ليتني لم اوت کتابيه
۵- وقوع واقعه قیامت و تحولات زمین و آسمان - سوره واقعه با آیه: اذا «وقعت الواقعه» آغاز میشود و در آیه ۱۵ سوره حاقه نیز به همین واقعه اشاره میشود (فیومئذ وقعت الواقعه) و به غیر از این دو مورد، این کلمه در سوره دیگری به کار نرفته است. در ارتباط با این واقعه در هر دو سوره به انقلاباتی در زمین و آسمان اشاره شده که ذیلاً نقل میگردد.
(واقعه) اذا وقعت الواقعه - ليس لوقعتها کاذبه - خافضه رافعه - إِذَا رُجَّتِ ٱلْأَرْضُ رَجًّۭاسورهٔ واقعه، آیهٔ ۴ - و بسّت الجبال بسّا - فَكَانَتْ هَبَآءًۭ مُّنۢبَثًّۭاسورهٔ واقعه، آیهٔ ۶.
فَإِذَا نُفِخَ فِى ٱلصُّورِ نَفْخَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ وَحُمِلَتِ ٱلْأَرْضُ وَٱلْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَيَوْمَئِذٍۢ وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ وَٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَهِىَ يَوْمَئِذٍۢ وَاهِيَةٌۭآیات ۱۳–۱۶
۶- مشابهت در زندگی دنیائی و اخروی - توصیفیاتی که در هر دو سوره از بهشت متقین و جهنم مجرمین شده تا حدود زیادی به یکدیگر مشابهت دارد، علاوه بر آن اشاراتی که به نحوه زندگی کافران در دنیا شده در هر سوره به تناسب سیاق آن تغییر کرده است.
إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُتْرَفِينَ وَكَانُوا۟ يُصِرُّونَ عَلَى ٱلْحِنثِ ٱلْعَظِيمِ وَكَانُوا۟ يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا…سورهٔ واقعه، آیات ۴۵–۴۷
(حاقه) إِنَّهُۥ كَانَ لَا يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ ٱلْعَظِيمِآیهٔ ۳۳ - وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلْمِسْكِينِسورهٔ ماعون، آیهٔ ۳. مشابهتهای دیگری نیز این دو سوره دارند که مقایسه و مقابله آنها به فهم بیشتر مضامین هر دوسوره کمک شایان مینماید.
تقسيمات سوره
این سوره را باتوجه به تغییر سیاق و مضامین آن بطور کلی میتوان به ۴ بخش تقسیم نمود. بااین تقسیم بندی ارتباط آیات هر بخش را با یکدیگر بهتر میتوان درک کرد:
۱- سه آیه ابتدای سوره - مطرح ساختن تحقق قطعی قیامت و عذاب (طرح موضوع)
۲- آیات ۴ تا ۱۲ - اشاره ای به تکذیب اقوام گذشته و هلاکت کافران (بخش تاریخی -
گذشته)
۳- آیات ۱۳ تا ۳۷ - تصویری از قیامت و سرنوشت نهایی انسانها برحسب نامه اعمال (بخش آینده)
۴- آیات ۳۸ تا ۵۲ - نبوت و کتاب، آزمایش کافران عصر اسلام (بخش حال و حاضر)
جریان تاریخی تکذیب
در آیات بخش دوم (۴ تا ۱۲) اشاره ای مجمل و گذرا به تکذیب قوم ثمود و عاد و خطاکاری فرعون و اقوام قبل از او و مؤتفکات (قوم لوط پیامبر) مینماید. و در آخر بطور تلویحی از داستان «نجات» مؤمنین در کشتی نوح (۴) یاد میکند تا جریان تاریخی «نجات» را در کنار جریان «هلاک» نشان دهد و این واقعه شگفت را که منجر به نابودی نوع بشر (حداقل در آن منطقه زمین) و نجات قلیلی از مؤمنین شد به عنوان اولین تجربه بشر و اولین محصول نبوت (نوح اولین پیامبر اولواالغزم) معرفی نماید تا تذکری برای نسلها و امتهای آینده باشد و گوشهای شنوا طنین اولین بانگ بیداری را بشنوند: إِنَّا لَمَّا طَغَا ٱلْمَآءُ…آیهٔ ۱۱ حملناکم فی الجاریه، لنجعلها لكم تذكرة و تعیها اذن و اعیه (آیات ۱۱ و ۱۲).
مقدم آمدن ضمیر «انّا» و تأکید بر «لكم»، عنايت و رحمت ویژه پروردگار را به رشد و کمال و نجات انسان از گرداب بلاها نشان میدهد.
نکته جالب توجه تفصیلی است که در آیات این بخش، علیرغم اختصار و اجمال آن، درباره سرنوشت قوم عاد داده شده است. بطوری که نیمی از این بخش اختصاص به این قوم پیدا کرده است. گویا این توجه و تأکید بخاطر قدرت و شوکت فوق العاده این مردم بوده باشد که موجب غرور و غفلتی بیش از بقیه اقوام شده است. برحسب اشارات قرآن قوم عاد به دلیل برخورداری از مواهب طبیعی سرشار و زندگی در سرزمینی پرباران و حاصلخیز، نیرومندی (بدنی و اقتصادی) روزافزون و فوق العاده یافتند ۱ و ازنظر جسم و بنیه بدنی بسیار قوی هیکل و تنومند گشتند. ۲ بطوریکه مستکبرانه ادعا کردند «ابرقدرت» جهان
- هود ۵۵ ... …يُرْسِلِ ٱلسَّمَآءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًۭا…سورهٔ هود، آیهٔ ۵۲ و …وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَىٰ قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا۟ مُجْرِمِينَسورهٔ هود، آیهٔ ۵۲
رفاه و نیرومندی و مصرف و شكم پرستی موجب تغيير خلقيات اين قوم و بداخلاقي و خشونت و جباريت آنها گرديد. (شعراء ۱۳۱ - و اذا بطشتم بطشتم جبّارين)
- اعراف ۶۸ ... زاد كم فی الخلق بصیغة فاذکروا آلاء الله لعلكم تفلحون.
هستند! و بااتكاء به این توانمندیها كاخها و قصرهائی بنا كردند و شهر «ارم» را به وجود آوردند كه در شوكت و زیبائی و هنر معمارى بديعى كه در ساختن كاخها و ستونهای عظیم سنگی به خرج داده بودند، شهره آفاق و از عجائب عالم گشت. با این همه جلال و جبروت وقتی عذاب الهی در نتیجه عمل خودشان فرارسید با نیروی باد! همین باد كه برای سست و ساده نشان دادن چیزی به آن مثل میزنند، علیرغم هیكلهای تنومند و قدبلند و عضلات سطبری كه داشتند همچون تنههای درخت نخل از ریشه كنده شده به زمین مرگ افتادند.
به نظر میرسد تأمل و توقفی كه در مورد قوم «عاد» در آیات این بخش شده و تفصیلی كه علیرغم اختصار داستان بقیه اقوام در این مورد داده شده، بی مناسبت با زمینههای تاریخی فوق الذكر نباشد. وقتی چنین مردمی با این قدرت و عظمت به این سرنوشت دچار شدند، وای بر حال تكذیب كنندگان فقیر و ضعیف قریش و دیگر كفار عربستان و كافران و مشركین حال و آینده!
نبوت و كتاب
همانطور كه گفته شد آخرین بخش این سوره، كه آهنگ دیگری نیز پیدا میكند، از آینده قیامت، كه در بخش سوم به آن پرداخته بود، خواننده را به حال حاضر و رسالت پیامبر و كتابی كه از جانب خدا آورده متوجه میسازد. این بخش با سوگندی فراگیر به تمامی آنچه دیده میشود یا نمیشود آغاز میگردد (فَلَآ أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَآیهٔ ۳۸ و مالاتبصرون). تنوع غیرقابل شمارش موجودات زنده و غیرزنده اعم از جماد و نبات و حیوان در كوه و دشت و دریا و آسمان چیزی نیست كه احتیاجی به توضیح داشته باشد، اینها را با چشم خود میبینیم، اما عظیم تر و بیشتر از اینها، پدیدهها و موجوداتی است كه به چشم نمیآیند، نه تنها به دلیل كوچكی همچون میكربها و الكترونها و جریانات مغناطیسی و الكتریسته وغیره، بلكه حتی به دلیل بزرگی و بُعد مسافت فوق العاده ای كه با ما دارند، بطوریكه مركب نور كه رساننده تحولات ستارههای دور در كهكشانهای اطراف ما میباشد، علیرغم سرعت فوق العاده ای كه
- فصلت ۱۵ - فَأَمَّا عَادٌۭ فَٱسْتَكْبَرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ…سورهٔ فصلت، آیهٔ ۱۵ و قالوا من اشدّ مناقوة - …أَوَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِى خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةًۭ…سورهٔ فصلت، آیهٔ ۱۵ ...
- فجر ۶ - الم تركيف فعل ربك بعاد ارم ذات العماد ٱلَّتِى لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِى…سورهٔ فجر، آیهٔ ۸ البلاد - شعراء ۱۳۰ - أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةًۭ تَعْبَثُونَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۲۸ و تتخذون مصانع لعلكم تخلدون
- قمر ۱۸ - إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًۭا صَرْصَرًۭا فِى يَوْمِ نَحْسٍۢ مُّسْتَمِرٍّۢسورهٔ قمر، آیهٔ ۱۹ - تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍۢ مُّنقَعِرٍۢسورهٔ قمر، آیهٔ ۲۰.
دارد، و علم بشر سریعتر از آن نمیشناسد، سالها و قرنها، و بلکه هزاران و میلیونها سال طول میکشد تا تولد، مرگ، انفجار و تحول و دگرگونی ستارهها را به رؤیت ما برساند. بسیاری از ستارههای فروزانی که هم اکنون در آسمان مشاهده میکنیم، صدها یا هزاران سال قبل متلاشی و نابود شدهاند و هنوز نور آنها بما نرسیده و گذشته قبل از انفجار آنها را مشاهده میکنیم. فرضاً اگر خورشید ما منفجر گردد، ساکنین زمین ۸ دقیقه و ۱۳ ثانیه بعد منظره انفجار را میبینند و به همین ترتیب تحولاتی که در ستارههای دوردست اتفاق میافتد به تناسب فاصله آنها با زمین گاهی تا میلیونها سال نوری بعد خبر آن به زمین میرسد!! تازه آنچه ما در آسمان با چشم مسلح و با دوربینهای پیشرفته میبینیم، ستارههای فروزان یعنی خورشید هائی هستند که درخشش و تلالؤ دارند و گرنه سیاراتی مانند زمین که سرد و تاریک هستند نوری ندارند که دیده شوند.
نتیجهای که از سوگند «فلااقسم بما تبصرون و ما لاتبصرون» گرفته میشود حقانیت گفتاری است که رسولی کریم آنرا ابلاغ نموده (إِنَّهُۥ لَقَوْلُ رَسُولٍۢ كَرِيمٍۢآیهٔ ۴۰) رسولی که نه شاعر است و نه کاهن، بلکه آنچه میگوید حقایق نازل شدهای (در سطح درک و فهم و ظرفیت ذهنی بشر) است که از جانب «رب العالمین» برای تربیت و رشد انسانها تلاوت میکند (تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۴۳). پس از این مقدمات تأکید میکند که هرگز رسول نمیتواند چیزی را به خدا نسبت دهد و سخنی را از خود به عنوان کلام الهی القاء نماید که در این صورت شدیدترین عقوبت را خواهد چشید. بنابر این آنچه ابلاغ میکند جز کلام خالص خدا به عنوان «تذکرهای برای متقین» نیست و علیرغم تکذیب کافران، حقانیت یقینی آن به زودی آشکار خواهد شد (وانه لتذکره للمتقین – و انا …لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِينَآیهٔ ۴۹ – و انه لحسرة على الکافرین – و انه لحق الیقین – فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِسورهٔ واقعه، آیهٔ ۷۴).
در آیات این بخش (۳۸ تا ۵۲) چهار بار ضمیر مؤکد «انه» در اشاره به «قرآن» و پنج بار مشتقات کلمه «قول» به کار رفته است.
اسماء الحسنی – در این سوره تنها یک بار نام جلاله «الله» و چهاربار «رب مضاف» (ربهم – ربک – رب العالمین) به کار رفته است. به غیر از آن از اسماء الحسنی تنها نام «عظیم» ۲ بار تکرار شده است (سه بار در کل قرآن): آیه (۳۳) إِنَّهُۥ كَانَ لَا يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ ٱلْعَظِيمِآیهٔ ۳۳ – آیه آخر (فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِسورهٔ واقعه، آیهٔ ۷۴)
- به عنوان مثال مجله تایم شماره ما، س ۱۹۸۷ در بشت جلد و صفحات داخل خبر از رؤیت انفجار عظیم یکی از ستارههای کهکشان ابر ساؤلان داد که ۳۸۳ سال قبل رخ داده و نور آن در شب ۲۳ فوریه سال ۱۹۸۷ به زمین رسیده و توسط یکی از اخترشناسان (ایان شلتون) با دوربین نجومی ثبت شده است
أهنـگ انتهائی آیات - ۳۲ آیه ابتدای سوره (۶۰٪) یکسره با حرف «هـ» ختم شدهاند. پس از آن آهنگ سوره تغییر میکند و بقیه آن با حرف ن (۱۵ آیه)، م (۴ آیه)، ول (یک آیه) ختم میشوند.
ارتباط سورههای حاقه و معارج (۷۰-۶۹)
اصلی ترین محور مشترک این دو سوره و وجه ارتباطی آنها (همچون دو سوره بعدی) مسئله «انکار عذاب» توسط کافران است که مقدمه آنها عنايت به این موضوع دارد. در سوره حاقه از تکذیب اقوام نمود و عاد و فرعون و اقوام قبل از آنها و مؤتفکات و قوم نوح اشاره وار یاد میکند و اخذ الهی را که به شکل عذابهای مختلف بر آنها فرود آمد، متذکر میگردد. این عذاب دنیائی است که بازتاب و نتیجه انکار عذاب آخرت میباشد. (الحاقه، ما الحاقه و ما ادريک ما الحاقه - کذبت نمود و عاد بالقارعه). سوره معارج نیز با همین سؤال انکاری نسبت به عذاب آغاز میگردد (سَأَلَ سَآئِلٌۢ بِعَذَابٍۢ وَاقِعٍۢسورهٔ معارج، آیهٔ ۱ - لِّلْكَٰفِرِينَ لَيْسَ لَهُۥ دَافِعٌۭسورهٔ معارج، آیهٔ ۲) و شک و تردید معاصرین پیامبر خاتم را نسبت به تحقق این عذاب بیان مینماید. در آخر این سوره نیز مجدداً ملاقات چنین روز وعده داده شده ای را مورد تأکید قرار میدهد. (فدرهم يخوضوا و يلعبوا …حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَسورهٔ زخرف، آیهٔ ۸۳ ... …ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمُ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يُوعَدُونَسورهٔ معارج، آیهٔ ۴۴).
در هر دو سوره اشاراتی به تحولاتی که در آستانه قیامت در زمین و آسمان رخ میدهد کرده و این پیش درآمد را که مقدمه آغاز مراحل بعدی است توصیف نموده است. سوره الحاقه (آیات ۱۳ تا ۱۷) فَإِذَا نُفِخَ فِى ٱلصُّورِ نَفْخَةٌۭ…آیهٔ ۱۳ واحده و وَحُمِلَتِ ٱلْأَرْضُ وَٱلْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةًۭ وَٰحِدَةًۭآیهٔ ۱۴ - فیومئذ وقعت الواقعه - و انشقت …ٱلسَّمَآءُ فَهِىَ يَوْمَئِذٍۢ وَاهِيَةٌۭآیهٔ ۱۶. (آیات ۹ تا ۱۰)
سوره معارج (آیات ۹ تا ۱۹) انهم يرونه بعيداً و نريه قريباً - يَوْمَ تَكُونُ ٱلسَّمَآءُ كَٱلْمُهْلِسورهٔ معارج، آیهٔ ۸ - وتكون الجبال كالعهن.
همچنین در هر سوره دو گروه انسانهای نیک و بد را، که به بهشت یا جهنم روانه خواهند شد، توصیف مینماید و گذشته دنیائی و آینده سعادت یا شقاوت آنها را شرح میدهد.
اما حلقه ارتباطی میان دو سوره را که اتصال میان آن دو را تأمین میکند، باید در رابطه
- تنها موردی که با حرف «ل» ختم میشود (لو نقول علينا بعض الاقاويل) اهمیت واژه قول (اقاويل) را که ۵ بار در آیات انتهائی سوره تکرار شده برای جلوه دادن اصالت و خدائی بودن قرآن نشان میدهد.
میان آخرین آیه سوره حاقه (فسیح باسم ربک العظیم) و آیات ابتدای سوره معارج جستجو کرد. در این آیات سخن از عروج ملئکه و روح به سوی خدا در روزی است که مقدار آن ۵۰ هزار سال است! هرچند منکران قیامت چنان فاصله زمانی را بعید میدانند، ولی در حساب خدا، که خالق زمان است، بسیار نزدیک است. در آن روز آسمان همچون روغن گداخته سرخرنگ میگردد و کوهها همچون پشم حلاجی شده در هوا پراکنده میگردند. ۱. هول و هراس و وحشت آن روز چنان است که مجرم آرزو میکند کاش میتوانست فرزندش، همسرش، برادرش و خویشاوند نزدیکش را برای نجات از عذاب به جای خود فدیه دهد!
آیا این عروج شگفت آور، این تحولات عظیم در آسمان و زمین، که چنین حیرت و هراسی را در دلها میافکند، دلالت بر عظمت پروردگار نمیکند و نباید به یاد چنین قدرتی او را تسبیح کرد؟ اگر پاسخ مثبت است پس «فسیح باسم ربک العظیم»
به این ترتیب خواننده ای که با عمق نظر و تدبر این دو سوره را بخواند، احساس پیوستگی و انسجام مینماید و از تغییر سورهها دچار آشفتگی ذهنی و بیگانگی نمیگردد.