‹ همهٔ سوره‌ها الحاقة
۶۹

الحاقة

راستین

مکی۵۲ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «راستین» سوره‌ای گسترده و مکی است و فضای کلی آن پیرامون نشانه‌های آفرینش، توحید و معاد و حسابرسی شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، پیوند خداشناسی با مسئولیت انسان در برابر فرجام اعمال است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن روایی، عبرت‌آموز و مقایسه‌گر است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "The Reality" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around signs of creation, tawhid, and resurrection and reckoning. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

نشانه‌های آفرینشتوحیدمعاد و حسابرسیقصص و سرگذشت‌هاوحی و رسالتدنیا و فرجام انسان
signs of creationtawhidresurrection and reckoningnarratives and historiesrevelation and messengershipworldly life and the human outcome

ساختار: جریان سوره از معرفی زمینهٔ اصلی به سوی تبیین نمونه‌ها و پیامدها پیش می‌رود و میان نشانه‌های آفرینش و توحید پیوند می‌سازد.

Structure: The flow moves from introducing the main setting toward examples and consequences, building a link between signs of creation and tawhid.

در چینش مصحف، این سوره میان «القلم» و «المعارج» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از نشانه‌های آفرینش به توحید را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between The Pen and The Ascending Stairways, helping the reader move across adjacent themes such as signs of creation and tawhid.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

ٱلْحَآقَّةُ

آن رخ دهنده.

مَا ٱلْحَآقَّةُ

چيست آن رخ دهنده؟

وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلْحَآقَّةُ

و چه دانى كه آن رخ دهنده چيست؟

كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌۢ بِٱلْقَارِعَةِ

ثمود و عاد، آن حادثه كوبنده را تكذيب كردند.

فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا۟ بِٱلطَّاغِيَةِ

اما ثمود به [سزاى‌] سركشى [خود] به هلاكت رسيدند.

وَأَمَّا عَادٌۭ فَأُهْلِكُوا۟ بِرِيحٍۢ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍۢ

و اما عاد، به [وسيله‌] تندبادى توفنده سركش هلاك شدند.

سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍۢ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًۭا فَتَرَى ٱلْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَىٰ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍۢ

[كه خدا] آن را هفت شب و هشت روز پياپى بر آنان بگماشت: در آن [مدت‌] مردم را فرو افتاده مى‌ديدى، گويى آنها تنه‌هاى نخلهاى ميان تهى‌اند.

فَهَلْ تَرَىٰ لَهُم مِّنۢ بَاقِيَةٍۢ

آيا از آنان كسى را بر جاى مى‌بينى؟

وَجَآءَ فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُۥ وَٱلْمُؤْتَفِكَٰتُ بِٱلْخَاطِئَةِ

و فرعون و كسانى كه پيش از او بودند و [مردم‌] شهرهاى سرنگون شده [سدوم و عاموره‌] مرتكب خطا شدند.

فَعَصَوْا۟ رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةًۭ رَّابِيَةً

و از امر فرستاده پروردگارشان سرپيچى كردند، و [خدا هم‌] آنان را به گرفتنى سخت، فرو گرفت.

إِنَّا لَمَّا طَغَا ٱلْمَآءُ حَمَلْنَٰكُمْ فِى ٱلْجَارِيَةِ

ما، چون آب طغيان كرد، شما را بر كشتى سوار نموديم.

لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةًۭ وَتَعِيَهَآ أُذُنٌۭ وَٰعِيَةٌۭ

تا آن را براى شما [مايه‌] تذكرى گردانيم و گوشهاى شنوا آن را نگاه دارد.

فَإِذَا نُفِخَ فِى ٱلصُّورِ نَفْخَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ

پس آنگاه كه در صور يك بار دميده شود.

وَحُمِلَتِ ٱلْأَرْضُ وَٱلْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ

و زمين و كوه‌ها از جاى خود برداشته شوند و هر دوى آنها با يك تكان ريز ريز گردند.

فَيَوْمَئِذٍۢ وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ

پس آن روز است كه واقعه [آنچنانى‌] وقوع يابد.

وَٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَهِىَ يَوْمَئِذٍۢ وَاهِيَةٌۭ

و آسمان از هم بشكافد، و در آن روز است كه آن از هم گسسته باشد.

وَٱلْمَلَكُ عَلَىٰٓ أَرْجَآئِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍۢ ثَمَٰنِيَةٌۭ

و فرشتگان در اطراف [آسمان‌]اند، و عرش پروردگارت را آن روز، هشت [فرشته ] بر سر خود بر مى‌دارند.

يَوْمَئِذٍۢ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَىٰ مِنكُمْ خَافِيَةٌۭ

در آن روز، شما [به پيشگاه خدا] عرضه مى‌شويد، [و] پوشيده‌اى از شما پوشيده نمى‌ماند.

فَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ فَيَقُولُ هَآؤُمُ ٱقْرَءُوا۟ كِتَٰبِيَهْ

اما كسى كه كارنامه‌اش به دست راستش داده شود، گويد: «بياييد و كتابم را بخوانيد.

إِنِّى ظَنَنتُ أَنِّى مُلَٰقٍ حِسَابِيَهْ

من يقين داشتم كه به حساب خود مى‌رسم.

فَهُوَ فِى عِيشَةٍۢ رَّاضِيَةٍۢ

پس او در يك زندگى خوش است:

فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍۢ

در بهشتى برين،

قُطُوفُهَا دَانِيَةٌۭ

[كه‌] ميوه هايش در دسترس است.

كُلُوا۟ وَٱشْرَبُوا۟ هَنِيٓـًٔۢا بِمَآ أَسْلَفْتُمْ فِى ٱلْأَيَّامِ ٱلْخَالِيَةِ

بخوريد و بنوشيد، گواراتان باد، به [پاداش‌] آنچه در روزهاى گذشته انجام داديد.

وَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَٰبَهُۥ بِشِمَالِهِۦ فَيَقُولُ يَٰلَيْتَنِى لَمْ أُوتَ كِتَٰبِيَهْ

و اما كسى كه كارنامه‌اش به دست چپش داده شود، گويد: «اى كاش كتابم را دريافت نكرده بودم.

وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ

و از حساب خود خبردار نشده بودم.

يَٰلَيْتَهَا كَانَتِ ٱلْقَاضِيَةَ

اى كاش آن [مرگ‌] كار را تمام مى‌كرد.

مَآ أَغْنَىٰ عَنِّى مَالِيَهْ

مال من، مرا سودى نبخشيد.

هَلَكَ عَنِّى سُلْطَٰنِيَهْ

قدرت من از [كف‌] من برفت.

خُذُوهُ فَغُلُّوهُ

[گويند:] «بگيريد او را و در غل كشيد.

ثُمَّ ٱلْجَحِيمَ صَلُّوهُ

آنگاه ميان آتشش اندازيد.

ثُمَّ فِى سِلْسِلَةٍۢ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًۭا فَٱسْلُكُوهُ

پس در زنجيرى كه درازى آن هفتاد گز است وى را در بند كشيد.

إِنَّهُۥ كَانَ لَا يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ ٱلْعَظِيمِ

چرا كه او به خداى بزرگ نمى‌گرويد.

وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلْمِسْكِينِ

و به اطعام مسكين تشويق نمى‌كرد.

فَلَيْسَ لَهُ ٱلْيَوْمَ هَٰهُنَا حَمِيمٌۭ

پس امروز او را در اينجا حمايتگرى نيست.

وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍۢ

و خوراكى جز چركابه ندارد،

لَّا يَأْكُلُهُۥٓ إِلَّا ٱلْخَٰطِـُٔونَ

كه آن را جز خطاكاران نمى‌خورند.

فَلَآ أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ

پس نه [چنان است كه مى‌پنداريد]، سوگند ياد مى‌كنم به آنچه مى‌بينيد،

وَمَا لَا تُبْصِرُونَ

و آنچه نمى‌بينيد،

إِنَّهُۥ لَقَوْلُ رَسُولٍۢ كَرِيمٍۢ

كه [قرآن‌] قطعاً گفتار فرستاده‌اى بزرگوار است.

وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍۢ قَلِيلًۭا مَّا تُؤْمِنُونَ

و آن گفتار شاعرى نيست [كه‌] كمتر [به آن‌] ايمان داريد.

وَلَا بِقَوْلِ كَاهِنٍۢ قَلِيلًۭا مَّا تَذَكَّرُونَ

و نه گفتار كاهنى [كه‌] كمتر [از آن‌] پند مى‌گيريد.

تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

[پيام‌] فرودآمده‌اى است از جانب پروردگار جهانيان.

وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ ٱلْأَقَاوِيلِ

و اگر [او] پاره‌اى گفته‌ها بر ما بسته بود،

لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِٱلْيَمِينِ

دست راستش را سخت مى‌گرفتيم،

ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ ٱلْوَتِينَ

سپس رگ قلبش را پاره مى‌كرديم،

فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَٰجِزِينَ

و هيچ يك از شما مانع از [عذاب‌] او نمى‌شد.

وَإِنَّهُۥ لَتَذْكِرَةٌۭ لِّلْمُتَّقِينَ

و در حقيقت، [قرآن‌] تذكارى براى پرهيزگاران است.

وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِينَ

و ما به راستى مى‌دانيم كه از [ميان‌] شما تكذيب‌كنندگانى هستند.

وَإِنَّهُۥ لَحَسْرَةٌ عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ

و آن واقعاً بر كافران حسرتى است.

وَإِنَّهُۥ لَحَقُّ ٱلْيَقِينِ

و اين [قرآن‌]، بى‌شبهه، حقيقتى يقينى است.

فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ

پس به [پاس‌] نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى.