‹ همهٔ سوره‌ها المعارج
۷۰

المعارج

درجات

مکی۴۴ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «درجات» سوره‌ای گسترده و مکی است و فضای کلی آن پیرامون معاد و حسابرسی، نشانه‌های آفرینش و اخلاق و تزکیه شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، پیوند خداشناسی با مسئولیت انسان در برابر فرجام اعمال است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن هشداردهنده، فشرده و بیدارگر است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "The Ascending Stairways" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around resurrection and reckoning, signs of creation, and ethics and purification. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

معاد و حسابرسینشانه‌های آفرینشاخلاق و تزکیهتوحیدعبادت و بندگیعدالت و روابط اجتماعی
resurrection and reckoningsigns of creationethics and purificationtawhidworship and servanthoodjustice and social relations

ساختار: جریان سوره از معرفی زمینهٔ اصلی به سوی تبیین نمونه‌ها و پیامدها پیش می‌رود و میان معاد و حسابرسی و نشانه‌های آفرینش پیوند می‌سازد.

Structure: The flow moves from introducing the main setting toward examples and consequences, building a link between return and reckoning and signs of creation.

در چینش مصحف، این سوره میان «الحاقة» و «نوح» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از معاد و حسابرسی به نشانه‌های آفرینش را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between The Reality and Noah, helping the reader move across adjacent themes such as resurrection and reckoning and signs of creation.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

سَأَلَ سَآئِلٌۢ بِعَذَابٍۢ وَاقِعٍۢ

پرسنده‌اى از عذاب واقع‌شونده‌اى پرسيد،

لِّلْكَٰفِرِينَ لَيْسَ لَهُۥ دَافِعٌۭ

كه اختصاص به كافران دارد [و] آن را بازدارنده‌اى نيست.

مِّنَ ٱللَّهِ ذِى ٱلْمَعَارِجِ

[و] از جانب خداوند صاحب درجات [و مراتب‌] است.

تَعْرُجُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍۢ كَانَ مِقْدَارُهُۥ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍۢ

فرشتگان و روح، در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى «او» بالا مى‌روند.

فَٱصْبِرْ صَبْرًۭا جَمِيلًا

پس صبر كن، صبرى نيكو.

إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُۥ بَعِيدًۭا

زيرا آنان [عذاب‌] را دور مى‌بينند،

وَنَرَىٰهُ قَرِيبًۭا

و [ما] نزديكش مى‌بينيم.

يَوْمَ تَكُونُ ٱلسَّمَآءُ كَٱلْمُهْلِ

روزى كه آسمانها چون فلز گداخته شود،

وَتَكُونُ ٱلْجِبَالُ كَٱلْعِهْنِ

و كوهها چون پشم زده گردد،

وَلَا يَسْـَٔلُ حَمِيمٌ حَمِيمًۭا

و هيچ دوست صميمى از دوست صميمى [حال‌] نپرسد،

يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ ٱلْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِى مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍۭ بِبَنِيهِ

آنان را به ايشان نشان مى‌دهند. گناهكار آرزو مى‌كند كه كاش براى رهايى از عذاب آن روز، مى توانست پسران خود را عوض دهد،

وَصَٰحِبَتِهِۦ وَأَخِيهِ

و [نيز] همسرش و برادرش را،

وَفَصِيلَتِهِ ٱلَّتِى تُـْٔوِيهِ

و قبيله‌اش را كه به او پناه مى‌دهد،

وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًۭا ثُمَّ يُنجِيهِ

و هر كه را كه در روى زمين است همه را [عوض مى‌داد] و آنگاه خود را رها مى‌كرد.

كَلَّآ إِنَّهَا لَظَىٰ

نه چنين است. [آتش‌] زبانه مى‌كشد،

نَزَّاعَةًۭ لِّلشَّوَىٰ

پوست سر و اندام را بركننده است.

تَدْعُوا۟ مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّىٰ

هر كه را پشت كرده و روى برتافته،

وَجَمَعَ فَأَوْعَىٰٓ

و گرد آورده و انباشته [و حسابش را نگاه داشته‌] فرا مى‌خواند.

إِنَّ ٱلْإِنسَٰنَ خُلِقَ هَلُوعًا

به راستى كه انسان سخت آزمند [و بى‌تاب‌] خلق شده است.

إِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ جَزُوعًۭا

چون صدمه‌اى به او رسد عجز و لابه كند.

وَإِذَا مَسَّهُ ٱلْخَيْرُ مَنُوعًا

و چون خيرى به او رسد بخل ورزد.

إِلَّا ٱلْمُصَلِّينَ

غير از نمازگزاران:

ٱلَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَآئِمُونَ

همان كسانى كه بر نمازشان پايدارى مى‌كنند.

وَٱلَّذِينَ فِىٓ أَمْوَٰلِهِمْ حَقٌّۭ مَّعْلُومٌۭ

و همانان كه در اموالشان حقى معلوم است،

لِّلسَّآئِلِ وَٱلْمَحْرُومِ

براى سائل و محروم.

وَٱلَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ

و كسانى كه روز جزا را باور دارند.

وَٱلَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ

و آنان كه از عذاب پروردگارشان بيمناكند.

إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍۢ

چرا كه از عذاب پروردگارشان ايمن نمى‌توانند بود.

وَٱلَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَٰفِظُونَ

و كسانى كه دامن خود را حفظ مى‌كنند،

إِلَّا عَلَىٰٓ أَزْوَٰجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ

مگر بر همسران خود يا كنيزانشان كه [در اين صورت‌] مورد نكوهش نيستند.

فَمَنِ ٱبْتَغَىٰ وَرَآءَ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْعَادُونَ

و هر كس پا از اين [حد] فراتر نهد، آنان همان از حد درگذرندگانند.

وَٱلَّذِينَ هُمْ لِأَمَٰنَٰتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَٰعُونَ

و كسانى كه امانتها و پيمان خود را مراعات مى‌كنند.

وَٱلَّذِينَ هُم بِشَهَٰدَٰتِهِمْ قَآئِمُونَ

و آنان كه بر شهادتهاى خود ايستاده‌اند.

وَٱلَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ

و كسانى كه بر نمازشان مداومت مى‌ورزند.

أُو۟لَٰٓئِكَ فِى جَنَّٰتٍۢ مُّكْرَمُونَ

آنها هستند كه در باغهايى [از بهشت‌]، گرامى خواهند بود.

فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ

چه شده است كه آنان كه كفر ورزيده‌اند، به سوى تو شتابان،

عَنِ ٱلْيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَ

گروه گروه، از راست و از چپ [هجوم مى‌آورند]؟

أَيَطْمَعُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍۢ

آيا هر يك از آنان طمع مى‌بندد كه در بهشت پر نعمت درآورده شود؟

كَلَّآ إِنَّا خَلَقْنَٰهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ

نه چنين است. ما آنان را از آنچه [خود] مى‌دانند آفريديم.

فَلَآ أُقْسِمُ بِرَبِّ ٱلْمَشَٰرِقِ وَٱلْمَغَٰرِبِ إِنَّا لَقَٰدِرُونَ

[هرگز،] به پروردگار خاوران و باختران سوگند ياد مى‌كنم كه ما تواناييم،

عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًۭا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ

كه به جاى آنان بهتر از ايشان را بياوريم؛ و بر ما پيشى نتوانند جست.

فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا۟ وَيَلْعَبُوا۟ حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَ

پس بگذارشان ياوه گويند و بازى كنند تا روزى را كه وعده داده شده‌اند ملاقات نمايند.

يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ سِرَاعًۭا كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍۢ يُوفِضُونَ

روزى كه از گورها[ى خود] شتابان برآيند، گويى كه آنان به سوى پرچمهاى افراشته مى دوند.

خَٰشِعَةً أَبْصَٰرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌۭ ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمُ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يُوعَدُونَ

ديدگانشان فرو افتاده، [غبار] مذلّت آنان را فرو گرفته است. اين است همان روزى كه به ايشان وعده داده مى‌شد.