«هود» (۱۱)
معرفی و مقایسه
سوره «هود» یکی دیگر از سورههای ششگانهای است که مجموعه مرتبط و منسجمی را تشکیل داده و با حروف مقطعه «الر» شروع میشوند. این سوره با سوره «یونس» (از این مجموعه) که قبلاً مطالعه کردیم، نقاط مشترک فراوانی دارد که اهم آن محور هر دو سوره یعنی همان سرنوشت امتهای مجرم و منحرف تاریخ در رابطه با انبیاء و سنت جاری الهی میباشد. با این تفاوت که به دلیل اختلاف در سال نزول، هر یک از دو سوره روی جنبه خاص و بعد ویژهای از این مسئله تأکید و توجه کرده است. سوره هود که مربوط به سال ۹ بعثت (مطابق جداول کتاب سیر تحول قرآن) میباشد، از نظر زمانی ۲ الی ۸ سال زودتر از سوره یونس (سال ۱۱ بعثت و ۴ هجرت) نازل شده است. بنابراین موضوعات مطرح شده در آن جنبه تقدّم و تازگی دارد و به همین دلیل در این سوره کلیات و محورهای اساسی مطلب مطرح میشود و در سوره یونس روی بخش خاصی از مطلب تمرکز میگردد.
سوره «هود» (در سال نهم) در شرایطی نازل میشود که پیامبر و مسلمانان در سختترین شرایط و روزهای خود به سر میبردند، از یک طرف فشار و شکنجه و تبعید و تهدید کفار به نهایت خود رسیده، از طرف دیگر پیامبر (ص) حضرت ابوطالب و خدیجه را از دست داده بود. از این نظر سوره هود، هم رنگ دلداری و تسلیت دارد و هم درس صبر و مقاومت و پایداری میدهد. این همان سورهای است که به دلیل آیه «فَٱسْتَقِمْ كَمَآ أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ…آیهٔ ۱۱۲» یا کل آن، روایت شده که پیامبر فرموده است مرا پیر کرد (شیبتنی سورة هود).
در این سوره برای عبرت و آموزش مسلمانان خلاصه اجمالی داستان انبیاء الهی را با قلت نفرات و دشواری تکذیب و تمسخر و تعارض قوم نشان میدهد و برنامه کلی آنها را که روی محور «توحید» و عبادت انحصاری خدا تکیه داشته تبیین مینماید، اما در سوره یونس اولاً به جای ذکر داستان انبیاء هفتگانه (نوح، هود، صالح - لوط - ابراهیم - شعیب و موسی)¹ که در سوره هود مشروحاً بیان شده، به ذکر مختصری از اولین و آخرین آنها (نوح و موسی علیهم السلام) اکتفا نموده، ثانیاً از کل ماجرای آنها با قومشان، عمدتاً روی هلاک و انقراض قوم با عذاب الهی متمرکز گشته است. به این ترتیب میتوان گفت سوره یونس اخص از سوره هود است. اما هر دو سوره از یک موضوع کلی سخن میگویند. گرچه ظاهراً به نظر میرسد باهم بیگانه باشند.²
علاوه برآن، هر دو سوره با کتاب حکیم و بشارت و انذار و نقش رسول آغاز میشوند و به آزادی و اختیار انسان و دستور صبر و توکل به رسول ختم میگردند.
۱. ترتیب زمانی این ۶ سوره از نظر سال نزول به این قرار است: ۱- حجر (۴ و ۵ بعثت) ۲- هود (۹ ب) ۳- یوسف (۱۱ ب) ۴- یونس (۱۱ ب و ۴ ه) ۵- ابراهیم (۷ و ۱۲ و ۱۳ ب و ۹ ه) ۶- رعد (۶ و ۷ ه)
۲. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان نوشته است: «این دو سوره دو غرض مختلف دارند که بازگشت بهم ندارند» به نظر ایشان سوره یونس سنت جاری الهی را که بین رسولان و امتهای تکذیبکننده شان حکم قطعی انجام شده ذکر میکند و سوره هود میخواهد ثابت کند چگونه معارف قرآنی، برگشت به توحید خالص دارد و توحید بر حسب ترکیب به معارف اصلی و فرعی بازگشت دارد.
موضوعات و مطالب کلیدی
معمولاً هر سوره روی یک یا چند واژه به صورت متمرکز تکیه میکند که تشخیص این تمرکز، به شناسائی سوره کمک شایانی مینماید. از جمله در سوره «هود» نیز کلمات مشخصی به چشم میخورد که جنبه کلیدی و مرکزی پیدا کردهاند.
۱- رب
منظور از ارسال رسل و انذار و تبشیر آنها و ابتلای تاریخی انسان چیزی جز تربیت و تکامل انسان و سیر او به سوی خدا نیست. در این سوره بیش از الوهیت خالق روی ربوبیت او (همانند سوره یونس) تأکید شده است. بنابراین اسم «رب» نیز به عنوان یکی از واژههای کلیدی این سوره مطرح میباشد. لازم به یادآوری است که برخی از ترکیبات «رب» با ضمائر، در این سوره نسبت بسیار بالائی را در قرآن دارد. از جمله ربک (۱۶ بار مرتبه دوم پس از انعام ۱۷ بار)، ربی (۱۱ بار بعد از کهف ۱۳ بار)، ربهم (۷ بار بعد از بقره و انعام هر کدام ۱۰ بار). در مجموع ۴۳ بار کلمه «رب» در ترکیب با ضمائر، در این سوره به کار رفته است. اهمیت این مسئله در رابطه با هلاک امتهای منحرف روشن میگردد، تمامی امتحان و ابتلاء و فتنه امتها نهایتاً به تربیت و تکامل بشر منجر میگردد.
۲- اسامی انبیاء و اقوام
در این سوره نام چندتن از انبیاء الهی و اقوام آنها بیش از سایر سورههای قرآن به کار رفته است، از جمله:
نوح ۷ بار از ۳۳ بار، هود ۵/۱۰، صالح ۴/۱۰، شعیب ۲/۴، لوط ۵/۲۷، عاد ۴/۲۴، ثمود ۴/۲۶
امّا نام حضرت ابراهیم و حضرت موسی، از آنجائی که داستان و موضوع رسالت آنها در سورههای دیگر به تفصیل بیان شده است، در این سوره زیاد به کار نرفته است. با این حال نام حضرت ابراهیم در سوره هود پس از بقره و آل عمران بالاترین رقم را دارد.
۳- بیّنه
در این سوره ۵ بار کلمه «بیّنه» به کار رفته است که این تعداد بیش از یک چهارم کل کاربرد آن در قرآن میباشد (۵ بار از ۱۹ بار). از آنجائی که موضوع اصلی سوره رسالت انبیاء و عکسالعمل اقوام میباشد، مسئله معجزه و ارائه بیّنه از ارکان موضوع به شمار میرود. مواردی که این کلمه در رابطه با رسولان الهی به کار رفته است به قرار ذیل میباشد:
- آیه ۱۷ – حضرت محمد: أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّهِۦ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌۭ مِّنْهُ…آیهٔ ۱۷...
- آیه ۲۸ – حضرت نوح: قَالَ يَٰقَوْمِ أَرَءَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّى وَءَاتَىٰنِى رَحْمَةًۭ مِّنْ عِندِهِۦ…آیهٔ ۲۸...
- آیه ۶۳ – حضرت صالح: قَالَ يَٰقَوْمِ أَرَءَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّى وَءَاتَىٰنِى مِنْهُ رَحْمَةًۭ…آیهٔ ۶۳
- آیه ۸۸ – حضرت شعیب: قَالَ يَٰقَوْمِ أَرَءَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّى وَرَزَقَنِى مِنْهُ رِزْقًا…آیهٔ ۸۸...
- آیه ۵۳ – حضرت هود: قَالُوا۟ يَٰهُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍۢ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِىٓ ءَالِهَتِنَا…آیهٔ ۵۳...
مسئله قابل توجه، تفاوتی است که در بیّنه داشتن حضرت هود نسبت به سایر انبیاء مشاهده میشود، در این مورد قوم هود از اینکه بزعمشان پیامبر آنها بیّنهای نداشته، تکذیبش میکردند.
۴- رحمت
از ۳۳ مرتبهای که کلمه «رحمت» در قرآن به کار رفته ۸ مورد آن یعنی ۱۰ % کل، در سوره هود قرار دارد. مصادیق رحمت که در این سوره آمده است به قرار ذیل میباشد: نجات انبیاء و مؤمنین به آنها هنگام نزول عذاب (۳ مرتبه)، بخشیدن رحمت به رسولان (احتمالاً کتاب و آگاهی) ۲ مرتبه، رحمت به اهل بیت حضرت ابراهیم، کتاب موسی رحمت مکتوب، چشاندن راحتی و رفاه و آسودگی به انسان (هر کدام یکبار).
۵- رشید
در قرآن ۳ بار کلمه رشید به کار رفته که هر سه مورد آن در سوره هود قرار گرفته است. یکبار از زبان حضرت لوط خطاب به قوم منحرف (……أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌۭ رَّشِيدٌۭآیهٔ ۷۸ - آیه ۷۸)، یکبار از زبان قوم شعیب خطاب به او (…إِنَّكَ لَأَنتَ ٱلْحَلِيمُ ٱلرَّشِيدُآیهٔ ۸۷ - آیه ۸۷) و بار دیگر در بیان رشید نبودن امر فرعون (……فَٱتَّبَعُوٓا۟ أَمْرَ فِرْعَوْنَ ۖ وَمَآ أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍۢآیهٔ ۹۷ - آیه ۹۷) به این ترتیب مسئله رشد انسان از محورهای این سوره محسوب میگردد.
إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦ فَٱتَّبَعُوٓا۟ أَمْرَ فِرْعَوْنَ ۖ وَمَآ أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍۢ
به سوى فرعون و سران [قوم] وى فرستاديم، ولى [سران] از فرمان فرعون پيروى كردند، و فرمان فرعون صواب نبود.
۶- استغفار و توبه
عبارت «…ٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوٓا۟ إِلَيْهِ…آیهٔ ۳» سه بار در این سوره خطاب به قوم محمد (ص)، هود (ع) و شعیب (ع) (در آیات ۳ و ۵۲ و ۹۰) به کار رفته است. هم کلمه «استغفروا» و هم کلمه «توبوا» از نظر آماری در این سوره بالاترین نسبت را دارد (۳ بار از ۶ بار و ۳ بار از ۷ بار). مسئله استغفار و توبه اقوام گناهکار در ارتباط با موضوع اصلی سوره معنای خاصی دارد.
۷- ظلم
عذاب امتهای مجرم به دلیل ظلم و ستم آنها تحقق یافته است. به این دلیل در این سوره ۱۳ بار مشتقات کلمه ظلم به کار رفته و برخی از این مشتقات مثل «ظلموا» بالاترین رقم را در قرآن دارد (۶ بار از ۴۳ بار ۱۴ %). کلمه «ظالمین» نیز ۴ بار به کار رفته است.
۸- تعبد
از مصادیق ظلم به نفس که موجب عذاب امتهای مجرم میشود، «تعبد» و سر سپردگی نسبت به فرعونها و جباران تاریخ بوده است، در این سوره موضوع تعبد به عنوان مسئلهای کلیدی مطرح گشته و برخی از مشتقات آن همچون «تعبدوا» و «یعبد» بالاترین نسبت را در قرآن دارد، همانطور که گفته شد، در آخرین آیه سوره (در رابطه با رجوع تمامی امر به خدا، نه فرعونها) فرمان عبادت انحصاری خدا و توکل به او داده شده است:
وَلِلَّهِ غَيْبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ ٱلْأَمْرُ كُلُّهُۥ فَٱعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَآیهٔ ۱۲۳
۹- امر
کلمه «امر» ۹ بار در این سوره تکرار شده است که از نظر تعداد با اختلاف زیادی از سایر سورهها بیشتر است. همچنین «امرنا» با ۵ بار تکرار در این سوره بالاترین رقم را در کل قرآن دارد. در تمامی این موارد موضوع «امر» به خدا نسبت داده شده است. مثل امرنا (۵ بار) یا امرالله (۲ بار) و امر ربک (۲ بار). به استثنای دو مورد که به جای «الله» طاغوتهای تاریخ نشستهاند. مثل: آیه ۹۷ (……فَٱتَّبَعُوٓا۟ أَمْرَ فِرْعَوْنَ ۖ وَمَآ أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍۢآیهٔ ۹۷) و آیه ۵۹ (وَتِلْكَ عَادٌۭ ۖ جَحَدُوا۟ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا۟ رُسُلَهُۥ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍۢآیهٔ ۵۹)، آنچه مورد نظر سوره است، توجه دادن به این مسئله است که تنها امر خدا قابل تبعیت است نه امر فرعونها و جباران تاریخ، حتی آخرین آیه این سوره نیز با رجوع تمامی «امور» به خدا جمعبندی میشود. (وَلِلَّهِ غَيْبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ ٱلْأَمْرُ كُلُّهُۥ فَٱعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ…آیهٔ ۱۲۳...). مواردی که کلمه «امر» به خدا نسبت داده شده عمدتاً مربوط به فرمان عذاب است (آیات ۴۳-۴۴-۷۶-۱۰۱-۴۰-۶۶-۸۲-۹۴-۵۸) برای اقوام مجرم، به استثنای آیه ۷۳ که در مورد بشارت اسحق برای همسر ابراهیم است. بنابراین میتوان گفت در این سوره روی فرا رسیدن امر خدا (فَلَمَّا جَآءَ أَمْرُنَا…آیهٔ ۶۶) برای عذاب اقوام منحرف و منحط به صورت متمرکز تأکید شده است تا ذهن خوانندگان متوجه عزت و غلبه خدا نسبت به اقوام مجرم معطوف گردد و سرنوشت شوم و تیره آنها را در ذهن خود تصور نمایند.
إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦ فَٱتَّبَعُوٓا۟ أَمْرَ فِرْعَوْنَ ۖ وَمَآ أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍۢ
به سوى فرعون و سران [قوم] وى فرستاديم، ولى [سران] از فرمان فرعون پيروى كردند، و فرمان فرعون صواب نبود.
وَتِلْكَ عَادٌۭ ۖ جَحَدُوا۟ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا۟ رُسُلَهُۥ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍۢ
و اين، [قوم] عاد بود كه آيات پروردگارشان را انكار كردند، و فرستادگانش را نافرمانى نمودند، و به دنبال فرمانِ هر زورگوى ستيزهجوى رفتند.
۱۰- عذاب
همانطور که گفته شد، کلمه «امر» در رابطه با فرا رسیدن اجل امتها و عذاب آنها در این سوره مورد توجه قرار گرفته است. به این دلیل کلمه «عذاب» نیز در این سوره از کلمات کلیدی به شمار میرود، گرچه از نظر تعداد کمتر از سورههای بقره و آل عمران میباشد (این کلمه در سوره هود ۱۳ مرتبه و در سورههای بقره و آل عمران ۱۸ و ۱۵ بار به کار رفته است)، اما به طور نسبی باتوجه به حجم سورهها، سوره هود نسبت کاملاً بالاتری دارد. عجیب این که صفت عذاب در این سوره بر حسب نوع انحراف اقوام تفاوت کرده است مثل:
عذاب غلیظ، عذاب مقیم، عذاب قریب، عذاب یوم الیم - عذاب یوم کبیر - عذاب یوم محیط - عذاب غیر مردود، عذاب الاخره - عذاب یخزیه
آغاز و ختم سوره
همانطور که قبلاً در سورههای دیگر ملاحظه کردیم، اولین و آخرین آیات اغلب سورهها، فهرست و خلاصه آن سوره به شمار میرود، و بادقت نظر و بررسی محتوا و مضمون آن میتوانیم به اهداف و مقاصد سوره بهتر آگاه شویم. چند آیه اول این سوره عصاره دعوت انبیاء را که محور مسائل مطروحه در سوره میباشد مطرح مینماید. این عصاره شامل عبادت انحصاری خدا، استغفار و توبه، اختیار انسان و رجوع نهائی او در قیامت به سوی خدا میباشد، همانطور که ملاحظه شد، بسیاری از این کلمات مثل: تعبد، استغفار، توبوا، از نظر آماری در این سوره بیشتر از سایر سورهها به کار رفته است.
همچنین در آخرین آیه سوره (وَلِلَّهِ غَيْبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ ٱلْأَمْرُ كُلُّهُۥ فَٱعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَآیهٔ ۱۲۳). کلمات: غیب، امر، (یعبد تعبدوا) - توکلت - نشاندهنده این حقیقت است که کاربرد این کلمات در این سوره بیشتر از سایر سورههای قرآن است.
آزادی و اختیار انسان
در این سوره نیز همچون سورههای انعام و یونس، به دلیل سیاق استدلالی و منطقی آن و ارائه شواهد و بینات در روند رسالت، بر اختیار و آزادی انسان در پذیرش توحید و نبوت و قیامت تصریح شده است. حداقل ۱۳ آیه از این سوره را که بیش از ۱۰ % آیات آن میشود، میتوان در رابطه با این مسئله تلقی کرد. مثل آیات شماره: ۳-۱۲-۱۵-۵۷-۸۸-۹۳-۱۱۰-۱۱۱-۱۱۸-۱۱۹-۱۲۱-۱۲۲.
در سومین آیه این سوره (... …وَإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍۢ كَبِيرٍآیهٔ ۳) و دو آیه آخر آن (وَقُل لِّلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ٱعْمَلُوا۟ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَٰمِلُونَآیهٔ ۱۲۱ - وَٱنتَظِرُوٓا۟ إِنَّا مُنتَظِرُونَآیهٔ ۱۲۲) اشارات صریحی در این مورد وجود دارد که میتوان گفت در ابتدا و انتهای سوره بر اهمیت مسئله تأکید شده است. این آیات را میتوان لابلای کلمات انبیاء در ادوار مختلف تاریخ به قرار ذیل مشاهده نمود.
مربوط به حضرت محمد (ص) و امت اسلام:
- آیه ۳: …وَإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ…آیهٔ ۳ ...
- آیه ۱۲: ... …إِنَّمَآ أَنتَ نَذِيرٌۭ ۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ…آیهٔ ۱۲
- آیه ۱۵: مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَٰلَهُمْ فِيهَا…آیهٔ ۱۵ و ...
- همچنین آیات ۱۱۸-۱۱۹-۱۲۱-۱۲۲ (آیات جمعبندی)
- آیه ۵۷- فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّآ أُرْسِلْتُ بِهِۦٓ إِلَيْكُمْ ۚ وَيَسْتَخْلِفُ…آیهٔ ۵۷ ربی ... …إِنَّ رَبِّى عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ حَفِيظٌۭآیهٔ ۵۷ (مربوط به هود (ع))
- آیه ۸۶- …وَمَآ أَنَا۠ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍۢآیهٔ ۸۶ (مربوط به شعیب (ع))
- آیه ۸۸- ... …وَمَآ أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَىٰ مَآ أَنْهَىٰكُمْ عَنْهُ…آیهٔ ۸۸ ... (شعیب (ع))
- آیه ۹۳- وَيَٰقَوْمِ ٱعْمَلُوا۟ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنِّى عَٰمِلٌۭ…آیهٔ ۹۳ ... (شعیب (ع))
آیات ۱۱۰ و ۱۱۱ در رابطه با امت بنیاسرائیل و رسالت حضرت موسی میباشد. علاوه بر نکات فوق ۵۲ بار مشتقات کلمه «قال» در این سوره به کار رفته است که دلالت بر رابطه استدلالی و برقراری بحث و گفتگو میان انبیاء و امتهای آنها میکند.
نامهای نیکوی الهی
در این سوره برخلاف سوره یونس (که عمدتاً بر مقطع خاص هلاک امتها و حکم قطعی پروردگار عنایت داشت) اسامی نیکوی متعددی از پروردگار به چشم میخورد که برخی از آنها مثل: قدیر، وکیل، حفیظ، محیط، خبیر، بصیر، الله و رب و علیم - فعّال به صورت منفرد به کار رفته و برخی دیگر به صورت مزدوج و ترکیبی مثل: حکیم خبیر، غفور رحیم، قریب مجیب، حمید مجید، رحیم ودود
نام «الله» در این سوره ۳۸ بار تکرار شده که معادل ۱۹ × ۲ میباشد و مجموع اسامی نیکوی الهی که در سوره به کار رفته نیز ۱۹ مورد میباشد (الله - رحمن - رحیم - قدیر - وکیل - حفیظ - محیط - خبیر - بصیر - رب - علیم - فعال - حکیم، غفور - قریب - مجیب - حمید - مجید - ودود).
همانطور که قبلاً گفته شد، اضافه ضمایر به نام «رب» (مثل ربک، ربهم، ربی) در این سوره بسیار دیده میشود و مجموع آن به ۴۱ میرسد که رقم بسیار بالائی است.
تبصره: کلمات «رب»، «رحیم»، «خبیر» دوبار به کار رفته و بقیه اسامی فقط یکبار. وفور نامهای نیکوی الهی در این سوره، به خصوص نام «رب» (در اضافه به ضمایر) دلالت بر ابعاد و جهات متنوع هدایتگری مینماید که در جریان رسالت انبیاء وجود داشته است.
لحن و آهنگ انتهایی آیات
همچنان که نامهای الهی در این سوره متعدد و متنوع است، آهنگ خاتمه آیات آن نیز برخلاف ۱۰ سوره گذشته که مطالعه کردیم، بسیار متنوع میباشد. به طوری که آخرین کلمه آیات این سوره به ۱۲ حرف مختلف به ترتیب ذیل ختم میشوند:
| ن - ۵۸ مرتبه | ر - ۱۱ مرتبه | ظ - ۳ مرتبه | ق - ۱ مرتبه |
|---|---|---|---|
| د - ۲۴ مرتبه | م - ۴ مرتبه | ل - ۲ مرتبه | ذ - ۱ مرتبه |
| ب - ۱۲ مرتبه | ط - ۴ مرتبه | ز - ۲ مرتبه | ص - ۱ مرتبه |
معمولاً گروههای مستقلی از آیات با حروف متنوع لابلای سوره ترکیب شدهاند و بقیه قسمتها با حرف «ن» ختم میشوند.
معمولاً آیاتی که به حرف «ن» ختم میشوند به عملکرد انسان مربوط میشوند و آیات غیر از آن، به اسامی نیکوی خداوند و اوصاف بهشت و جهنم و وعده و وعیدهای او.
در برخی موارد که این قانون بهم میخورد به نظر میرسد خداوند خواسته است کلمه مورد نظر را به اصطلاح برجسته و اگراندیسمان نماید. مثل کلمه ثمود در آیات ۶۸ و ۹۵ و مورود و مرفود در آیات ۹۸ و ۹۹ و جاثمین در آیه ۹۴ - رشید در آیه ۸۷ و لوط در آیات ۷۰ و ۷۴ - هود آیه ۶۰ که در این سوره از نظر آماری این کلمات نسبت به سایر سورههای قرآن مقام نخست را دارا هستند.
البته کلمات دیگری مثل یعقوب (آیه ۷۱)، نرید (۷۹)، الیه انیب (۸۸) یرید (۱۰۷) و ... از نظر آماری چنین نسبتی را ندارند و باید دلیل استثنا بودن آنها را در جای دیگری پیدا کرد. اگر کلمات «ترید» و «یرید» را در رابطه با «امر» قرار دهیم، که از نظر آماری اول است، و انیب را همان توبه بگیریم، این موارد حل میشوند. کلمات دیگری مثل: کفور (آیه ۹)، فخور (۱۰)، قلیل (۴۰)، عنید (۵۹)، مریب (۶۲)، تخسیر (۶۳)، حینئذ (۶۹)، رقیب (۹۳) به کار رفتهاند که مربوط به انسان میباشند اما چون با تنوین ختم شدهاند صدای آن از نظر لحن و آهنگ همان «ن» میباشد.
ارتباط سورههای هود و یوسف (۱۲ و ۱۱)
۱-
در انتهای سوره هود خطاب به پیامبر (ص) آمده است: «ما همه حکایات و اخبار رسولان را بر تو بیان میکنیم تا به آن دلت را محکم و استوار داریم و تو را در این سرگذشتها (یا در قرآن) حقیقت و پندی وجود داشته و مؤمنین را تذکر و بیداری میباشد»:
وَكُلًّۭا نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنۢبَآءِ ٱلرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِۦ فُؤَادَكَ ۚ وَجَآءَكَ فِى هَٰذِهِ ٱلْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌۭ وَذِكْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَآیهٔ ۱۲۰
در سوره هود داستان هفت رسول عظیمالشان را بیان کرده است و به دنبال آن در سوره بعدی (باز هم با ذکر کلمه قصه) به طور اختصاصی و انحصاری و یکپارچه، زیباترین آنها را که «احسن القصص» نامیده شده، نقل مینماید: (نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ ٱلْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ هَٰذَا ٱلْقُرْءَانَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِۦ لَمِنَ ٱلْغَٰفِلِينَسورهٔ یوسف، آیهٔ ۳). به این ترتیب موضوع قصه رسولان (مصائب و مشکلات و صبر آنها در برابر سختیها) محور متصلکننده دو سوره میباشد. جالب این که در سوره هود این حکایتها را برای دلگرمی و تقویت روحیه و تثبیت فؤاد پیامبر بیان میکند، و در اواخر سوره یوسف نیز رسیدن نصرت الهی را در نهایت سختی و فشار علیه رسولان که آنها را تا مرز یأس و نومیدی از یاری خدا کشانده بود، نشان میدهد تا رسول اکرم را درس دیگری باشد:
حَتَّىٰٓ إِذَا ٱسْتَيْـَٔسَ ٱلرُّسُلُ وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا۟ جَآءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّىَ مَن نَّشَآءُ ۖ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ ٱلْقَوْمِ ٱلْمُجْرِمِينَسورهٔ یوسف، آیهٔ ۱۱۰.
۲-
در دو آیه ما قبل آخر سوره هود روی عنصر زمان و صبر و انتظار برای به نتیجه رسیدن اعمال (نیک یا بد) و عامل آزادی و اختیار انسان برای تعیین سرنوشت خویش تأکید مینماید (وَقُل لِّلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ٱعْمَلُوا۟ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَٰمِلُونَآیهٔ ۱۲۱ - وَٱنتَظِرُوٓا۟ إِنَّا مُنتَظِرُونَآیهٔ ۱۲۲) و سوره یوسف نیز که به دنبال آن میآید، تابلوی شگفتی از «صبر جمیل» یعقوب در وصال یوسف (در طول قریب ۴۰ سال) است که غصه گلوگیر و اشک دائمی، او را به کوری رسانده بود. سرانجام سرنوشت یوسف، علیرغم سختیهای عمق چاه و زندان طولانی عزیز مصر که به عالیترین مقام و موقعیت دنیائی و اخروی رسید، و سرافکندگی برادران، علیرغم قدرت و کثرت و تسلط آنان، نشانگر به نتیجه رسیدن حق در مسیر وعده داده شده میباشد.
۳-
در آخرین آیه سوره هود برای اصلاح روحیه «زود زود زود» و انتظار نتیجه فوری داشتن از مختصر تلاش در راه حق، که مخصوص آدمهای عجول و شتابزده و کمصبر (یعنی اکثریت انسانها) میباشد، کسانی که رو به ظواهر «امر» و تسلط باطل چشم دوخته و به آنچه اندر پرده و در پشت ظواهر زمان و مکان حال و حاضر پنهان است یعنی «غیب» کمتر توجه مینمایند، بر این حقیقت تأکید مینماید که پنهانیهای آسمانها و زمین برای خدا (آشکار) است و تمامی امور سرانجام به سوی او منتهی میگردد (در مبارزه حق علیه باطل باید امیدوار به پیروزی نهائی حق بود) بنابراین باید او را پرستید (فقط تسلیم او بود) و بر او توکل کرد و (یقین داشت که) پروردگار غافل از آنچه مجرمین میکنند نیست:
(وَلِلَّهِ غَيْبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ ٱلْأَمْرُ كُلُّهُۥ فَٱعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَآیهٔ ۱۲۳).
در سوره یوسف نیز روح حاکم بر ماجرا، همین «غیب» و پنهان بودن قضیه گم شدن یوسف برای یعقوب (و بقیه خانواده)، خواب یوسف و خوابهای عزیز مصر و دو یار زندانی و حوادثی است که به صورت شگفتانگیز ادامه پیدا میکند. همچنین «رجوع امر» به سوی خدا که منجر به عالیترین موفقیت برای یوسف گردید.
درسی که باید از این داستان گرفت، تعبد و تسلیم مطلق به خدا در کوران ابتلاء و آزمایش و توکل بر او در مسیر مشکلات و مصائب و اطمینان از نظارت دائمی و عدم غفلت پروردگار از اعمال توطئهآمیز و جرم و جنایات جناح باطل میباشد. در ضمن موضوع «غیب» که در آخرین آیه سوره هود به آن اشاره شده، از کلمات کلیدی سوره یوسف میباشد که در آیات ۱۰-۱۵-۵۲-۸۱-۱۰۲ آن تکرار شده است.
همچنین مسئله «رجوع امر به سوی خدا» که دلالت بر پیروزی نهائی حق مینماید (و در آخرین آیه سوره هود به آن تأکید گردیده بود) در آیه ۲۱ سوره یوسف به زبان دیگری به هنگامی که یوسف از عمق تاریک چاه در بیابان کنعان به خانه عزیز مصر راه مییابد و تنگی و تاریکی مکانش به وسعت کاخ و روشنی آن تبدیل میگردد، بیان میشود و غلبه خدا را بر «امر» خویش، هرچند بیشتر مردم بر آن آگاه نیستند، تأکید مینماید:
(...) …وَٱللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰٓ أَمْرِهِۦ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَسورهٔ یوسف، آیهٔ ۲۱
| رسول و قومش | هدف رسالت (توحید) | استغفار و توبه | دلسوزی رسول |
|---|---|---|---|
| (حضرت محمد و امت اسلام) | أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ…آیهٔ ۲ | وَأَنِ ٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوٓا۟ إِلَيْهِ…آیهٔ ۳. | أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ…آیهٔ ۲ |
| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦٓ…آیهٔ ۲۵ | ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵ | __________ | ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵ |
| وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًۭا…آیهٔ ۵۰ | ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵ | و یا قوم ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵ | ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵ |
| …وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَٰلِحًۭا…آیهٔ ۶۱ | ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵ | …فَٱسْتَغْفِرُوهُ…آیهٔ ۶۱ ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵ | ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵ |
| …وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًۭا…آیهٔ ۸۴ | ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵ | وَٱسْتَغْفِرُوا۟…آیهٔ ۹۰ ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵ | ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵ |
| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ…آیهٔ ۹۶... الى فرعون | __________ | __________ | __________ |
| پاسخ رسول | گفتار قوم | ||
| أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّهِۦ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌۭ…آیهٔ ۱۷. …إِنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ…آیهٔ ۱۷... | پایقول الدین کفروا ان هذا الاسحر مبین. | ||
| ... …قُلْ فَأْتُوا۟ بِعَشْرِ سُوَرٍۢ مِّثْلِهِۦ مُفْتَرَيَٰتٍۢ وَٱدْعُوا۟ مَنِ ٱسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ…آیهٔ ۱۳ ... | أَمْ يَقُولُونَ ٱفْتَرَىٰهُ…آیهٔ ۱۳ | ||
| قَالَ يَٰقَوْمِ أَرَءَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّى وَءَاتَىٰنِى رَحْمَةًۭ مِّنْ عِندِهِۦ…آیهٔ ۲۸... | فَقَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ مَا نَرَىٰكَ إِلَّا بَشَرًۭا مِّثْلَنَا…آیهٔ ۲۷ | ||
| …قَالَ إِنِّىٓ أُشْهِدُ ٱللَّهَ وَٱشْهَدُوٓا۟ أَنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تُشْرِكُونَآیهٔ ۵۴ | …وَمَا نَرَىٰكَ ٱتَّبَعَكَ إِلَّا ٱلَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِىَ ٱلرَّأْىِ…آیهٔ ۲۷... | ||
| قَالَ يَٰقَوْمِ أَرَءَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّى وَءَاتَىٰنِى مِنْهُ رَحْمَةًۭ…آیهٔ ۶۳... | قَالُوا۟ يَٰهُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍۢ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِىٓ ءَالِهَتِنَا…آیهٔ ۵۳ | ||
| صالح (ع) …عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَآیهٔ ۵۳ | …عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَآیهٔ ۵۳ | ||
| قَالُوا۟ يَٰصَٰلِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّۭا قَبْلَ هَٰذَآ ۖ أَتَنْهَىٰنَآ أَن…آیهٔ ۶۲ | قَالُوا۟ يَٰشُعَيْبُ أَصَلَوٰتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ ءَابَآؤُنَآ…آیهٔ ۸۷ | ||
| …نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ ءَابَآؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِى شَكٍّۢ مِّمَّا تَدْعُونَآ إِلَيْهِ مُرِيبٍۢآیهٔ ۶۲ | …أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِىٓ أَمْوَٰلِنَا مَا نَشَٰٓؤُا۟ ۖ إِنَّكَ لَأَنتَ ٱلْحَلِيمُ ٱلرَّشِيدُآیهٔ ۸۷ |
مراحل و موضوعات مشترک در جریان رسالت انبیاء
| تأکید بر آزادی و اختیار قوم | فرارسیدن امر خدا | نوع عذاب | نوع عذاب |
|---|---|---|---|
| …إِنَّمَآ أَنتَ نَذِيرٌۭ ۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ وَكِيلٌآیهٔ ۱۲ |
…وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ ٱلْأَمْرُ كُلُّهُۥ فَٱعْبُدْهُ…آیهٔ ۱۲۳ و وَقُل لِّلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ٱعْمَلُوا۟ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَٰمِلُونَآیهٔ ۱۲۱ وَٱنتَظِرُوٓا۟ إِنَّا مُنتَظِرُونَآیهٔ ۱۲۲ | …وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ ٱلْأَمْرُ كُلُّهُۥ فَٱعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ…آیهٔ ۱۲۳... | ... …عَذَابَ يَوْمٍۢ كَبِيرٍآیهٔ ۳ | ... …عَذَابَ يَوْمٍۢ كَبِيرٍآیهٔ ۳ |
| نوح (ع) …أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَٰرِهُونَآیهٔ ۲۸ | حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَمْرُنَا وَفَارَ ٱلتَّنُّورُ…آیهٔ ۴۰... | ... یوم | ... یوم |
| فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّآ أُرْسِلْتُ بِهِۦٓ إِلَيْكُمْ…آیهٔ ۵۷ |
…وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّى…آیهٔ ۵۷... …إِنَّ رَبِّى عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ حَفِيظٌۭآیهٔ ۵۷ | وَلَمَّا جَآءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًۭا…آیهٔ ۵۸ و... | ... یوم | ... یوم |
| صالح (ع) قَالَ يَٰقَوْمِ أَرَءَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّى…آیهٔ ۶۳... | فَلَمَّا جَآءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَٰلِحًۭا…آیهٔ ۶۶... | ... عامر | ... عامر |
| …أَنَا۠ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍۢآیهٔ ۸۶ |
…وَمَآ أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَىٰ مَآ أَنْهَىٰكُمْ عَنْهُ…آیهٔ ۸۸... | وَلَمَّا جَآءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًۭا…آیهٔ ۹۴ و... | ... عامر | ... عامر |
| شعیب (ع) وَيَٰقَوْمِ ٱعْمَلُوا۟ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنِّى عَٰمِلٌۭ…آیهٔ ۹۳ | فَلَمَّا جَآءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا…آیهٔ ۸۲... | ... عامر | ... عامر |
| ... …فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِى ضَيْفِىٓ…آیهٔ ۷۸ |
... …أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌۭ رَّشِيدٌۭآیهٔ ۷۸ | ... …فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِى ضَيْفِىٓ…آیهٔ ۷۸ …أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌۭ رَّشِيدٌۭآیهٔ ۷۸ | ... عامر | ... عامر |