«ممتحنه» (۶۰)
محتوای سوره
محور اصلی سوره «ممتحنه» که در اولین و آخرین آیه سوره به آن اشاره شده است، مسئله «ولایت» میباشد. معنای اصلی «ولایت» دوستی است ولی نه دوستی ساده متعارف، بلکه دوستی و ارتباطی که منجر به نوعی وابستگی و پذیرش سرپرستی و تسلط غیر گردد. فرق کلمه «ولی» با کلمات مشابه آن همچون: صدیق، رفیق، صاحب، قرین، خلیل و غیره در همین بُعد سیاسی و حکومتی آن میباشد. به این ترتیب آنچه در این سوره مورد مذمت و نهی شدید قرار گرفته است، این نوع دوستی و بطور کلی ایجاد رابطه صمیمانه با دشمنان خدا و خلق (عدوی و عدوکی) میباشد، وگرنه نیکی کردن و برقراری روابط مبتنی بر قسط (درمناسبات اقتصادی) با کسانیکه درحال پیکار با مسلمانان نیستند و آنها را از دیارشان اخراج نکردهاند، هرگز نهی نشده است (آیه ۸). منحصراً ایجاد رابطه «ولایتی» با کسانیکه بدلیل دین و اعتقاد با مسلمانان میجنگند و آنها را از دیارشان اخراج میکنند، یا بر این کار دیگران را پشتیبانی مینمایند، نهی شدهاست (…إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَآیهٔ ۹) آیه ۹
بیان این موضوع بسیار اساسی برای جامعه نوپای اسلامی، در این سوره که درسال دهم هجرت، یعنی درآستانه رحلت رسول اکرم (ص) نازل شدهاست، معنای خاصی را افاده مینماید. به زودی امت مسلمان رهبر و امام خود را ازدست میدهد و باید آماده اداره جامعه پس از پیامبر (ص) باشد. بنابر این مبرم ترین مسئله ای که باید آموزش داده شود مدیریت و حکومت (ولایت)، و پرهیز از سازشکاری بادشمنان و ایجاد روابطی که موجب اعاده سیطره سابق آنان گردد، میباشد. آثار اجتماعی مسئله «ولایت» آنچنان وسیع و همه جانبه است که همگان باید درقبال آن احساس تعهد و مستولیت و مراقبت نمایند. بنابراین توصیه به این امر که همچون ملاتی اجزاء بنای اجتماع را به یکدیگر پیوند میدهد، سه بار در این سوره باجمله: «يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟…آیهٔ ۱» مجتمع ایمانی را مخاطب قرار داده است.
۱. در این سوره ۴ بار کلمه «ولایت» به معنای که گفته شد به کار رفتهاست:
آیه (۱) يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ عَدُوِّى وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَآءَ…آیهٔ ۱ ...
آیه (۹) ...…أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَآیهٔ ۹
و آیه (۱۳) يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَوَلَّوْا۟ قَوْمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ…آیهٔ ۱۳ ... الممتحنة · آیه ۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوندإِنَّمَا يَنْهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ قَٰتَلُوكُمْ فِى ٱلدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمْ وَظَٰهَرُوا۟ عَلَىٰٓ إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ
فقط خدا شما را از دوستى با كسانى باز مىدارد كه در [كار] دين با شما جنگ كرده و شما را از خانههايتان بيرون رانده و در بيرونراندنتان با يكديگر همپشتى كردهاند. و هر كس آنان را به دوستى گيرد، آنان همان ستمگرانند.
اولویت پیوندهای ایمانی
گویا برقراری مودّت بادشمنان ایمانی موجب ایجاد «ولایت» میگردد که در این سوره چهاربار به این کلمه اشاره کرده است (…تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِٱلْمَوَدَّةِ…آیهٔ ۱ ... …تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِٱلْمَوَدَّةِ…آیهٔ ۱ - …عَسَى ٱللَّهُ أَن يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ ٱلَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنْهُم…آیهٔ ۷ ... …وَوَدُّوا۟ لَوْ تَكْفُرُونَآیهٔ ۲)
مقابل کلمه «مودّت»، کلمه «عداوات» قرار دارد که متقابلاً چهاربار تکرار شده است.
علاوه بر کلمات: ولایت، مودّت، عداوات، کلمات دیگری همچون: بغضاء، بَر، غفور و رحیم در این سوره به کار رفته است که دو جنبه متضاد دوستی و دشمنی و حبّ و بغض را در رابطه با ایمان و اعتقاد مطرح میسازد. پیامی که در این رابطه القاء میشود پیوستگی تنگاتنگ دوستی و دشمنی با ایمان و کفر است. یعنی اگر ایمان به راستی دردل کسی وارد شده باشد نمیتواند روابط صمیمانه گذشته خود را با کسانیکه اکنون در جبهه اعتقادی مخالف او قرار دارند و با خدا و خلق درستیز هستند ادامه دهد. چنین تضاد و تناقضی نشانگر نفاق است.
همچنانکه در آخرین آیه سوره «مجادله» تأکید شد، «ممکن نیست مردمی یافت شوند که علیرغم ایمان به خدا و آخرت، با دشمنان خدا و رسول دوستی کنند. هرچند پدران، فرزندان، برادران و خویشان آنها هم باشند». بنابر این پیوندهای خویشاوندی (اولاد و ارحام) تاجائی محترم و استوار است که در تضاد با ارزشهای اعتقادی قرار نگرفته باشد و «اهلیت» موقعی رعایت میگردد که مغایر با ایمان و عمل صالح نباشد. این پیام خطیری است که مسلمانان هجرت کرده به مدینه باتوجه به سوابق و روابطی که از دوران جاهلیت باقوم و خویش خود، که اکنون در جبهه دشمنی با نهضت توحیدی نوین قرار دارند، داشتهاند، باید فراگیرند. به خصوص در ایامی که به زودی با رحلت رسول (ص) باید عهده دار اداره جامعه خود گردند.
۱. آیه (۱) ۲. آیه ۲ ۳. آیه ۲
۴. آیه (۱) …لَا تَتَّخِذُوا۟ عَدُوِّى وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَآءَ…آیهٔ ۱ ... آیه (۴) …وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ٱلْعَدَٰوَةُ وَٱلْبَغْضَآءُ…آیهٔ ۴ ... آیه (۷) …ٱلَّذِينَ عَادَيْتُم…آیهٔ ۷ ...
۵. و مناتک خداوند فرزند ناخاف بن (ب) و الزاهل تمام خارج و اختم (ان) و و راهاک اله عمل غم ص (الح) [garbled OCR footnote left as-is; unrecoverable without source page]
زمینههای ولایت
همانطور که گفته شد محور اصلی این سوره مسئله «ولایت» است و این مسئله را در دورمینه: ۱- روابط عمومی و کلی جامعه اسلامی بادشمنان (که عمدتاً توسط مردان انجام میشود). ۲- روابط با زنان (از بعد ولایت)، مطرح کرده است. ۳- آیه ابتدای سوره به بخش اول و سه آیه آخر (آیات ۱۰ تا ۱۲) به بخش دوم اختصاص یافته است.
آنچه در بخش اول با جمله «یا ایها الذین آمنوا» به کل جامعه اسلامی توصیه میگردد، در رابطه با شأن نزولی که از نامه نگاری یک مسلمان به دشمنان مشرک و دادن اطلاعاتی در مورد قصد حمله مسلمانان به مکه، به خاطر حمایت و نگهداری آنها از خانواده و کسانش نقل شده، احتراز از دوستی نزدیک (مودت و ولایت) با کسانی است که دشمن خدا و مسلمانان هستند، به حقی که از جانب خدا آمده (قرآن) کافر شدهاند، پیامبر و پیروان او را تنها به این جرم که به پروردگارشان ایمان آوردهاند، از شهر و خانه خود اخراج کردهاند. نامه محبت آمیز نوشتن به کسانی که اگر تسلط بر مسلمانان پیداکنند از هیچ گونه دست درازی برآنها فرو گذار نخواهند کرد، به این نیّت که حمایت آنها نسبت به کسانی که در مکه باقی ماندهاند جلب گردد، خلاف رضای خدا است. مسلمانان باید بدانند ارحام و اولاد آنها روز قیامت نفعی برای آنها نخواهند داشت و همه روابط خونی و خویشاوندی جز رابطه انسان با اعمالش در آن روز بریده میگردد.
در بخش دوم مسئله «ولایت» در رابطه با زنان مطرح میگردد. چه زنانی که با هجرت از دیار کفر از شهر و شوهر خود جدا شده و به دارالمؤمنین پناهندند شدهاند و چه (برعکس) زنانی که علیرغم ایمان و هجرت شوهران خود، بر شرک باقی ماندهاند. تکلیف هر دودسته را در این بخش روشن مینماید. زنان مهاجرت کرده باید مورد آزمایش قرار گیرند (تا جاسوس و نفوذی نباشند). در صورت اطمینان از ایمانشان نباید به سوی کفار برگردانیده شوند. چرا که دیگر نسبت به همسران سابقشان حلال نیستند (بطور طرفینی) و زنانی که بر کفر خود، علیرغم ایمان همسرانشان، پافشاری میکنند شایسته نیست همچنان نگهداری شوند (ولا تمسکوا بعصم الگوافر). چنین تضادی در محیط خانواده علاوه بر مشکلات عدیدهای که برای طرفین به بار میآورد، لطمات شدیدی به روحیه و روان اطفال وارد خواهد کرد. امّا مسئله مهر و مخارجی که مشرکین برای همسران مسلمان شده خود (و یا برعکس) متحمل شدهاند در این بخش مورد عنایت قرار گرفته و به مسلمانان توصیه شده این هزینه را جبران نمایند و در صورتی که قضیه برعکس باشد (زن مسلمانی به طرف کفار رفته باشد) مخارجی که کردهاند مطالبه نمایند. این حکم خداوند علیم و حکیم است که باید دقیقاً اجرا گردد.
استقلال بانوان
مسئله دیگر در رابطه با زنان (ازبعد و لایت)، حق رأی و نقش و نظر و شخصیت اجتماعی آنان است که در قالب «بیعت» با رسول اکرم درآیه (۱۲) مطرح شده است. این مسئله در روز گاری مطرح شده است که زنان مقام و منزلی در جامعه نداشتند و به شدت تحقیر میشدند، در روز گاری که دختر به دنیا آوردن ننگ و عار محسوب و چه بسا زنده به گور میشده است. اهمیت این مسئله موقعی آشکار میگردد که توجه داشته باشیم در اروپای مدعی آزادی و انسانیت، زنان تا جنگ جهانی اول، یعنی نیمه نخست قرن بیستم حق رأی نداشتند! گرچه در آیه مذکور صحبت از حق رأی نشده، و اصولاً در آن دوره انتخابات و اخذ رأی به شیوه امروزی، معمول نبوده است، اما مسئله «بیعت» که پیمانی همگانی و میثاقی اجتماعی محسوب میشده، همین عملکرد را داشته است. در روز گاری که مرد برای زن تصمیم میگرفته و عهد و پیمان میبسته، شخصیت قائل شدن برای زن و او را طرف «بیعت» با «رسول خدا» قراردادن، ارزشی است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. موضوع بیعت زنان با پیامبر، گرچه در مسائل اخلاقی و اعتقادی است و حداقل در اینجا به مسائل اجتماعی و سیاسی کشیده نشده، اما نفس این حرمت و منزلت و استقلالی که برای آنها قائل شده بس ارزشمند است.
ابراهیم (ع) الگوی ولایت
همانطور که بارها در شرح سورههای گذشته، اشاره کردیم، نام حضرت ابراهیم (ع) در هر سوره به تناسب سیاق آن، به عنوان اسوه و الگوی ارزشی که در آن سوره مطرح شده آمد. است، گوئی آن پیامبر عظیم الشأن که «امامت» به عنوان او جعل شده (…إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًۭا…سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۲۴)، از نظر خداوند انسان کامل و تمامی است که در هر بعدی از ابعاد و جودی اش باید نمونه و الگوی سایر انسانها باشد. اینک در این سوره به تناسب مسئله «ولایت» که اساس آن را تشکیل میدهد، بادی از این انسان برتر میشود (آیات ۴ و ۵ و ۶). در این آیات ۲ بار بر «اسوه» بودن ابراهیم (ع) برای مسلمانان تأکید مینماید. آن هم اسوههای نیکو (قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌۭ فِىٓ إِبْرَٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ…آیهٔ ۴) در مسئله «ولایت»، یعنی پیوند با همفکران اعتقادی (…وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ…آیهٔ ۴) و براثت از دشمنان اعتقادی (…إِنَّا بُرَءَٰٓؤُا۟ مِنكُمْ…آیهٔ ۴)، هرچند قوم و خویش و حتی پدر! بوده باشد.
۱. به قول دکتر شریعتی هنوز هم در بسیاری از خانوادهها زن را ضعیف، منزل، چیز، بچهها و ... خطاب میکنند (نقل به مضمون)
در این آیات از یک طرف اعلام رسمی و قاطع و صریح آن حضرت و پیروانش را در براثت از مشرکین و فرهنگ شرک آمیز آنان نشان میدهد (…إِذْ قَالُوا۟ لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُا۟ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ…آیهٔ ۴)، و از طرف دیگر توکل و توبه شان را به پروردگار دربرابر خطرات سهمگین مخالفت و موضعگیری دربرابر فرهنگ منحط عوام (…رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ ٱلْمَصِيرُآیهٔ ۴)، و دعای خالصانه شان را برای آنکه دستخوش فتنه و آزار کافرین قرار نگیرند (رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَٱغْفِرْ لَنَا رَبَّنَآ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُآیهٔ ۵).
مسئله «اسوه» بودن ابراهیم (ع) و پیروانش، یک بار در آغاز اشاره به داستان ولایت آن پیامبر، (آیه ۴) مطرح شده و بار دیگر برای تأکید و توجه بیشتر درانتهای این اشاره (آیه ۶). با این تفاوت که در دومین بار عمومیت و همیشگی بودن این الگو را برای تمامی کسانی که امیدوار ملاقات خدا و روز آخرت هستند تأکید مینماید (لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌۭ لِّمَن كَانَ يَرْجُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلْيَوْمَ ٱلْءَاخِرَ ۚ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُآیهٔ ۶).
آهنگ سوره
۱۳ آیه این سوره بطور متنوعی با ۵ حرف ختم میشوند: حرف «ن» و «م» هرکدام ۴ آیه، حرف «ر» سه آیه و حرف «ل» و «د» هرکدام یک آیه.
اسماء الحسنى
در این سوره همچون سوره قبل، ازآنجایی که مخاطب آن گروه مؤمنین هستند، اسماء نیکوی الهی به نسبت زیادی به کار رفته است. ۲۱ بار نام جلاله «الله» (درازای ۱۳ آیه و معادل هر ۵/۱۶ کلمه یک بار) و ۱۰ نام دیگر: رب (۴ بار)، حکیم و غفور و رحیم (هرکدام ۲ بار)، بصیر و عزیز و غنی و حمید و قدیر و علیم (هرکدام یک بار). جمع این اسماء ۳۷ مورد میباشد.