‹ همهٔ سوره‌ها الممتحنة
۶۰

الممتحنة

آزمایش‌شده

مدنی۱۳ آیه

«ممتحنه» (۶۰)

محتوای سوره

محور اصلی سوره «ممتحنه» که در اولین و آخرین آیه سوره به آن اشاره شده است، مسئله «ولایت» می‌باشد. معنای اصلی «ولایت» دوستی است ولی نه دوستی ساده متعارف، بلکه دوستی و ارتباطی که منجر به نوعی وابستگی و پذیرش سرپرستی و تسلط غیر گردد. فرق کلمه «ولی» با کلمات مشابه آن همچون: صدیق، رفیق، صاحب، قرین، خلیل و غیره در همین بُعد سیاسی و حکومتی آن می‌باشد. به این ترتیب آنچه در این سوره مورد مذمت و نهی شدید قرار گرفته است، این نوع دوستی و بطور کلی ایجاد رابطه صمیمانه با دشمنان خدا و خلق (عدوی و عدوکی) می‌باشد، وگرنه نیکی کردن و برقراری روابط مبتنی بر قسط (درمناسبات اقتصادی) با کسانیکه درحال پیکار با مسلمانان نیستند و آنها را از دیارشان اخراج نکرده‌اند، هرگز نهی نشده است (آیه ۸). منحصراً ایجاد رابطه «ولایتی» با کسانیکه بدلیل دین و اعتقاد با مسلمانان می‌جنگند و آنها را از دیارشان اخراج می‌کنند، یا بر این کار دیگران را پشتیبانی می‌نمایند، نهی شده‌است (إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَآیهٔ ۹) آیه ۹

بیان این موضوع بسیار اساسی برای جامعه نوپای اسلامی، در این سوره که درسال دهم هجرت، یعنی درآستانه رحلت رسول اکرم (ص) نازل شده‌است، معنای خاصی را افاده می‌نماید. به زودی امت مسلمان رهبر و امام خود را ازدست می‌دهد و باید آماده اداره جامعه پس از پیامبر (ص) باشد. بنابر این مبرم ترین مسئله ای که باید آموزش داده شود مدیریت و حکومت (ولایت)، و پرهیز از سازشکاری بادشمنان و ایجاد روابطی که موجب اعاده سیطره سابق آنان گردد، می‌باشد. آثار اجتماعی مسئله «ولایت» آنچنان وسیع و همه جانبه است که همگان باید درقبال آن احساس تعهد و مستولیت و مراقبت نمایند. بنابراین توصیه به این امر که همچون ملاتی اجزاء بنای اجتماع را به یکدیگر پیوند می‌دهد، سه بار در این سوره باجمله: «يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟آیهٔ ۱» مجتمع ایمانی را مخاطب قرار داده است.

۱. در این سوره ۴ بار کلمه «ولایت» به معنای که گفته شد به کار رفته‌است:
آیه (۱) يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ عَدُوِّى وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَآءَآیهٔ ۱ ...
آیه (۹) ...أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَآیهٔ ۹
و آیه (۱۳) يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَوَلَّوْا۟ قَوْمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْآیهٔ ۱۳ ...
الممتحنة · آیه ۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

إِنَّمَا يَنْهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ قَٰتَلُوكُمْ فِى ٱلدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمْ وَظَٰهَرُوا۟ عَلَىٰٓ إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ

فقط خدا شما را از دوستى با كسانى باز مى‌دارد كه در [كار] دين با شما جنگ كرده و شما را از خانه‌هايتان بيرون رانده و در بيرون‌راندنتان با يكديگر همپشتى كرده‌اند. و هر كس آنان را به دوستى گيرد، آنان همان ستمگرانند.

اولویت پیوندهای ایمانی

گویا برقراری مودّت بادشمنان ایمانی موجب ایجاد «ولایت» می‌گردد که در این سوره چهاربار به این کلمه اشاره کرده است (تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِٱلْمَوَدَّةِآیهٔ ۱ ... تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِٱلْمَوَدَّةِآیهٔ ۱ - عَسَى ٱللَّهُ أَن يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ ٱلَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنْهُمآیهٔ ۷ ... وَوَدُّوا۟ لَوْ تَكْفُرُونَآیهٔ ۲)

مقابل کلمه «مودّت»، کلمه «عداوات» قرار دارد که متقابلاً چهاربار تکرار شده است.

علاوه بر کلمات: ولایت، مودّت، عداوات، کلمات دیگری همچون: بغضاء، بَر، غفور و رحیم در این سوره به کار رفته است که دو جنبه متضاد دوستی و دشمنی و حبّ و بغض را در رابطه با ایمان و اعتقاد مطرح می‌سازد. پیامی که در این رابطه القاء می‌شود پیوستگی تنگاتنگ دوستی و دشمنی با ایمان و کفر است. یعنی اگر ایمان به راستی دردل کسی وارد شده باشد نمی‌تواند روابط صمیمانه گذشته خود را با کسانیکه اکنون در جبهه اعتقادی مخالف او قرار دارند و با خدا و خلق درستیز هستند ادامه دهد. چنین تضاد و تناقضی نشانگر نفاق است.

همچنانکه در آخرین آیه سوره «مجادله» تأکید شد، «ممکن نیست مردمی یافت شوند که علیرغم ایمان به خدا و آخرت، با دشمنان خدا و رسول دوستی کنند. هرچند پدران، فرزندان، برادران و خویشان آنها هم باشند». بنابر این پیوندهای خویشاوندی (اولاد و ارحام) تاجائی محترم و استوار است که در تضاد با ارزش‌های اعتقادی قرار نگرفته باشد و «اهلیت» موقعی رعایت می‌گردد که مغایر با ایمان و عمل صالح نباشد. این پیام خطیری است که مسلمانان هجرت کرده به مدینه باتوجه به سوابق و روابطی که از دوران جاهلیت باقوم و خویش خود، که اکنون در جبهه دشمنی با نهضت توحیدی نوین قرار دارند، داشته‌اند، باید فراگیرند. به خصوص در ایامی که به زودی با رحلت رسول (ص) باید عهده دار اداره جامعه خود گردند.

۱. آیه (۱) ۲. آیه ۲ ۳. آیه ۲
۴. آیه (۱) لَا تَتَّخِذُوا۟ عَدُوِّى وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَآءَآیهٔ ۱ ... آیه (۴) وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ٱلْعَدَٰوَةُ وَٱلْبَغْضَآءُآیهٔ ۴ ... آیه (۷) ٱلَّذِينَ عَادَيْتُمآیهٔ ۷ ...
۵. و مناتک خداوند فرزند ناخاف بن (ب) و الزاهل تمام خارج و اختم (ان) و و راهاک اله عمل غم ص (الح) [garbled OCR footnote left as-is; unrecoverable without source page]

زمینه‌های ولایت

همانطور که گفته شد محور اصلی این سوره مسئله «ولایت» است و این مسئله را در دورمینه: ۱- روابط عمومی و کلی جامعه اسلامی بادشمنان (که عمدتاً توسط مردان انجام می‌شود). ۲- روابط با زنان (از بعد ولایت)، مطرح کرده است. ۳- آیه ابتدای سوره به بخش اول و سه آیه آخر (آیات ۱۰ تا ۱۲) به بخش دوم اختصاص یافته است.

آنچه در بخش اول با جمله «یا ایها الذین آمنوا» به کل جامعه اسلامی توصیه می‌گردد، در رابطه با شأن نزولی که از نامه نگاری یک مسلمان به دشمنان مشرک و دادن اطلاعاتی در مورد قصد حمله مسلمانان به مکه، به خاطر حمایت و نگهداری آنها از خانواده و کسانش نقل شده، احتراز از دوستی نزدیک (مودت و ولایت) با کسانی است که دشمن خدا و مسلمانان هستند، به حقی که از جانب خدا آمده (قرآن) کافر شده‌اند، پیامبر و پیروان او را تنها به این جرم که به پروردگارشان ایمان آورده‌اند، از شهر و خانه خود اخراج کرده‌اند. نامه محبت آمیز نوشتن به کسانی که اگر تسلط بر مسلمانان پیداکنند از هیچ گونه دست درازی برآنها فرو گذار نخواهند کرد، به این نیّت که حمایت آنها نسبت به کسانی که در مکه باقی مانده‌اند جلب گردد، خلاف رضای خدا است. مسلمانان باید بدانند ارحام و اولاد آنها روز قیامت نفعی برای آنها نخواهند داشت و همه روابط خونی و خویشاوندی جز رابطه انسان با اعمالش در آن روز بریده می‌گردد.

در بخش دوم مسئله «ولایت» در رابطه با زنان مطرح می‌گردد. چه زنانی که با هجرت از دیار کفر از شهر و شوهر خود جدا شده و به دارالمؤمنین پناهندند شده‌اند و چه (برعکس) زنانی که علیرغم ایمان و هجرت شوهران خود، بر شرک باقی مانده‌اند. تکلیف هر دودسته را در این بخش روشن می‌نماید. زنان مهاجرت کرده باید مورد آزمایش قرار گیرند (تا جاسوس و نفوذی نباشند). در صورت اطمینان از ایمانشان نباید به سوی کفار برگردانیده شوند. چرا که دیگر نسبت به همسران سابقشان حلال نیستند (بطور طرفینی) و زنانی که بر کفر خود، علیرغم ایمان همسرانشان، پافشاری می‌کنند شایسته نیست همچنان نگهداری شوند (ولا تمسکوا بعصم الگوافر). چنین تضادی در محیط خانواده علاوه بر مشکلات عدیده‌ای که برای طرفین به بار می‌آورد، لطمات شدیدی به روحیه و روان اطفال وارد خواهد کرد. امّا مسئله مهر و مخارجی که مشرکین برای همسران مسلمان شده خود (و یا برعکس) متحمل شده‌اند در این بخش مورد عنایت قرار گرفته و به مسلمانان توصیه شده این هزینه را جبران نمایند و در صورتی که قضیه برعکس باشد (زن مسلمانی به طرف کفار رفته باشد) مخارجی که کرده‌اند مطالبه نمایند. این حکم خداوند علیم و حکیم است که باید دقیقاً اجرا گردد.

استقلال بانوان

مسئله دیگر در رابطه با زنان (ازبعد و لایت)، حق رأی و نقش و نظر و شخصیت اجتماعی آنان است که در قالب «بیعت» با رسول اکرم درآیه (۱۲) مطرح شده است. این مسئله در روز گاری مطرح شده است که زنان مقام و منزلی در جامعه نداشتند و به شدت تحقیر می‌شدند، در روز گاری که دختر به دنیا آوردن ننگ و عار محسوب و چه بسا زنده به گور می‌شده است. اهمیت این مسئله موقعی آشکار می‌گردد که توجه داشته باشیم در اروپای مدعی آزادی و انسانیت، زنان تا جنگ جهانی اول، یعنی نیمه نخست قرن بیستم حق رأی نداشتند! گرچه در آیه مذکور صحبت از حق رأی نشده، و اصولاً در آن دوره انتخابات و اخذ رأی به شیوه امروزی، معمول نبوده است، اما مسئله «بیعت» که پیمانی همگانی و میثاقی اجتماعی محسوب می‌شده، همین عملکرد را داشته است. در روز گاری که مرد برای زن تصمیم می‌گرفته و عهد و پیمان می‌بسته، شخصیت قائل شدن برای زن و او را طرف «بیعت» با «رسول خدا» قراردادن، ارزشی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. موضوع بیعت زنان با پیامبر، گرچه در مسائل اخلاقی و اعتقادی است و حداقل در اینجا به مسائل اجتماعی و سیاسی کشیده نشده، اما نفس این حرمت و منزلت و استقلالی که برای آنها قائل شده بس ارزشمند است.

ابراهیم (ع) الگوی ولایت

همانطور که بارها در شرح سوره‌های گذشته، اشاره کردیم، نام حضرت ابراهیم (ع) در هر سوره به تناسب سیاق آن، به عنوان اسوه و الگوی ارزشی که در آن سوره مطرح شده آمد. است، گوئی آن پیامبر عظیم الشأن که «امامت» به عنوان او جعل شده (إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًۭاسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۲۴)، از نظر خداوند انسان کامل و تمامی است که در هر بعدی از ابعاد و جودی اش باید نمونه و الگوی سایر انسانها باشد. اینک در این سوره به تناسب مسئله «ولایت» که اساس آن را تشکیل می‌دهد، بادی از این انسان برتر می‌شود (آیات ۴ و ۵ و ۶). در این آیات ۲ بار بر «اسوه» بودن ابراهیم (ع) برای مسلمانان تأکید می‌نماید. آن هم اسوههای نیکو (قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌۭ فِىٓ إِبْرَٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓآیهٔ ۴) در مسئله «ولایت»، یعنی پیوند با همفکران اعتقادی (وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓآیهٔ ۴) و براثت از دشمنان اعتقادی (إِنَّا بُرَءَٰٓؤُا۟ مِنكُمْآیهٔ ۴)، هرچند قوم و خویش و حتی پدر! بوده باشد.

۱. به قول دکتر شریعتی هنوز هم در بسیاری از خانواده‌ها زن را ضعیف، منزل، چیز، بچه‌ها و ... خطاب می‌کنند (نقل به مضمون)

در این آیات از یک طرف اعلام رسمی و قاطع و صریح آن حضرت و پیروانش را در براثت از مشرکین و فرهنگ شرک آمیز آنان نشان می‌دهد (إِذْ قَالُوا۟ لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُا۟ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِآیهٔ ۴)، و از طرف دیگر توکل و توبه شان را به پروردگار دربرابر خطرات سهمگین مخالفت و موضعگیری دربرابر فرهنگ منحط عوام (رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ ٱلْمَصِيرُآیهٔ ۴)، و دعای خالصانه شان را برای آنکه دستخوش فتنه و آزار کافرین قرار نگیرند (رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَٱغْفِرْ لَنَا رَبَّنَآ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُآیهٔ ۵).

مسئله «اسوه» بودن ابراهیم (ع) و پیروانش، یک بار در آغاز اشاره به داستان ولایت آن پیامبر، (آیه ۴) مطرح شده و بار دیگر برای تأکید و توجه بیشتر درانتهای این اشاره (آیه ۶). با این تفاوت که در دومین بار عمومیت و همیشگی بودن این الگو را برای تمامی کسانی که امیدوار ملاقات خدا و روز آخرت هستند تأکید می‌نماید (لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌۭ لِّمَن كَانَ يَرْجُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلْيَوْمَ ٱلْءَاخِرَ ۚ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُآیهٔ ۶).

آهنگ سوره

۱۳ آیه این سوره بطور متنوعی با ۵ حرف ختم می‌شوند: حرف «ن» و «م» هرکدام ۴ آیه، حرف «ر» سه آیه و حرف «ل» و «د» هرکدام یک آیه.

اسماء الحسنى

در این سوره همچون سوره قبل، ازآنجایی که مخاطب آن گروه مؤمنین هستند، اسماء نیکوی الهی به نسبت زیادی به کار رفته است. ۲۱ بار نام جلاله «الله» (درازای ۱۳ آیه و معادل هر ۵/۱۶ کلمه یک بار) و ۱۰ نام دیگر: رب (۴ بار)، حکیم و غفور و رحیم (هرکدام ۲ بار)، بصیر و عزیز و غنی و حمید و قدیر و علیم (هرکدام یک بار). جمع این اسماء ۳۷ مورد می‌باشد.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۴ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 4 connected thematic groups.

۱برائت از دشمنان و الگوی ابراهیمآیات ۱–۶

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ عَدُوِّى وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَآءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِٱلْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا۟ بِمَا جَآءَكُم مِّنَ ٱلْحَقِّ يُخْرِجُونَ ٱلرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ ۙ أَن تُؤْمِنُوا۟ بِٱللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَٰدًۭا فِى سَبِيلِى وَٱبْتِغَآءَ مَرْضَاتِى ۚ تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِٱلْمَوَدَّةِ وَأَنَا۠ أَعْلَمُ بِمَآ أَخْفَيْتُمْ وَمَآ أَعْلَنتُمْ ۚ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگيريد [به طورى‌] كه با آنها اظهار دوستى كنيد، و حال آنكه قطعاً به آن حقيقت كه براى شما آمده كافرند [و] پيامبر [خدا] و شما را [از مكه‌] بيرون مى‌كنند كه [چرا ]به خدا، پروردگارتان ايمان آورده‌ايد، اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بيرون آمده‌ايد. [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى‌كنيد در حالى كه من به آنچه پنهان داشتيد و آنچه آشكار نموديد داناترم. و هر كس از شما چنين كند، قطعاً از راه درست منحرف گرديده است.

إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا۟ لَكُمْ أَعْدَآءًۭ وَيَبْسُطُوٓا۟ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِٱلسُّوٓءِ وَوَدُّوا۟ لَوْ تَكْفُرُونَ

اگر بر شما دست يابند، دشمن شما باشند و بر شما به بدى دست و زبان بگشايند و آرزو دارند كه كافر شويد.

لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَآ أَوْلَٰدُكُمْ ۚ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ

روز قيامت نه خويشان شما و نه فرزندانتان هرگز به شما سود نمى‌رسانند. [خدا] ميانتان فيصله مى‌دهد، و خدا به آنچه انجام مى‌دهيد بيناست.

قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌۭ فِىٓ إِبْرَٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ إِذْ قَالُوا۟ لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُا۟ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ٱلْعَدَٰوَةُ وَٱلْبَغْضَآءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَحْدَهُۥٓ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَآ أَمْلِكُ لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن شَىْءٍۢ ۖ رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ ٱلْمَصِيرُ

قطعاً براى شما در [پيروى از] ابراهيم و كسانى كه با اويند سرمشقى نيكوست: آنگاه كه به قوم خود گفتند: «ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى‌پرستيد بيزاريم. به شما كفر مى‌ورزيم و ميان ما و شما دشمنى و كينه هميشگى پديدار شده تا وقتى كه فقط به خدا ايمان آوريد.» جز [در] سخن ابراهيم [كه‌] به [نا]پدر[ى‌] خود [گفت:] «حتماً براى تو آمرزش خواهم خواست، با آنكه در برابر خدا اختيار چيزى را براى تو ندارم.» «اى پروردگار ما! بر تو اعتماد كرديم و به سوى تو بازگشتيم و فرجام به سوى توست.

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَٱغْفِرْ لَنَا رَبَّنَآ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ

پروردگارا، ما را وسيله آزمايش [و آماج آزار] براى كسانى كه كفر ورزيده‌اند مگردان، و بر ما ببخشاى كه تو خود تواناى سنجيده‌كارى.»

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌۭ لِّمَن كَانَ يَرْجُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلْيَوْمَ ٱلْءَاخِرَ ۚ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُ

قطعاً براى شما در [پيروى از] آنان سرمشقى نيكوست [يعنى‌] براى كسى كه به خدا و روز بازپسين اميد مى‌بندد. و هر كس روى برتابد [بداند كه‌] خدا همان بى‌نياز ستوده‌[صفات‌] است.

۲مرز نیکی با غیرمحاربانآیات ۷–۹

۞ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ ٱلَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنْهُم مَّوَدَّةًۭ ۚ وَٱللَّهُ قَدِيرٌۭ ۚ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ

اميد است كه خدا ميان شما و ميان كسانى از آنان كه [ايشان را] دشمن داشتيد، دوستى برقرار كند، و خدا تواناست، و خدا آمرزنده مهربان است.

لَّا يَنْهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمْ يُقَٰتِلُوكُمْ فِى ٱلدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوٓا۟ إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُقْسِطِينَ

[اما] خدا شما را از كسانى كه در [كار] دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكرده‌اند، باز نمى‌دارد كه با آنان نيكى كنيد و با ايشان عدالت ورزيد، زيرا خدا دادگران را دوست مى‌دارد.

إِنَّمَا يَنْهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ قَٰتَلُوكُمْ فِى ٱلدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمْ وَظَٰهَرُوا۟ عَلَىٰٓ إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ

فقط خدا شما را از دوستى با كسانى باز مى‌دارد كه در [كار] دين با شما جنگ كرده و شما را از خانه‌هايتان بيرون رانده و در بيرون‌راندنتان با يكديگر همپشتى كرده‌اند. و هر كس آنان را به دوستى گيرد، آنان همان ستمگرانند.

۳زنان مهاجر و پیمان ایمانیآیات ۱۰–۱۲

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا جَآءَكُمُ ٱلْمُؤْمِنَٰتُ مُهَٰجِرَٰتٍۢ فَٱمْتَحِنُوهُنَّ ۖ ٱللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَٰنِهِنَّ ۖ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَٰتٍۢ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى ٱلْكُفَّارِ ۖ لَا هُنَّ حِلٌّۭ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ ۖ وَءَاتُوهُم مَّآ أَنفَقُوا۟ ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ۚ وَلَا تُمْسِكُوا۟ بِعِصَمِ ٱلْكَوَافِرِ وَسْـَٔلُوا۟ مَآ أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْـَٔلُوا۟ مَآ أَنفَقُوا۟ ۚ ذَٰلِكُمْ حُكْمُ ٱللَّهِ ۖ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ ۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، چون زنان با ايمان مهاجر، نزد شما آيند آنان را بيازماييد. خدا به ايمان آنان داناتر است. پس اگر آنان را باايمان تشخيص داديد، ديگر ايشان را به سوى كافران بازنگردانيد: نه آن زنان بر ايشان حلالند و نه آن [مردان‌] بر اين زنان حلال. و هر چه خرج [اين زنان‌] كرده‌اند به [شوهران‌] آنها بدهيد، و بر شما گناهى نيست كه -در صورتى كه مَهرشان را به آنان بدهيد- با ايشان ازدواج كنيد، و به پيوندهاى قبلى كافران متمسك نشويد [و پايبند نباشيد ]و آنچه را شما [براى زنان مرتد و فرارى خود كه به كفار پناهنده شده‌اند] خرج كرده‌ايد، [از كافران‌] مطالبه كنيد، و آنها هم بايد آنچه را خرج كرده‌اند [از شما] مطالبه كنند. اين حكم خداست [كه‌] ميان شما داورى مى‌كند، و خدا داناى حكيم است.

وَإِن فَاتَكُمْ شَىْءٌۭ مِّنْ أَزْوَٰجِكُمْ إِلَى ٱلْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَـَٔاتُوا۟ ٱلَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَٰجُهُم مِّثْلَ مَآ أَنفَقُوا۟ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِىٓ أَنتُم بِهِۦ مُؤْمِنُونَ

و در صورتى كه [زنى‌] از همسران شما به سوى كفار رفت [و كفار مَهر مورد مطالبه شما را ندادند] و شما غنيمت يافتيد؛ پس به كسانى كه همسرانشان رفته‌اند، معادل آنچه خرج كرده‌اند بدهيد، و از آن خدايى كه به او ايمان داريد بترسيد.

يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ إِذَا جَآءَكَ ٱلْمُؤْمِنَٰتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَىٰٓ أَن لَّا يُشْرِكْنَ بِٱللَّهِ شَيْـًۭٔا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَٰدَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَٰنٍۢ يَفْتَرِينَهُۥ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِى مَعْرُوفٍۢ ۙ فَبَايِعْهُنَّ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُنَّ ٱللَّهَ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ

اى پيامبر، چون زنان باايمان نزد تو آيند كه [با اين شرط] با تو بيعت كنند كه چيزى را با خدا شريك نسازند، و دزدى نكنند، و زنا نكنند، و فرزندان خود را نكشند، و بچه‌هاى حرامزاده پيش دست و پاى خود را با بهتان [و حيله‌] به شوهر نبندند، و در [كار] نيك از تو نافرمانى نكنند، با آنان بيعت كن و از خدا براى آنان آمرزش بخواه، زيرا خداوند آمرزنده مهربان است.

۴نهی پایانی از ولایت دشمنانآیهٔ ۱۳

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَوَلَّوْا۟ قَوْمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا۟ مِنَ ٱلْءَاخِرَةِ كَمَا يَئِسَ ٱلْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْقُبُورِ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، مردمى را كه خدا بر آنان خشم رانده، به دوستى مگيريد. آنها واقعاً از آخرت سلب اميد كرده‌اند، همان گونه كه كافران اهل گور قطع اميد نموده‌اند.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source