‹ همهٔ سوره‌ها نوح
۷۱

نوح

نوح

مکی۲۸ آیه

«نوح» (۷۱)

معرفی رسالت نوح (ع) در قرآن

نام حضرت نوح (ع) ۳۳ بار در ۲۸ سوره قرآن تکرار شده است. ماجرای رسالت این پیامبر عظیم‌الشأن، تکذیب قومش، قضیه طوفان و طغیان آب، هلاکت قوم و نجات نوح و پیروان، جمعاً در ۱۰۱ آیه در طول ۲۰ سال (از ۳ بعثت تا ۱۰ هجرت) به تدریج از اجمال و اختصار تا تفصیل و تشریح نازل شده است، بطوریکه در هر سوره به تناسب موضوع و محتوای آن اشاره‌ای به این داستان شده است، در ۶ سوره که تماماً در سالهای ابتدائی و میانی بعثت نازل شده‌اند آیات متعددی به شرح این رسالت اختصاص یافته، ولی در بقیه سوره‌ها (۲۲ سوره دیگر) در حد اشاره و استنادی با یک آیه (و استثناءً ۲ یا ۳ آیه) اکتفا شده است. امّا تنها این سوره است که ابتدای آن انحصاراً به این ماجرا اختصاص یافته و نام سوره یادآور صبر و مجاهدت این پیامبر اولواالعزم گشته است. گرچه سوره «نوح» مشخصاً به این عنوان نازل شده ولی در حقیقت تفصیل کاملتر این داستان را در آیات ۲۵ تا ۴۹ سوره هود که پنج سال بعد از سوره نوح نازل شده است می‌توان یافت.

۱. سوره‌های: آل عمران (۳۳)، نساء (۱۶۳)، انعام (۸۴)، اعراف (۵۹)، توبه (۷۰)، یونس (۷۱)، هود (۲۵ تا ۴۹)، ابراهیم (۹)، اسراء (۳ و ۱۷)، مریم (۵۸)، انبیاء (۷۶ و ۷۷)، حج (۴۲)، مؤمنون (۲۳ تا ۳۰)، فرقان (۳۷)، شعراء (۱۰۵ تا ۱۲۲)، عنکبوت (۱۴)، احزاب (۷)، صافات (۷۵ تا ۸۲)، ص (۱۲)، غافر (۵ و ۳۱)، شوری (۱۳)، ق (۱۲)، ذاریات (۴۶)، نجم (۵۲)، قمر (۹)، حدید (۲۶)، تحریم (۱۰)، نوح (تماماً)
۲. نوح ۲۸ آیه - هود ۲۵ آیه - شعراء ۱۸ آیه - قمر ۹ آیه - مؤمنون ۸ آیه - صافات ۸ آیه - انبیاء و عنکبوت هر کدام ۲ آیه - هود ۳ آیه - ۲۲ سوره دیگر هر کدام یک آیه.
۳. سال نزول سوره‌ها از جدول شماره ۱۵ کتاب «سیر تحول قرآن» استخراج شده است.
۴. صافات (۳)، بعثت (۳)، شعراء (۳ و ۴)، نوح (۴)، مؤمنون (۵)، هود (۹)،

اگر خواسته باشیم بر حسب سال نزول به آیات متفرقی که درباره رسالت حضرت نوح در قرآن پراکنده است نگاهی بیفکنیم مقدم بر همه به آیه (۵۲) سوره نجم برمی‌خوریم که با اشاره‌ای کوتاه بر ظلم و طغیان این قوم در گذشته تاریخ آغاز مطلب کرده است:

... وَقَوْمَ نُوحٍۢ مِّن قَبْلُ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَىٰسورهٔ نجم، آیهٔ ۵۲.

به دنبال این اشاره کوتاه در همان مقطع زمانی (سوم بعثت)، در سوره صافات با اختصار و ایجازی لطیف، خلاصه ماجرای آن حضرت را از اجابت ندای پیامبری تا نجات از طوفان و بقای ذریه و غرق قوم بیان می‌کند و در پایان از جانب همه نسلهای آینده بر این معلم نخستین سلام می‌گوید:

سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٍۢ فِى ٱلْعَٰلَمِينَسورهٔ صافات، آیهٔ ۷۹، إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَسورهٔ صافات، آیهٔ ۸۰، إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَسورهٔ صافات، آیهٔ ۸۱.

به دنبال این توضیح مختصر، چندی بعد (۳ و ۴ ب)، در سوره شعراء با اندکی توضیح، جریان تکذیب قوم و مخالفت آنها را با نوح (ع) به خاطر وضعیت طبقاتی و فقر و مسکنت گروندگانش بیان می‌کند و با اشاره‌ای به رسالت آن حضرت و تهدید شدنش به سنگسار، داستان را با نجات نوح و مؤمنین و غرق شدن باقیماندگان خاتمه می‌دهد. در این سوره عمدتاً مسئله موضع‌گیری مخالفین و دلایل و توجیهات مخالفت آنها مطرح شده است.

در چهارمین مرحله، همچون اولین مرحله، اشاره‌ای کوتاه به این قوم در تاریخ باستان می‌نماید، با این تفاوت که در اینجا به جای «ظلم و طغیان» که در سوره نجم از آن یاد کرده بود «فسق» یعنی خارج شدن از حریم و حدود الهی اشاره می‌کند:

وَقَوْمَ نُوحٍۢ مِّن قَبْلُ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًۭا فَٰسِقِينَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۴۶. (ذاريات ۴۶)

بلافاصله پس از این تک‌آیه، در سوره قمر با توضیحات بیشتری در ۹ آیه جریان تکذیب قوم و مجنون نامیدن نوح و دعای آن حضرت را برای نصرت توضیح می‌دهد و آنگاه با تفصیل بیشتر طغیان آب از آسمان و زمین و نجات نوح و غرق کافران را که نشانه و عبرتی برای نسلهای آینده گشت بیان می‌نماید. وَلَقَد تَّرَكْنَٰهَآ ءَايَةًۭ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢسورهٔ قمر، آیهٔ ۱۵.

۱. مطابق جدول کتاب سیر تحول آیات سوره قمر بلافاصله پس از آیه مربوط در سوره ذاریات نازل شده‌اند.

به دنبال مراحل پنجگانه فوق است که سوره نوح بطور یکپارچه مختص رسالت آن حضرت نازل شده و در آن عمدتاً به احتجاج و استدلال‌های نوح در برابر کافرین پرداخته است. در سوره‌های دیگر اصل ماجرا و زوایای مختلف آن بیان شده و در اینجا شیوه‌های ابلاغ رسالت و موضع‌گیری‌های کافران و عکس‌العمل و دعای نوح به درگاه الهی نقل شده است، بطوریکه مرتباً با جملات: قال نوح ...، قال رب، قال یا قوم، فقلت استغفروا، وقالوا ... اقوال و نظریات طرفین را نقل می‌نماید و منطق و برهان توحیدی نوح را برای دعوت قومش نشان می‌دهد.

بار دیگر در سوره انبیاء رسالت توحیدی نوح و مخالفت «ملّا» با این نهضت و انواع اتهامات آنها مطرح می‌شود و با شرحی مفصل‌تر از سایر سوره‌ها، داستان ساختن کشتی و فوران آب و غرق شدن ظالمین توضیح داده می‌شود و بار دیگر این ماجرا را به عنوان نشانه‌ای برای ابتلای امت‌ها معرفی می‌نماید. (إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَسورهٔ مؤمنون، آیهٔ ۳۰) سرانجام کامل‌ترین توضیحات را در سال نهم بعثت در سوره هود عرضه می‌نماید و رسالت نوح را از ابتدا تا انتها مشروحاً بیان می‌کند، بطوریکه آیات این سوره را می‌توان جامع بقیه سوره‌ها تلقی نمود. به این ترتیب در سال نهم بعثت جزئیات داستان بیان می‌شود و پرونده این ماجرا با آیه «تِلْكَ مِنْ أَنۢبَآءِ ٱلْغَيْبِ نُوحِيهَآ إِلَيْكَ ۖ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَآ أَنتَ وَلَا قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَٰذَا ۖ فَٱصْبِرْ ۖ إِنَّ ٱلْعَٰقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَسورهٔ هود، آیهٔ ۴۹» بسته می‌شود.

پس از این سری آیات، جز اشاراتی کوتاه در یک آیه (یا کمتر از آن)، در سوره‌های دیگری که تا سال دهم بعثت ادامه پیدا می‌کند در مورد حضرت نوح و رسالتش دیده نمی‌شود و آخرین آیه‌ای که در این ارتباط نازل می‌شود یادی است از همسر نوح که علیرغم همسری با پیامبر خدا، به خاطر پیروی از کافران به سرنوشت آنان دچار شد و نمونه و مثلی ماندگار در تاریخ برای عبرت آیندگان گشت.

۱. در ۱۰ سوره دیگر این اشارات کوتاه دیده می‌شود.
۲. به استثنای ۲ آیه در سوره عنکبوت در سال دهم بعثت با اشاره به درنگ هزار ساله نوح درمیان قومش (آیات ۱۴ و ۱۵) و ۳ آیه در سوره یونس (۷۱ تا ۷۳) در نمایش باشکوه توکل و تحمّل آن حضرت.

ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًۭا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱمْرَأَتَ نُوحٍۢ وَٱمْرَأَتَ لُوطٍۢسورهٔ تحریم، آیهٔ ۱۰ ... (تحريم ۱۰)

رابطه عمل انسان با اجل او

از آیات ابتدای سوره می‌توان دریافت که قوم نوح به خاطر اعتقادات باطل و اعمال ناشایسته خود در معرض عذابی الیم که نتیجه و اثر طبیعی انحرافشان بود قرار داشتند و خداوند برای نجات آنها از این عاقبت سوء حضرت نوح را برای هشدار دادن از خطر قریب‌الوقوع عذاب به سویشان گسیل داشت و او پس از تأکید بر نقش «انذار»دهندگی خود، به عنوان درمان اصلی انحرافات آنها، به توحید و تقوی و اطاعت از خود (به عنوان رسول خدا) دعوتشان کرد و جزای چنین دعوت و شرطی را «آمرزش گناهان و تأخیر اجلشان» تا سرآمدی مشخص» ذکر نمود (يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّىآیهٔ ۴ ...) به این ترتیب به آنها فهماند که خطر عذابی که آنها را تهدید می‌کند و اجلشان را نزدیک کرده، همانا شرک و بی‌تقوائی و اطاعت از جبّاران است و اگر استغفار نمایند (توبه و بازگشت از رویه و رفتار خود) عوارض و آثار سوءرفتارشان که عذاب را نزدیک کرده پوشانده می‌شود و اجل زودرسشان به اجل مسمّی (سرآمد طبیعی عمر هر پدیده) نزدیک می‌گردد.

برای درک اجل زودرس (معلق) و اجل مسمّی (ظرفیت اسمی هر پدیده و دوام طبیعی آن) می‌توان از نمونه و مثالهای ساده‌ای مدد گرفت. فرضاً عمر طبیعی یک شمع را می‌توان یک ساعت فرض کرد که در پایان یک ساعت خاموش می‌گردد. این سرآمد، اجل مسمای شمع را که ظرفیت نوردهی و دوام آنرا مشخص می‌نماید نشان می‌دهد. امّا اگر در همان دقایق اول بادی بوزد، شمع قبل از رسیدن به اجل مسمای خود خاموش می‌گردد. این اجل زودرس یا اجل معلق نامیده می‌شود، جوامع انسانی و اقوام و تمدنها نیز عمری دارند که تابع شرایط تاریخی، جغرافیائی، سیاسی، فرهنگی و غیره می‌باشد و سرانجام مرگ محتوم آنها فرامی‌رسد و منقرض می‌شوند. همچون تمدنهای بابل، کلده، آشور، یونان، روم باستان، هخامنشیان و غیره. همانطور که عمر تک‌تک انسانها محدود است (فرضاً حدود یکصد سال)، عمر تمدنها و مجتمعات انسانی نیز محدود می‌باشد. یک انسان ممکن است با رعایت اصول بهداشتی و اخلاقی و با ورزش و استراحت و تغذیه سالم و زندگی در محیطی با آب و هوای سالم و دور از جنجالهای محرک اعصاب و روان، عمر خود را به مرز صدسال نزدیک کند یا آنکه با افراط در پرخوری و شهوترانی و قمار و زندگی در محیط آلوده با روابط غیرسالم، زودتر از اجل طبیعی در همان سنین جوانی فوت کند (اجل معلق). به نسبتی که انسان بتواند شرایط زندگی خود را از هرجهت سالم‌تر سازد، اجل معلق او به تأخیر می‌افتد و به مرز اجل طبیعی نزدیک می‌شود (وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّىآیهٔ ۴). اقوام و جوامع نیز چنین حالتی دارند اینکه حضرت نوح به قوم خود می‌فرماید: توحید و تقوی و اطاعت را پیشه کنید تا ذنوب (دنباله و نتیجه و اثر اعمال بد) شما پوشانده شود و اجلتان را خدا به طرف اجل مسمّی به تأخیر بیندازد به همین دلیل می‌باشد.

نه تنها تأخیر اجل، که بهبودی شرایط زندگی یعنی فراوانی ریزش باران که موجب سبز و خرمی و آبادی می‌گردد، امداد به وسیله مال و فرزند، دراختیار قرار گرفتن باغات و نهرها نیز رابطه‌ای مستقیم با عملکرد قوم پیدا می‌کند و اینجاست که حضرت نوح تصریح می‌نماید که اگر از گناهانتان استغفار نمائید پروردگارتان غفار است و (به جای تعجیل در اجل شما) نعمت‌های فوق را جزای شرط استغفارتان قرار می‌دهد.

فَقُلْتُ ٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّهُۥ كَانَ غَفَّارًۭاآیهٔ ۱۰. يُرْسِلِ ٱلسَّمَآءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًۭاآیهٔ ۱۱ وَيُمْدِدْكُم بِأَمْوَٰلٍۢ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّٰتٍۢ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَٰرًۭا مَّاآیات ۱۲–۱۳

شیوه‌های تبلیغ

از آیات ۵ تا ۸ این سوره انواع شیوه‌های دعوت نوح را شرح می‌دهد که چگونه شب و روز آنها را به گونه‌ای عادی یا با صدای بلند (ثُمَّ إِنِّى دَعَوْتُهُمْ جِهَارًۭاآیهٔ ۸) و آشکار و پنهان (ثُمَّ إِنِّىٓ أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًۭاآیهٔ ۹) به سوی توحید دعوت نمود ولی آنها با نهایت جحود و اصرار بر گناه و استکبار دعوتش را پاسخی منفی دادند. وقتی نوح چنین لجبازی و انکار را مشاهده کرد و دریافت که استعداد آنها برای هدایت به کلی تباه گشته و هرگز ایمان نمی‌آورند، از خداوند هلاکت آنها را همچون باغبانی که ریشه‌کن شدن علفهای هرزه را به خاطر رشد و نمو گلهای زیبای باغ و بوستان آرزو می‌کند از خدا طلب کرد.

شیوه‌های تبلیغی متنوعی که با قید کلمه «ثم»، در این سوره مورد اشاره قرار گرفته به نظر نمی‌رسد همزمان و به موازات یکدیگر بوده باشد، بلکه باید در دوران درنگ و رسالت ۹۵۰ ساله نوح که در سوره عنکبوت به آن تصریح شده (وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًۭاسورهٔ عنکبوت، آیهٔ ۱۴ ... آیه ۱۴) به تدریج به کار رفته باشد، ابتدا دعوتی عادی و تنهایی، آنگاه با صدای بلند و رسا، سپس علنی کردن و اظهار عمومی آن و سرانجام (شاید بخاطر تهدید علیه مؤمنین) به صورت پنهانی و مخفیانه (والله اعلم). گرچه این مطلب را نیز گفته‌اند که شیوه‌های ذکر شده به تناسب موقعیت و شرایط دعوت و تبلیغ بوده است.

استدلال‌های توحیدی

به نظر می‌رسد درمیان ۲۸ سوره‌ای که نام و رسالت حضرت نوح در آنها ذکر گشته تنها در این سوره به احتجاج و استدلال و برهان آن حضرت علیه مشرکین اشاره کرده باشد. این حججها و دلائل که آیات ۱۳ تا ۲۰ ناظر به آن است، نه رنگ فلسفه و کلام دارد و نه از عرفان و اشراق مجرد ذهنی و شعر و ادبیات خبری است! مشاهده (أَلَمْ تَرَوْا۟آیهٔ ۱۵) و شناخت علمی کیفیت پدیده‌هایی است که خداوند خلق کرده، از طبقات هفتگانه زمین (أَلَمْ تَرَوْا۟ كَيْفَ خَلَقَ ٱللَّهُ سَبْعَ سَمَٰوَٰتٍۢ طِبَاقًۭاآیهٔ ۱۵) تا وضعیت نورافشانی خورشید و انعکاس نور آن توسط ماه که در طبقات هفتگانه جو زمین قرار گرفته، تا تغذیه و رویش انسان از عناصر و مواد درون خاک (وَٱللَّهُ أَنۢبَتَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ نَبَاتًۭاآیهٔ ۱۷)، تا گسترش زمین و مساعد شدن آن برای زندگی و حرکت انسان (وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ بِسَاطًۭاآیهٔ ۱۹، لِّتَسْلُكُوا۟ مِنْهَا سُبُلًۭا فِجَاجًۭاآیهٔ ۲۰).

۱. ماه برخلاف خورشید که خارج از دائره طبقات مختلف جو زمین قرار دارد همواره در طبقه مغناطیسی (ماگن‌توسفر) زمین حرکت می‌کند. (به کتاب هفت آسمان مراجعه شود).

مشاهدات فوق که با خطاب توبیخی «الم تروا» بیان شده، به ترتیب مبنای علوم: جوشناسی، کیهان‌شناسی (نجوم)، کشاورزی و علوم تغذیه، زمین‌شناسی (یا دیرین‌شناسی) می‌باشد.

همه این استدلال‌ها به دنبال ۲ آیه «مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًۭاآیهٔ ۱۳» و وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًاآیهٔ ۱۴ می‌باشد و نشانه‌های فوق که آثار و آیات خلقت پروردگار عالم را نشان می‌دهد، از یک طرف دلیل عظمت و شکوه (وقار) خداوندی است که مشرکین با قطع امید از او دل به شرکاء خود بسته بودند (مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًۭاآیهٔ ۱۳)، و از طرف دیگر تنوع خارق‌العاده خلق خدا را که با اطوار و انواع مختلف آنها را (و نیز انسان را) آفریده نشان می‌دهد. و این خود دلیلی بر ربوبیت جهانشمول او می‌باشد.

انحراف از توحید

به دنبال آیات توحیدی فوق‌الذکر، از گمراهی مشرکانه این قوم یاد می‌کند که چگونه با عصیان نسبت به پیامبر خدا و پیروی از فرد صاحب ثروت و قدرتی، به مکر و نیرنگ پرداختند و سردمداران گمراه‌گر آنها (ملاء) مردم را به تمسک و پایبندی به پنج بت بزرگ تشویق و علیه نوح تحریک کردند.

در آیه (۲۳) این سوره برخلاف سبک متعارف قرآن که با اعراض از ذکر جزئیات و شرح اسامی، پیام و پند اصلی را بیان می‌کند، نام هر پنج بت معروف (ود، سواع، یغوث، یعوق و نسر) برده شده است. قطعاً در این تفصیل و تشریح غیرعادی نکته و عبرتی است که با تدبر و تعمق باید آشکار گردد. آنچه از اخبار و احادیث برمی‌آید اسامی فوق نام پنج مؤمن بزرگواری بوده است که مردم معاصر آنها، بخاطر ارج و منزلتی که برایشان قائل بودند پس از مرگ، علامت یا سنگ قبری با شکوه (شاید هم بنائی) به یادگاری برای تجلیل آنها ساختند و گهگاه به پاس قدردانی و احترام و شاید طلب رحمت و مغفرت برای آنها بر مزارشان گرد می‌آمدند. تا اینکه نسل بعد و نسلهای بعد به تدریج سوابق بندگی این بندگان مصلح را فراموش کرده با «غلو» در تعظیم و تکریم و انتساب کرامات و کمالاتی، از آنها «بت»هائی ساخته به جای خدا سر بر آستانه آنها سائیدند و برگردشان طواف کرده حاجاتشان را از آنها طلب نمودند. به این ترتیب در توحید و تعبد راه شرک پیمودند و به جای خداپرستی از بت‌پرستی سردرآوردند.

۱. در تفسیر المیزان ذیل آیه فوق (بخش روائی) به روایاتی در این باب اشاره شده است.

گرچه توده مردم درک و فهم این سوابق و آثار را نداشتند، اما کسانیکه منافعشان در تولیت چنین بت‌پرستی‌ها و بتخانه‌هائی تأمین می‌شد، دربرابر هر موحد و هر ندای توحیدی که مردم را به خدای یکتا می‌خواند، عوام‌الناس چشم و گوش بسته و مقلد خود را با فرمان «لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمْآیهٔ ۲۳ ...» و با یادآوری نام «مقدسان» تاریخی که مردم از جانشان آنها را بیشتر دوست دارند، علیه نوح، یعنی پیامبری که می‌خواهد پیرایه‌های خرافات و اوهام را بزداید و پرده‌های جهل و جمود و تعصب و قشری‌گری را پاره کند تحریک می‌کردند. و به این ترتیب بیشتر مردم را با گمراهی خود به قعر گمراهی‌ها ساقط می‌ساختند (وَقَدْ أَضَلُّوا۟ كَثِيرًۭا ۖ وَلَا تَزِدِ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا ضَلَٰلًۭاآیهٔ ۲۴) آیه ۲۴

۱. امامزاده‌های اصیلی که در گوشه کنار روستاهای این کشور، بخصوص در نواحی مرکزی و شمالی کشور به چشم می‌خورند، مقبره فرزندان و نوادگان اهل بیت پیامبر و علویانی است که پیام اسلام را به ایران می‌آوردند و در ادامه رسالت تبلیغی خود عموماً به دست دژخیمان خلفا که در تعقیب آنها بودند در مخفیگاه‌های خود در کوهستانها یا خانه‌های امن دوستدارانشان شهید می‌شدند و مردم در سوگ آنها قبرشان را مزار شیعیان می‌ساختند و از طریق آنها به خدا و رسول و اهل بیت‌شان معرفت می‌یافتند. تا به تدریج فرم و قالب از محتوی تهی گشته و نسلهای بعد به جای خدا همانها را عبادت کرده و از آنها حاجت می‌طلبدند.

قیامت

گرچه ظرفیت ذهنی مردم معاصر حضرت نوح برای درک ابدیت و زمان طولانی قیامت ناچیز بوده و همانند کودکی که فقط زمان حال و حاضر را می‌بیند از وعده آینده گریزان بودند، با این حال در آموزشهای آن حضرت اشاره‌ای هرچند کوتاه و اجمالی به این مهم نیز شده است که آیات ۱۷ و ۱۸ شاهد آن است (وَٱللَّهُ أَنۢبَتَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ نَبَاتًۭاآیهٔ ۱۷، ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًۭاآیهٔ ۱۸).

۲. اگر جوامع انسانی را به یک فرد انسان تشبیه کنیم دوران حضرت نوح مقارن دوران کودکی نوع بشر بوده است.

نکته ظریف در آیه فوق انطباق حالت زندگی، مرگ و خروج مجدد انسان از زمین (در روز قیامت) با حالت زندگی دنیا در تابستان، مرگ آن در زمستان و بالاخره خروج مجددش از خاک در فصل بهار می‌باشد که راهنمائی برای قبول و پذیرش استدلالی قیامت است. در آیه فوق برای انطباق این دو مثال، رشد و نمو انسان را در زمین با کلمه «انتکم» که مخصوص نباتات است بیان کرده است و اتفاقاً در قرآن همواره برای اثبات قیامت از بهار و شکوفائی در طبیعت نام می‌برد.

۱. همچون سوره‌ها و آیات: روم ۵۰ - حج ۵ - شعراء ۷ - لقمان ۱۰ - ق ۷ و ...

نفرین نوح

آخرین آیه سوره نوح دعای نفرین‌مانندی را از آن پیامبر اولوالعزم که در قرآن به صفات: نیک اجابت‌کننده (نعم المجیون) و محسن و مؤمن نامیده شده نقل می‌کند که به ظاهر با صبر و شکیبائی و دلسوزی و محبتی که از پیامبران معرفی شده مغایرت دارد. گرچه آن حضرت ۹۵۰ سال قوم خود را دعوت کرده و آنها جز انگشت در گوش کردن و جامه بر سر کشیدن جوابی ندارد، اما با این حال چنین درخواستی حداقل با آنچه از حضرت ابراهیم در ارتباط با بی‌تابی از شنیدن خبر عذاب قوم لوط در قرآن نقل شده هماهنگی ندارد.

۲. صافات ۷۵

همانطور که گفته شد ظاهر آیه فوق چنین سوءبرداشتی را موجب می‌شود اما اگر تفصیل آیات این سوره را در سوره هود که پنج سال بعد (نهم بعثت) نازل شده مطالعه کنیم اشکال موردنظر مرتفع می‌گردد. در آیات مذکور خداوند به نوح وحی می‌کند که جز کسانی که ایمان آورده‌اند هرگز کس دیگری ایمان نخواهد آورد بنابر این از اعمالشان آزرده نشو، کشتی را زیرنظر و وحی ما بساز و با من در مورد ظالمینی که غرق خواهند شد گفتگو مکن (طلب نجات آنها مکن).

وَأُوحِىَ إِلَىٰ نُوحٍ أَنَّهُۥ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلَّا مَن قَدْ ءَامَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا۟ يَفْعَلُونَسورهٔ هود، آیهٔ ۳۶. وَٱصْنَعِ ٱلْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلَا تُخَٰطِبْنِى فِى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ ۚ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَسورهٔ هود، آیهٔ ۳۷.

به این ترتیب معلوم می‌شود چراحضرت نوح دعا می‌کند که خدایا در روى زمین دیگری از کافرین باقی مگذار که اگر باقی گذاری بندگانت را گمراه کرده و جز فاجر ناسیاس نمی‌زایند.

جبهه مخالف نوح

در این سوره با اشاره‌ای کوتاه و اجمالی، دربرابر حضرت نوح از کسی یاد کرده که صاحب مال و قدرت (فرزند) بسیار بوده و مردم را علیه نوح تحریک می‌کرده است. (قَالَ نُوحٌۭ رَّبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِى وَٱتَّبَعُوا۟ مَن لَّمْ يَزِدْهُ مَالُهُۥ وَوَلَدُهُۥٓ إِلَّا خَسَارًۭاآیهٔ ۲۱). او و اعوان و انصارش با مکری گران مردم را علیه آن حضرت شورانده به طرف بت‌ها سوق می‌دادند (وَمَكَرُوا۟ مَكْرًۭا كُبَّارًۭاآیهٔ ۲۲).

وَقَالُوا۟ لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمْآیهٔ ۲۳ ...) بیش از این در این سوره به معرفی جبهه مخالف حضرت نوح نپرداخته است اما در سوره‌های مؤمنون و هود از «ملاء» یعنی سردمداران چشم‌پرکن کافری نشانه می‌دهد که مردم را با استدلال‌های پوچی همچون: او بشری همچون شما است، می‌خواهد بر شما برتری بجوید، مجنون است، اراذل دنباله‌رو او هستند، ما این حرفها را از پدران خود نشنیده‌ایم، آنها را برتر از خود نمی‌دانیم، دروغگو است، اگر راست می‌گوید عذاب را بیاورد و ... از این قبیل از پیرامونش با تهدید پراکنده می‌ساختند و با فریب تبلیغات گمراه‌شان می‌ساختند.

این موضع جبهه کفر بود، اما اگر خواسته باشید موضع محکم و جرأت و جسارت و ایمان و توکل شگفت‌انگیز نوح را بدانید باید آیات ۷۱ به بعد سوره یونس را مطالعه نمائید.

نام‌های الهی

در این سوره ۷ بار نام جلاله «الله»، ۵ بار نام «رب» (به صورت مضاف) و یکبار نام نیکوی غفّار به کار رفته‌است.

۱. کلمه «غفران» از واژه‌های کلیدی این سوره است که مشتقات آن ۵ بار در آیات ۴-۷-۱۰ و ۲۸ به کار رفته‌است.

آهنگ سوره

به استثنای چهار آیه ابتدای سوره که با حرف «م» و «ن» ختم شده ۲۴ آیه بقیه سوره با حرف الف (همچون سوره بعدی) تمام شده‌است.

ارتباط سوره‌های نوح و جن (۷۱ و ۷۲)

این دو سوره دو جهت کاملاً مخالف و متضاد را در عکس‌العمل نسبت به دعوت رسولان الهی نشان می‌دهد، یک طرف صددرصد انکار و تکذیب و استکبار و طرف دیگر نهایت آمادگی و استقبال و ایمان. سوره نوح رسالت این پیامبر اولی‌العزم را شرح می‌دهد که پس از ۹۵۰ سال دعوت شبانه‌روزی و به کار گرفتن انواع شیوه‌های علنی و پنهان تبلیغ، چگونه مخاطبینش با عصیان و استکبار از او فرار کرده برای نشنیدن کلامش انگشت در گوش‌های خود نموده جامعه بر سر می‌کشند و بر پرستش همان بت‌های آباء و اجدادی پافشاری می‌کنند. تا جاییکه نوح از ایمان آنها مأیوس شده دعا می‌کند «خدایا جنبنده‌ای از آنها باقی نگذار که نسل آنها فاسد شده و جز فاجر کافر نمی‌زایند و بقیه بندگان را گمراه می‌کنند».

اما در سوره جن قضیه کاملاً برعکس است. گروهی از جن (جن به هر معنا، موجودی غیرمادی یا انسانهائی غریبه و ناشناخته با فرهنگ و زبانی دیگر) بدون آنکه خود مخاطب دعوت باشند و رسولی با آنها سخن گفته باشد، همینکه قرآن را می‌شنوند، می‌فهمند که این کتاب به راه رشد هدایت می‌کند. پس به آن ایمان آورده تعهد می‌نمایند احدی را برای پروردگار که بلندپایه و بدون همسر و فرزند است نگیرند. آنگاه بیانات حکیمانه‌ای ایراد می‌کنند که دلالت بر استواری عقیده و حق‌طلبی نفسانی آنها می‌کند. از جمله تأکید می‌نمایند ما فهمیده‌ایم که (با عصیان و خودخواهی) هرگز نمی‌توانیم خدا را به عجز درآوریم و نه از ملک او بگریزیم. بلکه ما به محض شنیدن پیام هدایت به آن ایمان آوردیم. چرا که هرکس به پروردگارش ایمان آورد، بیمی از ضایع شدن حق یا ستمی برخود نخواهد داشت:

(وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا ٱلْهُدَىٰٓ ءَامَنَّا بِهِۦ ۖ فَمَن يُؤْمِنۢ بِرَبِّهِۦ فَلَا يَخَافُ بَخْسًۭا وَلَا رَهَقًۭاسورهٔ جن، آیهٔ ۱۳)

به این ترتیب نشان داده می‌شود که چگونه دربرابر یک حقیقت واحد، بندگان خدا مواضع صددرصد مخالف می‌گیرند.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۵ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 5 connected thematic groups.

۱مأموریت نوح و انذار روشنآیات ۱–۴

إِنَّآ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦٓ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَكَ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ

ما نوح را به سوى قومش فرستاديم كه: «قومت را، پيش از آنكه عذابى دردناك به آنان رسد، هشدار ده.»

قَالَ يَٰقَوْمِ إِنِّى لَكُمْ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌ

[نوح‌] گفت: «اى قوم من، من شما را هشدار دهنده‌اى آشكارم،

أَنِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَٱتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ

كه خدا را بپرستيد و از او پروا داريد و مرا فرمان بريد.

يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّى ۚ إِنَّ أَجَلَ ٱللَّهِ إِذَا جَآءَ لَا يُؤَخَّرُ ۖ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

[تا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و [اجل‌] شما را تا وقتى معين به تأخير اندازد. اگر بدانيد، چون وقت مقرر خدا برسد، تأخير بر نخواهد داشت.

۲دعوت شبانه‌روزی و استغفارآیات ۵–۱۲

قَالَ رَبِّ إِنِّى دَعَوْتُ قَوْمِى لَيْلًۭا وَنَهَارًۭا

[نوح‌] گفت: «پروردگارا، من قوم خود را شب و روز دعوت كردم،

فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَآءِىٓ إِلَّا فِرَارًۭا

و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود.

وَإِنِّى كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوٓا۟ أَصَٰبِعَهُمْ فِىٓ ءَاذَانِهِمْ وَٱسْتَغْشَوْا۟ ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا۟ وَٱسْتَكْبَرُوا۟ ٱسْتِكْبَارًۭا

و من هر بار كه آنان را دعوت كردم تا ايشان را بيامرزى، انگشتانشان را در گوشهايشان كردند و رداى خويشتن بر سر كشيدند و اصرار ورزيدند و هر چه بيشتر بر كبر خود افزودند.

ثُمَّ إِنِّى دَعَوْتُهُمْ جِهَارًۭا

سپس من آشكارا آنان را دعوت كردم.

ثُمَّ إِنِّىٓ أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًۭا

باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت [و] پوشيده نيز به ايشان گفتم.

فَقُلْتُ ٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّهُۥ كَانَ غَفَّارًۭا

و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است.

يُرْسِلِ ٱلسَّمَآءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًۭا

[تا] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد.

وَيُمْدِدْكُم بِأَمْوَٰلٍۢ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّٰتٍۢ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَٰرًۭا

و شما را به اموال و پسران، يارى كند، و برايتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پديد آورد.

۳نشانه‌های خلقت و زمینآیات ۱۳–۲۰

مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًۭا

شما را چه شده است كه از شكوه خدا بيم نداريد؟

وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا

و حال آنكه شما را مرحله به مرحله خلق كرده است.

أَلَمْ تَرَوْا۟ كَيْفَ خَلَقَ ٱللَّهُ سَبْعَ سَمَٰوَٰتٍۢ طِبَاقًۭا

مگر ملاحظه نكرده‌ايد كه چگونه خدا هفت آسمان را تُوبرتُو آفريده است؟

وَجَعَلَ ٱلْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًۭا وَجَعَلَ ٱلشَّمْسَ سِرَاجًۭا

و ماه را در ميان آنها روشنايى‌بخش گردانيد و خورشيد را [چون‌] چراغى قرار داد.

وَٱللَّهُ أَنۢبَتَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ نَبَاتًۭا

و خدا[ست كه‌] شما را [مانند] گياهى از زمين رويانيد؛

ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًۭا

سپس شما را در آن بازمى‌گرداند و بيرون مى‌آورد بيرون‌آوردنى [عجيب‌]!

وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ بِسَاطًۭا

و خدا زمين را براى شما فرشى [گسترده‌] ساخت،

لِّتَسْلُكُوا۟ مِنْهَا سُبُلًۭا فِجَاجًۭا

تا در راههاى فراخ آن برويد.»

۴شکایت از انحراف قومآیات ۲۱–۲۵

قَالَ نُوحٌۭ رَّبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِى وَٱتَّبَعُوا۟ مَن لَّمْ يَزِدْهُ مَالُهُۥ وَوَلَدُهُۥٓ إِلَّا خَسَارًۭا

نوح گفت: «پروردگارا، آنان نافرمانى من كردند و كسى را پيروى نمودند كه مال و فرزندش جز بر زيان وى نيفزود.

وَمَكَرُوا۟ مَكْرًۭا كُبَّارًۭا

و دست به نيرنگى بس بزرگ زدند.

وَقَالُوا۟ لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّۭا وَلَا سُوَاعًۭا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًۭا

و گفتند: زنهار، خدايان خود را رها مكنيد، و نه «وَدّ» را واگذاريد و نه «سُواع» و نه «يَغُوث» و نه «يَعُوق» و نه «نَسْر» را.

وَقَدْ أَضَلُّوا۟ كَثِيرًۭا ۖ وَلَا تَزِدِ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا ضَلَٰلًۭا

و بسيارى را گمراه كرده‌اند. [بار خدايا،] جز بر گمراهى ستمكاران ميفزاى.»

مِّمَّا خَطِيٓـَٰٔتِهِمْ أُغْرِقُوا۟ فَأُدْخِلُوا۟ نَارًۭا فَلَمْ يَجِدُوا۟ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَنصَارًۭا

[تا] به سبب گناهانشان غرقه گشتند و [پس از مرگ‌] در آتشى درآورده شدند و براى خود، در برابر خدا يارانى نيافتند.

۵دعای پایانی و طلب آمرزشآیات ۲۶–۲۸

وَقَالَ نُوحٌۭ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى ٱلْأَرْضِ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ دَيَّارًا

و نوح گفت: «پروردگارا، هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار،

إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا۟ عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوٓا۟ إِلَّا فَاجِرًۭا كَفَّارًۭا

چرا كه اگر تو آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه مى‌كنند و جز پليدكار ناسپاس نزايند.

رَّبِّ ٱغْفِرْ لِى وَلِوَٰلِدَىَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِىَ مُؤْمِنًۭا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ وَلَا تَزِدِ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا تَبَارًۢا

پروردگارا، بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى كه در سرايم درآيد، و بر مردان و زنان با ايمان ببخشاى، و جز بر هلاكت ستمگران ميفزاى.»

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source