‹ همهٔ سوره‌ها الرحمن
۵۵

الرحمن

بخشنده

مدنی۷۸ آیه

«الرحمن» (۵۵)

سوره «الرحمن» که عروس قرآن نامیده شده، تنها سوره‌ای است که با اسمی از «اسماء الحسنى» آغاز گردیده است. نام «الرحمن» که مبالغه «رحمت» است، بر گستردگی و توسعه رحمت الهی بر جمیع اشیاء و موجودات عالم دلالت دارد (و برحمتک التی وسعت کلشیء) به‌طوریکه همه آنچه در آسمانها و زمین است، در حیات و حرکت وجودی خویش، دائماً دست نیاز به‌سوی او دارند و او هرلحظه در کار و شأنی است (يَسْـَٔلُهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنٍۢآیهٔ ۲۹). چنین تصور زنده و دینامیک از پروردگار عالم که مستمراً مخلوقات خود را تحت نظر دارد و سایه رحمتش همچون نور بر آنها می‌تابد، دربرابر اعتقادات جاهلانه و ایستای مشرکین که با انکار ربوبیت و رحمانیت، خدا را آفریدگاری می‌شناختند که مخلوقاتش را پس از آفرینش به حال خود رها کرده یا به فرشتگان و الهه مختلف سپرده است جلوه خاصی پیدا می‌کند.

رحمت الهی بر انسان به شکل نعمت‌های متنوع و بیکرانی که ازهمه جهت بر او ارزانی داشته جلوه می‌کند، این نعمت‌های عظیم که در دنیا مؤمن و کافر را دربر گرفته، دربرابر نعمت‌های فوق‌العاده عظیم‌تری که در آخرت برای متقین فراهم شده، ناچیز جلوه می‌کند. در این سوره گوشه‌ای از آن نعمت‌ها را که مطلقاً در قالب ذهن و اندیشه دنیانگر و محدود بشر نمی‌گنجد به مدد استعاره و تمثیل، در تشبیه به نعمت‌های دنیائی بیان کرده است.

۱. قسمتی از اولین بند دعای کمیل.
۲. از جمله آیه ۶۰ سوره فرقان (وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسْجُدُوا۟ لِلرَّحْمَٰنِ قَالُوا۟ وَمَا ٱلرَّحْمَٰنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًۭاسورهٔ فرقان، آیهٔ ۶۰)
۳. به فرمایش حضرت علی در نهج البلاغه (خطبه ۱۰۹ نسخه صبحی صالح) سبحانک ... و ما اسبغ نعمک فی الدنيا، و ما اصغرها فی نعم الاخرة (تک)

(ازش آخر سوره)

نعمت الهی را در این سوره با کلمه «آلا» که بلیغ‌تر از نعمت است با نسبت دادن به پروردگار ۳۱ بار تکرار کرده است (فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِآیهٔ ۱۳). این ترجیع‌بند تکراری که خطاب به انس و جن¹ است، ارتباط نعمت‌ها (آلا) را با مسئله «ربوبیت» (ریکما) که مورد انکار مشرکین بوده نشان می‌دهد. به این ترتیب درس «توحید» را به مشرکینی که علیرغم اعتقاد به «الله»، (همچون بسیاری از خداپرستان امروزی) ربوبیت و رحمانیت را از او منتزع کرده، سر بر آستانه معبودها و آلهه و ارباب متفرق فرود می‌آوردند آموزش می‌دهد.

انواع نعمت‌ها

نعمت‌هائی که در این سوره ذکر گردیده فراوان است و از آیه ۱۲ به بعد مرتباً به دنبال یادآوری هر کدام جمله «فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِآیهٔ ۱۳» تکرار می‌گردد. اما مقدمه ۹ آیه‌ای سوره (که چنان جمله آتی به‌دنبال آیات آن نیامده) وضعیت مستقلی دارد که مشرف بر بقیه آیات می‌باشد. اگر این آیات را با نظم خاصی که دارد بنویسیم به روابط فیمابین آنها بهتر پی می‌بریم:

ٱلرَّحْمَٰنُآیهٔ ۱، ۱ عَلَّمَ ٱلْقُرْءَانَآیهٔ ۲ خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَآیهٔ ۳ عَلَّمَهُ ٱلْبَيَانَآیهٔ ۴

ٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ بِحُسْبَانٍۢآیهٔ ۵ وَٱلنَّجْمُ وَٱلشَّجَرُ يَسْجُدَانِآیهٔ ۶ وَٱلسَّمَآءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ ٱلْمِيزَانَآیهٔ ۷

أَلَّا تَطْغَوْا۟ فِى ٱلْمِيزَانِآیهٔ ۸ ۳ وَأَقِيمُوا۟ ٱلْوَزْنَ بِٱلْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا۟ ٱلْمِيزَانَآیهٔ ۹

مقدمه فوق را همانطور که ملاحظه می‌کنید می‌توان با توجه به معنا و مقصود و طول و آهنگ آیات آن، به سه قسمت تجزیه کرد. قسمت اول که از سه آیه دو کلمه‌ای تشکیل شده ارتباط انسان را با تعلیم قرآن و آموختن بیان نشان می‌دهد. در قسمت دوم از انسان فراتر رفته ماه و خورشید و ستاره‌ها و آسمان برافراشته را که همگی با نظم و «میزان» خاصی در حرکت هستند نشان می‌دهد و بالاخره در سومین قسمت از «میزان» حاکم در آسمانها نتیجه گرفته، خطاب به انسانها آنها را از طغیان نسبت به میزان بازمی‌دارد و در انجام معاملات به برپاداشتن میزان و اجتناب از زیان رساندن نسبت به دیگران توصیه می‌نماید. این سه بخش در ارتباط ظریفی با یکدیگر قرار دارند. ابتدا تعلیم و آموزش اصول و معیارها (کتاب) مطرح می‌گردد و تبیین آن در جوامع انسانی (آیات لفظی و کلامی)، آنگاه آیات تکوینی در طبیعت کون و مکان و عظمت‌های کیهانی و نظم حیرت‌آور آن نشان داده می‌شود تا چشم بصیرت انسان باز گردد و با مشاهده «میزان» در عالم هستی پی به لزوم رعایت «میزان» در روابط خود با دیگران ببرد.

۱. کلمه «انس» ۱۸ بار در قرآن به کار رفته که در تمامی موارد همراه «جن» آمده است. در موارد دیگر کلمه «انسان» یا «ناس» استعمال شده است.

نکته شگفت در این است که تعلیم قرآن را در قسمت اول، مقدم بر خلقت انسان قرار داده است. (ٱلرَّحْمَٰنُآیهٔ ۱، عَلَّمَ ٱلْقُرْءَانَآیهٔ ۲، خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَآیهٔ ۳) گویا در رابطه با «رحمانیت» خدا، تعلیم قرآن مصداق بارزتری از رحمت واسعه او در مقایسه با خلقت انسان باشد. و این نعمت را از آن جهت مقدم بر بقیه مطرح کرده که به‌دلیل سوق دادن انسان به هدایت و سعادت ابدی قابل قیاس با هیچ نعمتی نیست (الله اعلم). خلقت انسان نیز با پیچیدگیهای حیرت‌آوری که دارد، از میان انواع مخلوقات، نشانه دیگری بر «رحمانیت» خالق است. اما نعمت بیان که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، شگفتی دیگری است. حیوانات که به‌طور غریزی با اصوات و حرکات محدودی منظور خود را به همنوع خویش منتقل می‌نمایند، قدرت بیان کامل ندارند و به‌نظر نمی‌رسد تنوع و کمالی در این جهت داشته باشند، اما انسان از طریق ابداع حروف و کلمات، علاماتی را به‌تدریج در طول تاریخ خود برای اشاره به مفاهیم طبیعی و مکنونات ضمیر به‌وجود آورده است که مقدمه وضع قراردادی لغات و فرهنگ‌های متنوع گشته است. به این ترتیب اندیشه و احساسات خود را به روشن‌ترین وجه به نسلهای بعد منتقل کرده و این امر خود موجب رشد تمدن و فرهنگ گشته است. معنای «بیان» در «عَلَّمَهُ ٱلْبَيَانَآیهٔ ۴» پرده‌برداری از ضمیر و روشن کردن مشکل و مجهول است. همین که خداوند با استعدادی که در انسانها به ودیعه گذارده و الهامی که در تبیین مکنونات قلبی به آنها کرده، خود از نعمت‌های عظیمی است که کمتر به آن توجه داریم. کافی است لحظه‌ای به سخنان بلیغی که از رسول اکرم (ص) یا ائمه (ع) نقل شده، یا نوشته‌های گرانقدری که از طریق تعلیم بیان و پیدایش لغت و حروف و ادبیات انشاء شده بیندیشیم و ببینیم اگر چنین نعمتی نبود در چه بربریت و توحشی زندگی می‌کردیم.

و اما دومین قسمت مقدمه، همانطور که گفته شد، به عظمت‌های خارج از وجود انسان که هر کدام مصداقی از «رحمانیت» خداوندگار عالم است اشاره دارد؛ نظم و «حساب» داشتن خورشید و ماه (ٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ بِحُسْبَانٍۢآیهٔ ۵)، دراختیار خدا قرارداشتن و تسلیم قوانین حاکم بر هستی بودن ستاره و درخت¹ (وَٱلنَّجْمُ وَٱلشَّجَرُ يَسْجُدَانِآیهٔ ۶) و بالاخره گسترش حیرت‌آور آسمان و قراردادن میزان در آن. (وَٱلسَّمَآءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ ٱلْمِيزَانَآیهٔ ۷). از همه این مقدمات، آیات کلامی و کیهانی، چنین نتیجه گرفته می‌شود که انسان نیز باید دارای «میزان» باشد!

۱. موضوع قرآن در سوره قبل (قمر) نیز که با ۲ بار تکرار ترجیع‌بند «و لقد پسرنا القرآن للذکر فهل من مذكّر» شاخص شده بود با افتتاح این سوره که تأکید بر تعلیم قرآن دارد پیوند می‌خورد.

از آیه (۱۰) به بعد شرح نعمت‌های گسترده الهی شروع می‌شود و پس از ذکر هر نعمتی عبارت «فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِآیهٔ ۱۳» تکرار می‌گردد.

این نعمت‌ها به دوبخش عمده، نعمت‌های دنیائی و نعمت‌های اخروی تقسیم می‌شوند. نعمت‌های دنیائی نیز خود به دوبخش نعمت‌های حال و نعمت‌های آینده (در همین دنیا برای نسل‌های بعد) تقسیم می‌گردد. همچنین نعمت‌های دنیائی حال به نعمت‌های زمینی و آسمانی و دریائی تقسیم می‌گردد. نمودار صفحه بعد تقسیم‌بندی نعمت‌ها را نشان می‌دهد:

۱. بسیاری از مفسرین و مترجمین قرآن کلمات نجم و شجر را گیاه بدون ساقه و با ساقه ترجمه کرده‌اند در حالیکه این معنا گذشته از آنکه با سیاق آیات قبل و بعد که مربوط به عظمت‌های کیهانی است هم‌آهنگی ندارد. اصلاً درقرآن کلمه نجم و نجوم که ۱۳ بارتکرار شده، گرچه درلغت عرب قدیم آمده باشد، به معنای گیاه بی‌ساقه به‌کار نرفته است. در آیه ۱۸ سوره حج نیز از سجده آنچه در آسمانها و زمین است و خورشید و ماه و ستاره‌ها و کوهها و درختان و جنبندگان بسیاری از انسانها شاهد می‌آورد که در آن سجده نجوم و شجر نیز تصریح شده است.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يَسْجُدُ لَهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ وَٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ وَٱلنُّجُومُ وَٱلْجِبَالُ وَٱلشَّجَرُ وَٱلدَّوَآبُّ وَكَثِيرٌۭ مِّنَ ٱلنَّاسِ ۖ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ ٱلْعَذَابُسورهٔ حج، آیهٔ ۱۸...

الف - نعمت‌های دنیائی حال

آیات ۱۰ تا ۲۵، این ردیف نعمت‌ها را که با جمله: «كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍۢآیهٔ ۲۶» و «وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِآیهٔ ۲۷» ختم می‌شود نشان می‌دهد. همانطور که ملاحظه می‌شود نعمت‌های دنیائی را به سه دسته زمینی (والارض...)، آسمانی (رب المشرقین و...) و دریائی (مرج البحرین...) تقسیم کرده که باز هم این نعمت‌ها به اجزاء کوچکتری تقسیم می‌شوند:

وَٱلْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِآیهٔ ۱۰ ۱- فِيهَا فَٰكِهَةٌۭ وَٱلنَّخْلُ ذَاتُ ٱلْأَكْمَامِآیهٔ ۱۱ (نعمت‌های باغی) ۲- وَٱلْحَبُّ ذُو ٱلْعَصْفِ وَٱلرَّيْحَانُآیهٔ ۱۲ (نعمت‌های صحرائی) ۳- خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ مِن صَلْصَٰلٍۢ كَٱلْفَخَّارِآیهٔ ۱۴، وَخَلَقَ ٱلْجَآنَّ مِن مَّارِجٍۢ مِّن نَّارٍۢآیهٔ ۱۵ ۴- رَبُّ ٱلْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ ٱلْمَغْرِبَيْنِآیهٔ ۱۷ (پیدایش فصول در اثر اختلاف حرکت زمین)

مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِآیهٔ ۱۹ ۱- بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌۭ لَّا يَبْغِيَانِآیهٔ ۲۰ (ایجاد دو گانگی‌ها) ۲- يَخْرُجُ مِنْهُمَا ٱللُّؤْلُؤُ وَٱلْمَرْجَانُآیهٔ ۲۲ (محصول دو گانه) ۳- وَلَهُ ٱلْجَوَارِ ٱلْمُنشَـَٔاتُ فِى ٱلْبَحْرِ كَٱلْأَعْلَٰمِآیهٔ ۲۴ (حرکت کشتی)

در این بخش به دنبال ۷ دسته از نعمت‌های الهی ۷ بار ترجیح‌بند «فبای الاه ریکما تکذبان» تکرار شده است، ۲ دسته از این نعمت‌ها زمینی هستند: پیدایش باغات که انواع میوه‌ها را به‌وجود می‌آورند، پیدایش مزرعه که انواع غلات و گیاهان معطر را پرورش می‌دهند، ۲ دسته نیز مربوط به آسمان بالای زمین و تحولات جوی ناشی از آن می‌شود. یکی پیدایش انسان از عناصر مادی و خلقت جن از شعله آتش (انرژی خالص) است که به گفته زیست‌شناسان، حیات در کره زمین در فرآیند برخورد امواج و عناصر کیهانی با جو زمین و به دنبال آذرخش‌های شدید و طولانی آن، و در نتیجه فعل‌وانفعالات شیمیائی ناشی از ترکیب نزولات جوی با عناصر مادی و رسوبات رسی کناره سواحل دریاها به‌وجود آمده است. بالاخره تنوع طلوع و غروب خورشید که به دلیل تغییر شعاع گردش زمین به دور خورشید فصول چهارگانه را به‌وجود می‌آورد، که اگر این فصول نبود هرگز حیاتی در کره زمین ممکن نمی‌گشت. و اما نعمت‌هایی که مربوط به دریاها می‌شوند ۳ دسته هستند:

۱. علت اینکه محصول درخت نخل (خرما) از میان میوه‌ها مشخصاً یادآوری گردیده (فِيهَا فَٰكِهَةٌۭ وَٱلنَّخْلُ ذَاتُ ٱلْأَكْمَامِآیهٔ ۱۱) شاید به‌دلیل غذائیت این محصول علاوه بر میوه بودن آن می‌باشد. شاید هم هضم بودن آن یا خواص بیشتری که دارد و کالری و ویتامین‌های فراوان آن موجب این اختصاص شده باشد (والله اعلم).

۱- آب‌های شیرین و شور (آب رودخانه‌ها و دریاها) که موجب آثار پربرکتی می‌گردد¹ و نشان می‌دهد دو کیفیت مختلف علیرغم تضاد ماهیتی چگونه می‌توانند درکنار هم زندگی کنند و هردو آثار مفید و ارزنده‌ای داشته باشند.² شاید بیان این دوگانگی در رابطه با آفرینش جن و انس متضمن این معنا نیز باشد که هر دو نوع نامبرده درکنار هم زندگی می‌کنند و با برزخی که میان آنهاست در قلمرو یکدیگر وارد نمی‌شوند (ماده و انرژی) و هر دو نوع مانند آبهای شور و شیرین که لؤلؤ و مرجان دارند محصول وجودی مفیدی می‌توانند عرضه نمایند.

۲- نعمت دوم تولید لؤلؤ و مرجان به‌عنوان زیباترین محصول زینتی دریاها است،³ گرچه در سوره‌های دیگر از محصولات دیگر دریا همچون ماهی تازه یاد می‌شود، اما در اینجا چون منظور بیان زیباترین جلوه‌های نعمت‌های خدائی است، از این دو گوهر یاد می‌شود تا شاید انسان نیز گوهر وجودی خویش را ظاهر نماید.

۳- و بالاخره سومین نعمت دریائی جریان یافتن کشتی‌های بادبان‌برافراشته کوه‌پیکر در دریاها و اقیانوس‌ها است که به نیروی رحمت الهی (باد) وسیله حمل‌ونقل انسان و کالاهای او به اقصی نقاط عالم می‌گردند.⁴

نعمت‌های فوق که در ۷ دسته معرفی گردید، مطلوب بودن آن برای کسی مورد تردید نمی‌باشد. اما نتیجه‌ای که ازاین نعمت‌ها گرفته می‌شود این سئوال را پیش می‌آورد که چگونه فانی شدن آنچه بر روی زمین است (كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍۢآیهٔ ۲۶) ازجمله «آلاء الهی» محسوب می‌گردد؟ پاسخ این سئوال مقدر را دنباله‌آیه می‌دهد که «روی پروردگار صاحب جلال و کرم تو باقی می‌ماند» (وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِآیهٔ ۲۷). همین که علیرغم فانی شدن همه نعمت‌های روی زمین، آنچه رو به‌سوی خدا دارد، یعنی اعمال خدائی، خداجوئی‌ها جهت‌گیریهای خدائی باقی می‌ماند، خود نعمت بسیار بزرگی است. اگر انسان امیدی به آینده و حیات جاوید نداشته باشد، هرکاری را برای خود مجاز می‌داند و به پوچی و عبث بودن حیات می‌رسد. اما این روزنه امید شورانگیزی است که «وجه خدا» یعنی آنچه رو به‌سوی خدا دارد باقی می‌ماند و توشه بهشت جاوید می‌گردد.

۱. شط العرب که از بهم پیوستن دجله و فرات به‌وجود می‌آید روزی دوبار دراثر جذر و مد حرکت می‌کند، هنگامی که آب ازطرف دریا بطرف شط کشیده می‌شود امکان آبیاری فراوانی برای کشاورزان به‌وجود می‌آید.
۲. علاوه بر آب فوق، در دو آیه دیگر نیز به این جریان اشاره شده و در رابطه با سیاق سوره برداشت‌هایی از این دوگانگی شده است.
فرقان (۵۳) وَهُوَ ٱلَّذِى مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ هَٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًۭا وَحِجْرًۭا مَّحْجُورًۭاسورهٔ فرقان، آیهٔ ۵۳
فاطر (۱۲) وَمَا يَسْتَوِى ٱلْبَحْرَانِ هَٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ سَآئِغٌۭ شَرَابُهُۥ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭ ۖ وَمِن كُلٍّۢ تَأْكُلُونَ لَحْمًۭا طَرِيًّۭا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَاسورهٔ فاطر، آیهٔ ۱۲
۳. گویا مروارید دریائی در مصب رودخانه‌ها که آب‌های شور و شیرین جریان دارند، به‌تدریج با رسوب املاح دریائی با مکانیسم خاصی شکل می‌گیرند.
۴. برای اطلاع بیشتر از این نعمت می‌توانید به سوره‌ها و آیات ذیل مراجعه نمائید: ۴۵/۱۲؛ ۳۲-۳۱/۴۲؛ ۳۰/۴۲؛ ۱۴/۱۰؛ ۲۲ و...

ب - نعمت‌های دنیائی آینده

آیات تا شماره ۲۸ که با جمله «كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍۢ وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِآیات ۲۶–۲۷» ختم می‌شود، به‌نظر می‌رسد فصل اول سوره را تشکیل می‌دهد. بخصوص آنکه پایان سوره نیز با نام «ذی الجلال والاکرام» ختم شده است. اما آیات ۲۸ تا ۳۵ که در بین دو فصل نعمت‌های دنیائی و اخروی قرار گرفته، چنین می‌نماید که آینده دنیای بشری را تصویر می‌نماید. این قسمت از ۴ آیه با ۴ ترجیح‌بند تکراری تشکیل شده است که ذیلاً اشاره‌ای مختصر به مفاد آن می‌نمائیم:

اولین آیه این قسمت (يَسْـَٔلُهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنٍۢآیهٔ ۲۹) که شمول رحمانیت خدا را در تأمین نیازهای تمامی موجودات آسمانها و زمین بیان می‌کند، علاوه بر اثبات توحید، حرکت روبه‌رشد و کمال جهان هستی را با جمله «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنٍۢآیهٔ ۲۹» نشان می‌دهد. منظور از «یوم» ۲۴ ساعت دنیای زمینی انسانها نیست، بلکه زمانی است که تناسب با نیازهای تکوینی هر مخلوق دارد. به این ترتیب خالق هستی یکسره و دائماً در شأنی از تدبیر امور مخلوقات می‌باشد. این همان ربوبیتی است که از رحمانیت خدا ناشی می‌شود. همچنانکه رحمت و عطوفت پدر و مادر منشأ رسیدگی و تربیت فرزند می‌گردد. چنین بینشی نسبت به جهان هستی که گذشته روبه‌تکامل تمامی پدیده‌ها و موجودات گواه و شاهد صادقی بر آن است، آینده‌ای برای بشریت تصویر می‌نماید که در اندیشه تنگ امروزی ما نمی‌گنجد. اگر به پیشرفتهای محیرالعقول علمی بشر در نیم قرن اخیر که از مجموعه دانش و دستاوردهای علمی او در طول تاریخ گذشته بیشتر است نگاهی بیفکنیم و منحنی این پیشرفت را که به‌طور تصاعدی بالا می‌رود برای صدها و هزاران (و شاید میلیون‌ها) سال آینده ترسیم کنیم، به نتایجی خواهیم رسید که توصیف آن جز حیرت نخواهد افزود.

دومین آیه این قسمت (سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ ٱلثَّقَلَانِآیهٔ ۳۱)، زمانی را در ذهن تداعی می‌نماید که جز جن و انس موجود دیگری در روی زمین باقی نمانده یا اگر مانده درخدمت این دو گرانمایه است. می‌دانیم دربرابر عمر ۴٫۵ میلیارد ساله زمین نوع انسان نوزاد تازه‌واردی است که حداکثر یک میلیون سال از پیدایش انواع وحشی آن می‌گذرد! یعنی اگر عمر کره زمین را یک سال فرض کنیم، عمر نوع انسان (از ابتدا تاکنون) کمتر از ۲ ساعت می‌باشد! در این مدت میلیون‌ها نوع از انواع دریایی، پرنده، خزنده و... پا به عرصه وجود گذاشته و پس از میلیون‌ها سال منقرض شده‌اند. کره خاکی ما بیش از یکصد میلیون سال زیر سم سنگین حیوانات کوه‌پیکری چون دایناسورها بود و اکنون صدمیلیون سال (صدبرابر پیدایش نوع انسان) از انقراض این نوع می‌گذرد و به همین نحو انواع موجودات متنوع دیگر... تاریخ طبیعی گواهی می‌دهد موجودات روی زمین به‌تدریج تکامل یافته به انسان رسیده‌اند و با تکامل انسان به تدریج صحنه را برای این نوع کاملتر تخلیه می‌نمایند. اکنون سراغ بسیاری از پرندگان یا حیوانات وحشی را تنها در باغ وحش‌های محدود می‌توان گرفت و از نوع آنها تعداد انگشت‌شماری بیش باقی نمانده است. با پیشرفت صنعت و تکنولوژی و رشد جمعیت جوامع انسانی و محدودیت محیط زیست به‌تدریج حیوانات باقیمانده هم منقرض خواهند شد و سرانجام تنها جن و انس (یا حیواناتی که در خدمت آنها هستند مثل گاو و گوسفند یا میکرب‌های مفید) باقی خواهند ماند که خداوند فارغ از انواع دیگر به کمال این دو گرانمایه خواهد پرداخت (سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ ٱلثَّقَلَانِآیهٔ ۳۱).

سومین آیه (يَٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ إِنِ ٱسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا۟ مِنْ أَقْطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ فَٱنفُذُوا۟ ۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَٰنٍۢآیهٔ ۳۳) صحنه دیگری را بر پرده ذهن تصویر می‌نماید که انسان پیشرفته آینده با تکنولوژی پیچیده خود بر افطار آسمانها و زمین نفوذ کند و کهکشانها را درنوردد. شاید چنین آرزویی برای انسان قرن گذشته محال می‌نمود ولی نسل امروز که شاهد سفینه‌های فضائی و کشفیات حیرت‌آور علمی بوده است می‌تواند چنین آینده‌ای را باور نماید. امروز با تلسکوپهای فوق مدرن رادیویی، اخترشناسان کهکشانهای تا فاصله صدها میلیون سال نوری را رصد کرده‌اند (فاصله خورشید تا زمین فقط ۸ دقیقه و ۱۳ ثانیه است) و تاکنون فاصله ۱۰ هزار کهکشان را با زمین (ازطریق اثر دوپلر بر نوری که از کهکشان می‌آید با اندازه‌گیری انتقال قرمز) محاسبه کرده‌اند. در ذهن خود می‌توانید مجسم نمائید که فقط ده قرن آینده، انسان بر چه موضع علمی تکیه دارد!

در این سوره که نام انس و جن چهار بار در کنار یکدیگر آمده است، منحصراً در آیه فوق نام جن مقدم بر انس قرار گرفته است. گویا دلیل این امر امکان بیشتر نوع جن برای نفوذ به افطار آسمانها و زمین نسبت به انسان باشد (شاید به دلیل غیرمادی بودن جن).

و بالاخره در چهارمین آیه (يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌۭ مِّن نَّارٍۢ وَنُحَاسٌۭ فَلَا تَنتَصِرَانِآیهٔ ۳۵) از خطری در آسمانها به انس و جن هشدار می‌دهد که امروز ازنظر علمی با سفرهای فضائی محدود برای دانشمندان آشکار شده است. «شواظ» ازنظر لغوی به شعله بی‌دود آتش (لهب لادخان فیه) و گرمای بسیار شدید آتش یا خورشید می‌گویند (حر النار او الشمس شده الغله) و «نحاس» به دود بی‌آتش (لهب لا دخان فیه) یا شراره آهن هنگامی که چکش می‌خورد (ما سقط من شرار الصفر او الحديد اذا طرق) می‌گویند. و امروز ازنظر جوشناسی روشن شده است که درجه حرارت (سرما یا گرما) برحسب وجود نور خورشید به چندصد درجه می‌رسد و از آن بالاتر در نزدیکی ستارگان از هزاران درجه نیز تجاوز می‌کند، علاوه بر آن، اشعه‌های مرگبار ماوراء بنفش کیهانی و ذرات سنگین مهلیکی که در فضا حرکت می‌کنند، خطراتی برای مسافر فضائی بشمار می‌روند. در قسمتهای دیگری از فضای مابین ستارگان گازهای مختلفی وجود دارد که در مرحله قبل از فشردگی قرار دارند، این گازهای بدون حرارت (فوق‌العاده سرد) از عناصری تشکیل شده‌اند که برای انسان بدون ابزار و حفاظ (الاسلطان) مرگ‌آور می‌باشد.

آیا این امکان که انسان بالاخره در روزگاری هرچند دور، در اقطار آسمانها و زمین نفوذ می‌نماید، نعمت بزرگی محسوب نمی‌شود؟ و اگر می‌شود پس: «فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِآیهٔ ۱۳»!

نعمت‌های اخروی

نیمه دوم سوره که از آیه (۳۷) شروع می‌شود شرح دیگری است از نعمت‌های بیکران نشئه دیگر. آیات این قسمت که ۲۰ بار با جمله تکراری «فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِآیهٔ ۱۳» بدرقه می‌شود، ۳ موضوع اصلی را توضیح می‌دهد: ۱- پایان عمر زمین و آغاز قیامت و حساب و کتاب، ۲- سرنوشت مجرمین و توصیف جهنم آنان، ۳- سرنوشت خداترس‌ان (متقین) و توصیف بهشت آنان (مقربین و ابرار).

توضیح قسمت اول و دوم به اجمال برگزار شده است (۴ آیه قسمت اول، ۵ آیه قسمت دوم)، اما از آنجایی که نام سوره «رحمن» است و سیاق آن شرح نعمت‌های الهی می‌باشد، قسمت سوم، یعنی بهشت خداترس‌ان را با ۳۳ آیه (۱۶ آیه آن ترجیح‌بند تکراری است) توضیح داده است، آنهم در دو سطح مختلف، گویا برای مقربین و ابرار!

۱- پایان عمر زمین

قسمت اول که با آیه (فَإِذَا ٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتْ وَرْدَةًۭ كَٱلدِّهَانِآیهٔ ۳۷) آغاز می‌گردد نمایشگر صحنه هولناک مرگ مرحله‌ای خورشید است. همانطور که در شرح سوره «نجم» توضیح داده شد، هنگامی که هیدروژن هسته مرکزی خورشید، که سوخت آن محسوب می‌گردد، تمام شود، فعل‌وانفعالات هسته‌ای تبدیل هیدروژن به هلیوم دستخوش اختلال می‌شود و پوسته نازک اطراف هسته برای جبران این کمبود می‌سوزد و پوسته خارجی در چنین حالتی با تقلیل تشعشع درونی، که با نیروی جاذبه مقابله می‌کرد می‌خواهد منقبض و فشرده گردد، برای رسیدن به تعادل به‌شدت منبسط می‌گردد (حدود یکصد برابر حجم فعلی خورشید). اکنون نور خورشید که به‌صورت تشعشع از سطح آن خارج می‌گردد مجبور است بر حجم بیشتری بتابد. نتیجتاً درجه حرارت سطح خارجی از ۵۵۰۰ درجه سانتیگراد فعلی به ۳۰۰۰ درجه افت می‌کند و رنگ خورشید به‌جای سفید متمایل به زرد، قرمز متمایل به زرد (وردة کالرهان) می‌شود. این همان نشانه مرحله‌ای از پایان عمر فعال خورشید یا آستانه قیامت است:

«فَإِذَا ٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتْ وَرْدَةًۭ كَٱلدِّهَانِآیهٔ ۳۷».

این خود نعمتی است که با مرگ خورشید تولد تازه‌ای آغاز می‌گردد. پس: فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِآیهٔ ۱۳.

چنین تحولی بیانگر آغاز قیامت است که یوم الدین یا یوم الحساب نیز محسوب می‌شود. اکنون نامه اعمال انسانها آنچنان آشکار و واضح است که نیازی به بازجویی و پرسش از انس و جنی وجود ندارد (فَيَوْمَئِذٍۢ لَّا يُسْـَٔلُ عَن ذَنۢبِهِۦٓ إِنسٌۭ وَلَا جَآنٌّۭآیهٔ ۳۹). این خود نعمت دیگری است برای انسانهائی که حساب روشنی دارند.

۲- سرنوشت مجرمین و توصیف جهنم آنان

در این قسمت بیان می‌کند که چگونه مجرمین بدون اینکه نیازی به سئوال و جواب باشد از علامت چهره‌شان شناخته می‌شوند و با خواری و ذلت به‌سوی جهنم کشیده می‌گردند. به آنها گفته می‌شود این همان جهنمی است که تکذیبش می‌کردید.

در این قسمت که از عذاب مجرمین یاد می‌کند، سه بار جمله معروف «فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِآیهٔ ۱۳» همانند قسمت‌هائی که از نعمت‌های شناخته‌شده خدا یاد می‌کرد، تکرار می‌گردد. ممکن است این سئوال به ذهن کسی خطور کند که چگونه عذاب می‌تواند نعمت باشد؟ پاسخ این سئوال را باید از آیات دیگر قرآن گرفت که حساب و کتاب و جهنم و بهشت را در رابطه با هدفداری خلقت و باطل و عبث نبودن آن مطرح می‌نماید. اگر قرار باشد درس خواندن یا نخواندن، ادب و تربیت داشتن یا نداشتن شاگردان برای معلم کوچک‌ترین تفاوتی نداشته باشد و اصلاً تلاش آنها تأثیری در فهمیدن و آموزش و پرورش نداشته باشد، چه حاصلی از مدرسه عاید می‌شود؟ و اگر به این اصل قرآنی که دائماً تکرار می‌شود توجه نمائیم می‌فهمیم که هرنفسی خود سازنده آینده خویش می‌باشد و بدیهی است اگر کسی در حیات دنیائی آمادگی لازم را برای حیات اخروی کسب نکرده باشد دچار محرومیت و رنج خواهد شد. این حقیقتی روشن است که در روز قیامت هرکس اعمال خود را حاضر می‌بیند و پروردگار به احدی ظلم نمی‌کند:

کهف (۴۹) وَوَجَدُوا۟ مَا عَمِلُوا۟ حَاضِرًۭا ۗ وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًۭاسورهٔ کهف، آیهٔ ۴۹ یونس (۴۴) إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظْلِمُ ٱلنَّاسَ شَيْـًۭٔا وَلَٰكِنَّ ٱلنَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَسورهٔ یونس، آیهٔ ۴۴.

۳- بهشت خداترس‌ان

این قسمت که با آیه «وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِآیهٔ ۴۶» آغاز می‌گردد خود به دو بخش فرعی تقسیم می‌گردد: بخش اول از آیه ۴۶ تا ۶۱ که به گفته بعضی از مفسرین در توصیف بهشت ابرار است و بخش دوم که شامل آیات ۶۲ تا ۷۷ می‌گردد (هر دو بخش ۱۵ آیه) در توصیف بهشت مقربان (انبیاء و اولیاء). در هریک از دو بخش نامبرده ۸ بار ترجیح‌بند «فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِآیهٔ ۱۳» تکرار می‌گردد و ۷ مشخصه از هریک از دو بهشت توصیف می‌گردد. ذیلاً مقایسه‌ای بین این دو بهشت که به روشنی معلوم نیست به کدام دو گروه اختصاص داده² شده است می‌نمائیم:

وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِآیهٔ ۴۶ فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِآیهٔ ۱۳
ذَوَاتَآ أَفْنَانٍۢآیهٔ ۴۸ (دارنده شاخسارها) • • • •
فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِآیهٔ ۵۰ (دو چشمه پیوسته جاری) • • • •
فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٍۢ زَوْجَانِآیهٔ ۵۲ • • • •
مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ فُرُشٍۭ بَطَآئِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍۢ ۚ وَجَنَى ٱلْجَنَّتَيْنِ دَانٍۢآیهٔ ۵۴ • • • •
فِيهِنَّ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌۭ قَبْلَهُمْ وَلَا جَآنٌّۭآیهٔ ۵۶ • • • •
كَأَنَّهُنَّ ٱلْيَاقُوتُ وَٱلْمَرْجَانُآیهٔ ۵۸ • • • •
هَلْ جَزَآءُ ٱلْإِحْسَٰنِ إِلَّا ٱلْإِحْسَٰنُآیهٔ ۶۰ • • • •
۱. منظور از خوف مقام ربوبی ترس از عذاب نیست، بلکه آگاهی به شهود و حضور خدا است که از گناه بازمی‌دارد. همچنانکه فرشتگانی که از عذاب ایمن هستند خوف دارند (يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْسورهٔ نحل، آیهٔ ۵۰). این همان آگاهی از قائم بودن خدا بر اعمال است (أَفَمَنْ هُوَ قَآئِمٌ عَلَىٰ كُلِّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْسورهٔ رعد، آیهٔ ۳۳) که نفس را از گناه بازمی‌دارد (وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفْسَ عَنِ ٱلْهَوَىٰ فَإِنَّ ٱلْجَنَّةَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰسورهٔ نازعات، آیات ۴۰–۴۱)
۲. در سوره واقعه (سوره بعدی) و سوره انسان مشخصات دیگری از بهشت مقربین و بهشت ابرار (یا اصحاب الیمین) داده است.
۳. اگر تعداد ترجیح‌بند فوق را از آیه ۳۹ به بعد که مربوط به قیامت است (فیومئذ...) حساب کنیم ۱۹ مرتبه می‌شود که با آیه ۳۰ سوره مدثر (عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَسورهٔ مدثر، آیهٔ ۳۰) انطباق پیدا می‌کند.
۴. باید توجه داشت در این سوره به دو بهشت متفاوت اشاره شده بدون آنکه نائل‌شدگان به آن دو معرفی شده باشند. معرفی فوق نظر مفسران است.
وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِآیهٔ ۶۲ فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِآیهٔ ۱۳
مُدْهَآمَّتَانِآیهٔ ۶۴ (سبز سیاه‌فام) • • • •
فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِآیهٔ ۶۶ (دو چشمه جوشان) • • • •
فِيهِمَا فَٰكِهَةٌۭ وَنَخْلٌۭ وَرُمَّانٌۭآیهٔ ۶۸ • • • •
فِيهِنَّ خَيْرَٰتٌ حِسَانٌۭآیهٔ ۷۰ • • • •
حُورٌۭ مَّقْصُورَٰتٌۭ فِى ٱلْخِيَامِآیهٔ ۷۲ • • • •
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌۭ قَبْلَهُمْ وَلَا جَآنٌّۭآیهٔ ۷۴ • • • •
مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍۢ وَعَبْقَرِىٍّ حِسَانٍۢآیهٔ ۷۶ • • • •

تَبَٰرَكَ ٱسْمُ رَبِّكَ ذِى ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِآیهٔ ۷۸

این نکته نیز جلب توجه می‌کند که هریک از دو بهشت خود شامل دو بهشت دیگر است (جنتان)، به‌نظر می‌رسد دوگانه بودن بهشت‌ها در رابطه با دوگانگی جن و انس باشد که هرکدام مختص یکی است (والله اعلم).

نعمت‌های فوق که البته در قالب تمثیل و تشبیه به لذات دنیائی بیان شده و حقیقت آن قابل تصور و درک و فهم ما نیست، با نام مبارک پروردگار صاحب جلال و اکرام ختم می‌شود (تَبَٰرَكَ ٱسْمُ رَبِّكَ ذِى ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِآیهٔ ۷۸). به گفته برخی مفسرین کلمه «جلال» جامع صفاتی است که عظمت‌های الهی و نوعی دفع و منع را نشان می‌دهد (مثل: عظمت، علو، کبریاء، عزت، احاطه و غیره). و کلمه «اکرام» صفات جمال ربویی را که انسان در برابر بهاء و حسن آن واله و مجذوب می‌گردد نشان می‌دهد (مثل: علم، رحمت، جود، کرم، لطف، غفران و غیره). پس چه خجسته و فزاینده (مبارک) است نام پروردگاری که صاحب چنین مختصاتی است.

***

نام‌های الهی

در این سوره نام جلاله «الله» اصلاً نیامده است. اما از آنجائیکه سیاق آن شرح رحمانیت خدا است و اثر رحمانیت در «ربوبیت» ظاهر می‌گردد، ۳۴ بار نام «رب» (به‌صورت مضاف، ۳۱ بار ربكما، ۲ بار ربک، یکبار ربه) تکرار شده است. علاوه بر این، ۲ بار صفت «ذی الجلال و الاکرام» به دنبال نام رب آمده است و یکبار نیز نام رحمن در ابتدای سوره.

$$ (۲ \times ۱۹) = ۳۸ - ۲ + ۲ + ۱۹ $$

آهنگ سوره

۶۹ آیه این سوره با حرف «ن»، ۷ آیه با حرف «م» و ۲ آیه با حرف «ر» ختم می‌شوند.

ارتباط سوره‌های رحمن و واقعه (۵۵ و ۵۶)

این دو سوره از جهات عدیده‌ای با یکدیگر مشابهت دارند و یک مطلب را بیان می‌کنند، اولاً نیمی از هر دو سوره به بهشت و جهنم آخرت پرداخته و زندگی جاوید آینده را، که برحسب جزای اعمال تعیین می‌گردد، تصویر می‌نماید. ثانیاً در هر دو سوره خبر از مرحله‌ای پس از این زندگی موقت دنیائی، که توأم با تغییرات و تحولاتی در صحنه آسمان و زمین و کوهها خواهد شد، می‌دهد. ثالثاً دسته‌بندی انسانها در هر دو سوره به‌گونه‌ای خاص انجام می‌شود.

در سوره «الرحمن» اصحاب جهنم را «مجرمین» نامیده و بهشت را نیز در دو سطح مختلف توصیف نموده است. ولی فقط از «وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦآیهٔ ۴۶» نام برده و خصوصیتی سراغ نداده است. اما در سوره واقعه سه دسته را مقربون (السابقون السابقون)، اصحاب الميمنه و اصحاب المشمه نامیده است.

اسماء نیکوئی که در این دو سوره به کار رفته است، می‌تواند راهنمای مؤثری برای شناخت مضامین آنها و تفاوت‌های موجود باشد. در سوره «رحمن» بجز نام رحمن، دو بار نام پروردگار صاحب جلال و کرامت آمده است (تَبَٰرَكَ ٱسْمُ رَبِّكَ ذِى ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِآیهٔ ۷۸)، که این اسامی تناسب کاملی با نعمت‌های نامبرده در سوره، که عنوان «آلاء» روی آن گذاشته شده است (فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِآیهٔ ۱۳) دارد، در حالیکه در سوره واقعه فقط نام «رب» با صفت عظیم دو بار تکرار شده است (فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِسورهٔ واقعه، آیهٔ ۷۴) و یک بار نیز به صورت «رب العالمین» آمده است که این صفت بیان‌کننده نقش ربوبیت عظیم و یعنی تدبیر و اراده حکیمانه جهان هستی است. مدیریتی که جزء کوچکی از آن اداره کهکشانها و ستاره‌های عظیمی است که پایان حیات آنرا خداوند با صفت عظیم بیان کرده است (فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٌۭ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌسورهٔ واقعه، آیات ۷۵–۷۶)، مثال‌هایی هم که برای متوجه‌ساختن تکذیب‌کنندگان به نقش ربوبیت خداوند می‌زند، تماماً حرکت و جریانی را نشان می‌دهد که در همه مراحل و مراتب آن نظارت و مراقبت و مدیریت لازم است.

آیات ۵۷ تا ۷۴، چهار موضوع را مطرح می‌نماید: ۱- جریان رشد و کمال نطفه تا انسان کامل. ۲- جریان کاشتن یک نهال تا درخت کامل. ۳- جریان ابر و باد تا نزول باران حیات‌بخش. ۴- جریان تبدیل چوب خشک به آتش (انرژی حرارتی). در همه مثال‌های فوق آنچه کاملاً مشهود است، پیوستگی و دائمی بودن نقش پروردگار بر مخلوقات است که همه هستی را با تمامی عظمت آن فراگرفته (برخلاف اعتقادات ایستای مشرکین که نقش خداوند را فقط در خالقیت می‌دیدند و تدبیر بعدی را به فرشتگان و بتها یا جنها و سلاطین و غیره نسبت می‌دادند).

و امّا در مورد اسم و عنوانی که برای مرحله پس از حیات دنیائی در سوره‌های این مجموعه استفاده شده است، سوره رحمن تنها به اشاره «یومئذ» اکتفا کرده است. ولی در سوره واقعه چند عنوان به کار برده است. یکی همین کلمه واقعه (اذا وقعت الواقعه، لیس لوقعتها کاذبه) که با توجه به آیه ۷۵ (فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِسورهٔ واقعه، آیهٔ ۷۵)، به‌نظر می‌رسد مرحله نزول و فرود ستاره، تمام شدن فعل و انفعال هسته‌ای قشر درونی آن و انقباض و فشردگی شدید ستاره و انبساط پوسته خارجی آن باشد (خافضه رافعه)، عنوان دیگر که در آیه ۴۹ به کار رفته است، «میقات یوم معلوم» می‌باشد. بالاخره در آیه ۵۱ آنرا «یوم الدین» نامیده است که هریک از این اسامی علامتی برای مطالب سوره می‌باشد. اگر در سوره الرحمن در این مورد سکوت شده، به دلیل تمرکز سوره روی آثار رحمانیت و سرنوشت انسانها در آینده است و کمتر به تحولات طبیعی نظر دارد.

الرحمن · آیه ۷۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

برخی مشابهه‌های دیگر این دو سوره به قرار ذیل می‌باشد:

۱- قرآن - در سوره الرحمن تعلیم قرآن مقدم بر همه نعمتها بیان شده است:

ٱلرَّحْمَٰنُآیهٔ ۱ عَلَّمَ ٱلْقُرْءَانَآیهٔ ۲، خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَآیهٔ ۳ ...

در سوره واقعه نیز سوگند به عظمت مواقع النجوم برای نشان دادن کرامت قرآن است:

فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٌۭ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ إِنَّهُۥ لَقُرْءَانٌۭ كَرِيمٌۭ فِى كِتَٰبٍۢ مَّكْنُونٍۢ لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُطَهَّرُونَ تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ أَفَبِهَٰذَا ٱلْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَسورهٔ واقعه، آیات ۷۵–۸۲.

۲- تحولات آسمان و زمین - در هر دو سوره به تحولاتی که در آستانه قیامت در آسمان و زمین اتفاق می‌افتد اشاره کرده است:

سوره رحمن (۳۷) فَإِذَا ٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتْ وَرْدَةًۭ كَٱلدِّهَانِآیهٔ ۳۷

سوره واقعه (۱) تا (۶) إِذَا وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ خَافِضَةٌۭ رَّافِعَةٌ إِذَا رُجَّتِ ٱلْأَرْضُ رَجًّۭا وَبُسَّتِ ٱلْجِبَالُ بَسًّۭا فَكَانَتْ هَبَآءًۭ مُّنۢبَثًّۭاسورهٔ واقعه، آیات ۱–۶.

(۷۵ و ۷۶) فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٌۭ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌسورهٔ واقعه، آیات ۷۵–۷۶.

۳- معرفی اصحاب نار - در سوره رحمن همانطور که گفته شد، اصحاب جهنم را «مجرمين» نامیده است. امّا در سوره واقعه خصوصیات بیشتری از آنها سراغ داده. ازجمله: انکار بعثت - گمراهی - تكذيب و انکار جزا (دین).

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۶ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 6 connected thematic groups.

۱تعلیم قرآن و نظام آفرینشآیات ۱–۱۳

ٱلرَّحْمَٰنُ

[خداى‌] رحمان،

عَلَّمَ ٱلْقُرْءَانَ

قرآن را ياد داد.

خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ

انسان را آفريد،

عَلَّمَهُ ٱلْبَيَانَ

به او بيان آموخت.

ٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ بِحُسْبَانٍۢ

خورشيد و ماه بر حسابى [روان‌]اند.

وَٱلنَّجْمُ وَٱلشَّجَرُ يَسْجُدَانِ

و بوته و درخت چهره‌سايانند.

وَٱلسَّمَآءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ ٱلْمِيزَانَ

و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت،

أَلَّا تَطْغَوْا۟ فِى ٱلْمِيزَانِ

تا مبادا از اندازه درگذريد.

وَأَقِيمُوا۟ ٱلْوَزْنَ بِٱلْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا۟ ٱلْمِيزَانَ

و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد.

وَٱلْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ

و زمين را براى مردم نهاد.

فِيهَا فَٰكِهَةٌۭ وَٱلنَّخْلُ ذَاتُ ٱلْأَكْمَامِ

در آن، ميوه [ها] و نخلها با خوشه‌هاى غلاف دار،

وَٱلْحَبُّ ذُو ٱلْعَصْفِ وَٱلرَّيْحَانُ

و دانه‌هاى پوست‌دار و گياهان خوشبوست.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

۲انسان و جن و نشانه‌های آفاقآیات ۱۴–۲۵

خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ مِن صَلْصَٰلٍۢ كَٱلْفَخَّارِ

انسان را از گل خشكيده‌اى سفال مانند، آفريد.

وَخَلَقَ ٱلْجَآنَّ مِن مَّارِجٍۢ مِّن نَّارٍۢ

و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

رَبُّ ٱلْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ ٱلْمَغْرِبَيْنِ

پروردگار دو خاور و پروردگار دو باختر.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ

دو دريا را [به گونه‌اى‌] روان كرد [كه‌] با هم برخورد كنند.

بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌۭ لَّا يَبْغِيَانِ

ميان آن دو، حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمى‌كنند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

يَخْرُجُ مِنْهُمَا ٱللُّؤْلُؤُ وَٱلْمَرْجَانُ

از هر دو [دريا] مرواريد و مرجان برآيد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

وَلَهُ ٱلْجَوَارِ ٱلْمُنشَـَٔاتُ فِى ٱلْبَحْرِ كَٱلْأَعْلَٰمِ

و او راست در دريا سفينه‌هاى بادبان‌دار بلند همچون كوهها.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

۳فناپذیری خلق و بقای ربآیات ۲۶–۳۰

كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍۢ

هر چه بر [زمين‌] است فانى‌شونده است.

وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِ

و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

يَسْـَٔلُهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنٍۢ

هر كه در آسمانها و زمين است از او درخواست مى‌كند. هر زمان، او در كارى است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

۴حساب مجرمان و دوزخآیات ۳۱–۴۵

سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ ٱلثَّقَلَانِ

اى جن و انس، زودا كه به شما بپردازيم.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

يَٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ إِنِ ٱسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا۟ مِنْ أَقْطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ فَٱنفُذُوا۟ ۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَٰنٍۢ

اى گروه جنّيان و انسيان، اگر مى‌توانيد از كرانه‌هاى آسمانها و زمين به بيرون رخنه كنيد، پس رخنه كنيد. [ولى‌] جز با [به دست آوردن‌] تسلطى رخنه نمى‌كنيد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌۭ مِّن نَّارٍۢ وَنُحَاسٌۭ فَلَا تَنتَصِرَانِ

بر سر شما شراره‌هايى از [نوع‌] تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد، و [از كسى‌] يارى نتوانيد طلبيد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فَإِذَا ٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتْ وَرْدَةًۭ كَٱلدِّهَانِ

پس آنگاه كه آسمان از هم شكافد و چون چرم گلگون گردد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فَيَوْمَئِذٍۢ لَّا يُسْـَٔلُ عَن ذَنۢبِهِۦٓ إِنسٌۭ وَلَا جَآنٌّۭ

در آن روز، هيچ انس و جنى از گناهش پرسيده نشود.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

يُعْرَفُ ٱلْمُجْرِمُونَ بِسِيمَٰهُمْ فَيُؤْخَذُ بِٱلنَّوَٰصِى وَٱلْأَقْدَامِ

تبهكاران از سيمايشان شناخته مى‌شوند و از پيشانى و پايشان بگيرند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِى يُكَذِّبُ بِهَا ٱلْمُجْرِمُونَ

اين است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مى‌خواندند.

يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ ءَانٍۢ

ميان [آتش‌] و ميان آب جوشان سرگردان باشند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

۵دو باغ برای خائفانآیات ۴۶–۶۱

وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِ

و هر كس را كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

ذَوَاتَآ أَفْنَانٍۢ

كه داراى شاخسارانند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ

در آن دو [باغ‌] دو چشمه روان است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٍۢ زَوْجَانِ

در آن دو [باغ‌] از هر ميوه‌اى دو گونه است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ فُرُشٍۭ بَطَآئِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍۢ ۚ وَجَنَى ٱلْجَنَّتَيْنِ دَانٍۢ

بر بسترهايى كه آستر آنها از ابريشم درشت‌بافت است، تكيه آنند و چيدن ميوه [از] آن دو باغ [به آسانى‌] در دسترس است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِنَّ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌۭ قَبْلَهُمْ وَلَا جَآنٌّۭ

در آن [باغها، دلبرانى‌] فروهشته‌نگاهند كه دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

كَأَنَّهُنَّ ٱلْيَاقُوتُ وَٱلْمَرْجَانُ

گويى كه آنها ياقوت و مرجانند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

هَلْ جَزَآءُ ٱلْإِحْسَٰنِ إِلَّا ٱلْإِحْسَٰنُ

مگر پاداش احسان جز احسان است؟

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

۶دو باغ دیگر و تسبیح نام ربآیات ۶۲–۷۸

وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ

و غير از آن دو [باغ‌]، دو باغ [ديگر نيز] هست.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

مُدْهَآمَّتَانِ

كه از [شدّت‌] سبزى سيه‌گون مى‌نمايد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ

در آن دو [باغ‌] دو چشمه همواره جوشان است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِمَا فَٰكِهَةٌۭ وَنَخْلٌۭ وَرُمَّانٌۭ

در آن دو، ميوه و خرما و انار است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِنَّ خَيْرَٰتٌ حِسَانٌۭ

در آنجا [زنانى‌] نكوخوى و نكورويند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

حُورٌۭ مَّقْصُورَٰتٌۭ فِى ٱلْخِيَامِ

حورانى پرده‌نشين در [دل‌] خيمه‌ها.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌۭ قَبْلَهُمْ وَلَا جَآنٌّۭ

دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍۢ وَعَبْقَرِىٍّ حِسَانٍۢ

بر بالش سبز و فرش نيكو تكيه زده‌اند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

تَبَٰرَكَ ٱسْمُ رَبِّكَ ذِى ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِ

خجسته باد نام پروردگار شكوهمند و بزرگوارت،

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source