«صافات» (۳۷)
این سوره که در سومین سال بعثت در مکه نازل شده است با سوره «یس» (سوره قبلی) در موضوعات: نقش «مرسلین» در انذار مردم غافل، تکذیب مردم، انکار توحید و بعثت و بالاخره احضار مجرمین و عذاب آنها شباهت نزدیکی دارد. همچنین با سوره «ص» (سوره بعدی) در موضوعات: یادآوری صبر و مقاومت انبیاء، تکذیب مستمر اقوام و گرفتار شدن آنها به عذاب الهی هماهنگی آشکاری دارد و بالاخره با سوره زمر (دو سوره بعد) در موضوعات: عبادت خالصانه خدا¹، احسان² و انحرافات شرکآمیز کافران³ در اتخاذ الهه و سرانجام گرفتار شدن به عذاب الهی⁴ پیوندی ظریف دارد، به طوری که این ۴ سوره را میتوان مجموعهای مرتبط و هماهنگ تلقی نمود.
۱. کلمه مرسلین ۶ بار در سوره صافات به کار رفته که از بقیه سورههای قرآن بیشتر است (مساوی سوره شعراء) و مجموع کلمات مرسلین و مرسلون هم در سوره «یس» ۶ بار به کار رفته است که در هر دو سوره رقم نسبی بسیار بالاتری است.
۲. آیات ۱۶ و ۱۷ و ۵۳ در سوره صافات و آیات ۷۸ و ۷۹ در سوره یس.
۳. آیات ۵۷ و ۱۲۷ و ۱۵۸ در سوره صافات و آیات ۳۲-۵۳ و ۷۵ در سوره یس (هر دو سوره بیش از سایر سورههای قرآن).
۴. آیات ۹، ۳۸، ۳۹ و ... در سوره صافات و آیات ۱۰ و ۷ و ۲۹ در سوره یس.
۵. در هر دو سوره نام ۹ نفر از رسولان آمده است: صافات (نوح، ابراهیم، اسمعیل، اسحق، موسی، هارون، الیاس، لوط و یونس). ص (داود، سلیمان، ایوب، ابراهیم، اسحق، یعقوب، اسمعیل، الیسع، ذوالکفل).
۶. آیات ۸ و ۱۲ و ۱۴ و ۲۶ و ۵۹ و ۸۵ و ... در سوره ص (آیات سوره صافات در پاورقی ۴ ذکر گردید).
متن این سوره از سه بخش متفاوت تشکیل شده است؛ مقدمه ۱۰ آیهای آن اشاراتی به آیات تکوینی در طبیعت دارد، که نمونهای از ربوبیت مطلق خدا را در هستی نشان میدهد. بقیه سوره به مسئله رسالت پیامبران و تکذیب مردم و سرنوشت نیک و بد آنها در قیامت تعلق دارد که قسمت عمده آن (در ابتدا و انتهای سوره) به رسالت حضرت خاتمالنبیین (ص) و جریان تکذیب قوم آن حضرت مربوط میشود.⁵ در وسط این قسمت از جریان رسالت برخی از انبیاء⁶ و تکذیب اقوام آنها نام میبرد که این قسمت سومین بخش سوره را تشکیل میدهد.
در بخش تاریخی مربوط به انبیاء، ترجیعبند ۴ آیهای «وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَآیهٔ ۷۸.⁸ سَلَٰمٌ عَلَىٰ…آیهٔ ۷۹ ...⁹ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَآیهٔ ۸۰.¹⁰ إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَآیهٔ ۸۱¹¹»¹² در مورد نوح، ابراهیم، موسی و هارون و الیاس (علیهم السلام) تکرار شده است که این تکرار میتواند اصلیترین محورهای سوره را نشان دهد.
۱. در سوره صافات ۵ بار کلمه «مخلصین» تکرار شده است که بالاترین رقم را در قرآن داراست و در سوره زمر مشتقات کلمه «خلص» ۴ بار تکرار شده که در مجموع پس از سوره صافات در ردیف دوم قرار دارد و سوره (ص) در ردیف سوم (۳ بار).
۲. در سوره صافات ۵ بار کلمه «محسنین» تکرار شده است که از بقیه سورهها بیشتر است و در سوره زمر ۲ بار (در مجموع مشتقات ۷ بار).
۳. آیات ۲۲، ۲۵، ۲۶، ۸۷، ۱۲۵، ۱۴۷ تا ۱۲۷، ۱۴۹ تا ۱۶۲ و ۱۸۰ در صافات و آیات ۱ تا ۴، ۴ تا ۱۹، ۲۹، ۳۷، ۴۳، ۳۷ تا ۴۶ و ۴۷ و ... در سوره زمر.
۴. آیات ۱۳، ۱۹، ۲۴، ۲۵، ۲۶، ۲۷، ۴۰، ۵۰، ۵۴، ۴۷، ۴۰ و ۷۱ در سوره زمر (۱۲ بار ردیف چهارم پس از سورههای بقره ۱۸، آل عمران ۱۵ و هود ۱۳) سوره صافات قبلاً ذکر گردید.
۵. آیه ۹۴ آیه از ۱۸۲ آیه کل سوره که بیش از ۵۰ % میباشد (آیات ۱۱ تا ۷۰ و ۱۴۹ تا ۱۸۲)
۶. نام ۹ تن از پیامبران در این سوره آمده است که جریان رسالت ۷ تن آنان را به طور نسبتاً تفصیلی بیان میکند. (نوح، ابراهیم، موسی، هارون، الیاس، لوط و یونس).
۷. آیات ۷۱ تا ۱۴۸ (۷۷ آیه)
۸. به استثنای آیه ۱۱۹ که در مورد موسی و هارون به جای «علیه» علیهما به کار رفته است.
۹. در مورد حضرت نوح به دنبال «سلام علی نوح» کلمه «فی العالمین» هم اضافه شده که پایهگذاری او را در این جریان و سهیم بودنش را در حرکتهای بعدی نشان میدهد. در مورد الیاس هم سلام به طور جمع (سلام علی الیاسین) به کار رفته که دنباله رسالت را در خاندان او نشان میدهد.
۱۰. فقط در مورد حضرت ابراهیم کلمه «انّا» در ابتدای این آیه به دلیل تکرار آن در آیه ۱۰۵ حذف شده است.
۱۱. در آیه ۱۲۲ به جای انه، انهما به کار رفته است (در مورد موسی و هارون). در ضمن ارتباط این آیه (إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَآیهٔ ۸۱) که ۴ بار در مورد انبیاء تکرار شده با آیه ۲۹ (…لَّمْ تَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَآیهٔ ۲۹) که در مورد مشرکین است قابل مطالعه میباشد. الصافات · آیه ۲۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوندقَالُوا۟ بَل لَّمْ تَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ
[متّهمان] مىگويند: «[نه!] بلكه با ايمان نبوديد.
در اولین آیه ترجیعبند «وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَآیهٔ ۷۸» استمرار جریان رسالت و باقی ماندن آثار تلاش رسولان را، که دلالت بر پیروزی حق بر باطل و رشد و کمال تدریجی نوع انسان در جهت پذیرش پیامهای رسولان میکند، نشان میدهد.
در دومین ترجیعبند «سَلَٰمٌ عَلَىٰ…آیهٔ ۷۹...» که با سلام و درود بر پیامبران آغاز میگردد، از یک طرف سلامت ماندن آنها را از مکر و کید دشمنان و نجاتشان را از عذاب الهی، از طرف دیگر نائل شدنشان را به فوز و رستگاری و بهشت جاوید، که سلامت از عذاب اخروی میباشد، نشان میدهد.
در سومین آیه ترجیعبند «إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَآیهٔ ۸۰» سلامت ماندن آنها را از عذاب دنیا و آخرت جزای «محسن» بودن آنها میشمارد که معنای احسان هم نیکوکاری به بندگان خدا است و هم انجام وظائف الهی و ابلاغ رسالتهای او به نیکوترین وجه.¹ در ضمن قابل توجه است که این کلمه در مورد حضرت ابراهیم به طور ویژه ۲ بار به کار رفته است. (در آیات ۱۰۵ و ۱۱۰)
در چهارمین ترجیعبند «إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَآیهٔ ۸۱» مراتب ایمان رسولان را علیرغم بیایمانی مشرکان در طول تاریخ، که در آیه ۲۹ (قَالُوا۟ بَل لَّمْ تَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَآیهٔ ۲۹) به آن اشاره شده، نشان میدهد.
قَالُوا۟ بَل لَّمْ تَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ
[متّهمان] مىگويند: «[نه!] بلكه با ايمان نبوديد.
گذشته از ترجیعبند ۴ آیهای فوق که در شأن پیامبران آمده است، ترجیعبند یکآیهای دیگری که بندگان خالص خدا را از وصف شرکآمیز خدا و احضار برای عذاب استثنا میکند، با عبارت «إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۴۰» ۴ بار در سوره صافات تکرار شده است که ذیلاً عبارتند از:
- آیه (۴۰) إِنَّكُمْ لَذَآئِقُوا۟ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَلِيمِآیهٔ ۳۸. وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَآیهٔ ۳۹. «إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۴۰».
- آیه (۷۴) فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُنذَرِينَآیهٔ ۷۳. «إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۷۴»
- آیه (۱۲۸) فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَآیهٔ ۱۲۷. «إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۱۲۸»
- آیه (۱۶۰) …وَلَقَدْ عَلِمَتِ ٱلْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَآیهٔ ۱۵۸، سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَآیهٔ ۱۵۹. «إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۱۶۰»
همانطور که از آیات مقدمه عبارت فوق¹ (إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۴۰) میتوان برداشت کرد منحصراً بندگان مخلص خدا (خالص شده - اسم مفعول) که همان انبیاء و مؤمنین پاک و خالص هستند، از عذاب دنیا و آخرت در امان بوده² و از توصیف خدا با پندارهای شرکآمیز بشری خودداری میکنند (آیه ۱۶۰). وفور کاربرد این کلمه در سوره صافات (که شامل ۵ مورد از ۸ مورد کل قرآن میباشد) محوری بودن موضوع «اخلاص» در عبادت را در سوره صافات نشان میدهد. ترجیعبند فوق، هم در بخش مربوط به انبیاء آمده است و هم در بخش مربوط به دوران رسول اکرم.
در این سوره همانطور که گفته شد، کلمه «مرسلین» بیش از سایر سورهها به کار رفته است (مساوی سوره شعراء)، با این تفاوت که در این سوره عمدتاً به مسئله نجات آنها و عذاب قومشان اشاره شده است. بنابراین در سوره صافات به عاقبت و نتیجه نهائی موضعگیری شرکآمیز ظالمین مجرم در برابر پیامبر اشاره شده است که ذیلاً مشاهده میکنیم.
در مورد حضرت نوح: وَلَقَدْ نَادَىٰنَا نُوحٌۭ فَلَنِعْمَ ٱلْمُجِيبُونَآیهٔ ۷۵. وَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥ مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِآیهٔ ۷۶ وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُۥ هُمُ ٱلْبَاقِينَآیهٔ ۷۷... ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَآیهٔ ۸۲.
در مورد حضرت ابراهیم: فَأَرَادُوا۟ بِهِۦ كَيْدًۭا فَجَعَلْنَٰهُمُ ٱلْأَسْفَلِينَآیهٔ ۹۸.
در مورد حضرت موسى و هارون: وَنَجَّيْنَٰهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِآیهٔ ۱۱۵ وَنَصَرْنَٰهُمْ فَكَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَآیهٔ ۱۱۶.
در مورد حضرت لوط: إِذْ نَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَآیهٔ ۱۳۴ ... ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَآیهٔ ۱۳۶.
در مورد حضرت الیاس (ع) فقط به ذکر «فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَآیهٔ ۱۲۷» اکتفا شده و اشارهای به نجات آن حضرت یا عذاب قوم نشده است.
۱. به جز ۴ مورد فوق یک مورد نیز با عبارت «لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۱۶۹» در آیه ۱۶۹ به کار رفته است. (لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًۭا مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَآیهٔ ۱۶۸. لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۱۶۹.)
۲. صفت مخلص (به صورت اسم مفعول) به غیر از ۵ موردی که در این سوره تکرار شده فقط یک بار در سوره یوسف در شأن آن حضرت (آیه ۲۴) و دو بار در سورههای حجر (آیه ۴۰) و ص (آیه ۸۳) در نقل سوگند ابلیس برای اغوای انسانها آمده است. (قال... …وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَسورهٔ حجر، آیهٔ ۳۹. إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَسورهٔ حجر، آیهٔ ۴۰.)
در مورد حضرت یونس (ع) قضیه درست برعکس میباشد. قوم او چون ایمان میآورند نجات مییابند و بهرهمند میگردند (فَـَٔامَنُوا۟ فَمَتَّعْنَٰهُمْ إِلَىٰ حِينٍۢآیهٔ ۱۴۸)¹ و خود آن حضرت به دلیل کمصبری در جریان رسالت گرفتار ابتلائی الهی برای تنبه و عبرت میگردد. داستان نجات رسولان (ع) و غلبه آنها بر دشمنانشان با نصرت الهی، مطلبی است که خداوند در این سوره برای دلگرمی پیامبر ختمی مرتبت (ص) و ثبات قلب و قدم آن حضرت و مؤمنین بیان نموده و خلاصه و جمعبندی این جریان را در اواخر سوره مجدداً تصریح کرده است:
آیات (۱۷۱ تا ۱۷۷) وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا ٱلْمُرْسَلِينَآیهٔ ۱۷۱. إِنَّهُمْ لَهُمُ ٱلْمَنصُورُونَآیهٔ ۱۷۲. وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلْغَٰلِبُونَآیهٔ ۱۷۳. فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍۢآیهٔ ۱۷۴. وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَآیهٔ ۱۷۵. أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَآیهٔ ۱۷۶. فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَآءَ صَبَاحُ ٱلْمُنذَرِينَآیهٔ ۱۷۷.
توحید
در رابطه با کلمه «مرسلین» که در این سوره بیش از سایر سورههای قرآن به کار رفته و محور سوره را تشکیل میدهد، مسئله «توحید» و «اخلاص» مطرح میگردد. هدف از بعثت پیامبران چیزی جز هشدار دادن مردم به نتایج شرک و ناخالصی و سوق دادن آنها به سوی توحید و اخلاص در عمل نبوده است. همانطور که گفته شد، تکرار فراوان عبارت «إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۴۰» در این سوره در رابطه با همین معنا میباشد. انسان در طول تاریخ هرگز جدای از پرستش نبوده است، تحقیقات باستانشناسی و جامعهشناسی نشان میدهد که انسانها از دورترین دوران تاریخ نیازی فطری به پرستش موجودی بالاتر از خود داشتهاند. اما به دلیل فهم و درک ناقص، به معبودهای موهوم و ساختگی یا موجودات فراتر از خویش همچون فرشتگان، جنها، قدیسین، سلاطین و ... پناه میبردهاند. نقش پیامبران در این جریان زدودن اوهام و خرافات شرکآمیز از چهره دین فطری و متوجهساختن مردم به توحید خالص بوده است. موضوع فوق در سوره صافات اصلیترین پیام را تشکیل میدهد، از همان ابتدای سوره که به صافات و زاجرات و تالیات سوگند میخورد نتیجه میگیرد که: «إِنَّ إِلَٰهَكُمْ لَوَٰحِدٌۭآیهٔ ۴»، همان خدای واحدی که ربوبیت (اداره و مدیریت) تمامی آسمانها و زمین به ید قدرت اوست. این مطلب پاسخ به اعتقادات مشرکین و نفیکننده فلسفه شرکآمیزی است که برای فرشتگان اصالتی بالذات در تدبیر امور آسمانها و زمین قائل بوده میپنداشتند خداوند پای خود را کنار کشیده و اداره عالم را به فرشتگان واگذار کرده است. علاوه بر ربوبیت آسمانها و زمین و مابین آن دو، که در آیه پنجم به آن اشاره میکند، ربوبیت «مشارق» را نیز اضافه مینماید. همین که مشرق و مغرب زمین ثابت و یکنواخت نیست و تغییر و حرکتی وجود دارد، از تدبیری حکایت میکند که موجب حرکت وضعی و دورانی زمین میشود و شب و روز و اختلاف فصول و تنوع سرما و گرما را به وجود میآورد. همه این حرکتها دلالت بر ربوبیت واحد و پروردگار حکیمی میکند که گرداننده عالم است.
تابش نور خورشید (اشراق) و تغییر و تنوع مواضع آن (مشارق)، علاوه بر زمین، در طبقات بالای جو فعل و انفعالاتی را موجب میشود که زیبائی آسمان و حفاظت زمین را از شر اشعههای مضر حیات تأمین مینماید.¹ چگونگی این فعل و انفعالات را (که درک آن نیازمند علم و آگاهی به مقدمات علم جوشناسی است)² در قالب درک و فهم مردم عامی زمان نزول قرآن (و امروز و آینده) و با استفاده از همان کلمات مصطلح بیان مینماید. (آیات ۵ تا ۱۰).
اشاره به این پدیده شگفتآور که امروزه قسمتهائی از آن کشف گردیده است، برای نشان دادن «ربوبیت» واحدی است که زینت آسمان و عملکرد حفاظتی آن (در برابر اجرام سماوی و اشعههای ماوراء بنفش و عناصر و ذرات غیرمفید) را تدبیر و رهبری میکند. علاوه بر آیات طبیعی و تکوینی فوق که در ابتدای سوره به آن اشاره شد، در متن آن نیز در خلال رسالت انبیاء الهی به آیات تاریخی برای تفهیم توحید اشاره میکند. در این سری آیات که اوج آن در جریان برخورد حضرت ابراهیم با اعتقادات شرکآمیز زمان تجلی میکند، از عبادت «من دون الله» و اعراض از «رب العالمین» که رب آنها و پدرشان نیز میباشد، سخن میگوید و فقط بندگان خالصشده را استثنا مینماید (إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۴۰). دلیل انحراف از توحید، استکباری است که مانع همسان شدن با سایر بندگان خدا میگردد (آیه ۳۵ - إِنَّهُمْ كَانُوٓا۟ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَآیهٔ ۳۵). بنابراین
۱. فقط در نزدیکترین طبقه جو به زمین، آسمان به رنگ آبی دیده میشود. بالاتر از آن آسمان کاملاً سیاه است و ستارگان همچون ذرات گچ روی تخته، ساکن و بدون تلألؤ هستند، تاریکی آن هم در شب مطلق است. طبقات جو هر کدام در برابر طیفی از اشعههای ماوراء بنفش و ذرات مهلک حیات، طبق مکانیسم شگفتآوری نقش دفاعی بازی میکنند و مانند سپری زمین را محافظت مینمایند.
۲. برای آشنائی بیشتر با نقش طبقات مختلف جو و مکانیسم حفاظتی و زیبائی آن در ارتباط با آیات قرآن به کتاب «هفت آسمان» مراجعه نمائید.
بتپرستی و اتخاذ «الهه» به جای «الله» در واقع توجیهکننده منافع چنین مستکبرانی است. اواخر سوره (از آیه ۱۴۹) پس از بیان مواضع اعتقادی مشرکین در طول تاریخ در برابر انبیاء الهی، به مبانی اعتقادی مشرکین زمان رسول اکرم میپردازد و بیپایگی فلسفه شرک را بیان مینماید. فلسفهای که در آن دختران به خدا و پسران به خودشان تعلق پیدا میکند، یا اینکه فرشتگان مؤنث شمرده شده و خدا صاحب فرزند قلمداد میگردد. علاوه بر آن، میان خدا و جنها نسبت و رابطهای برقرار میگردد (وَجَعَلُوا۟ بَيْنَهُۥ وَبَيْنَ ٱلْجِنَّةِ نَسَبًۭا…آیهٔ ۱۵۸ ...) در حالی که همه فرشتگان مقام و موقعیت (شأن وظیفه) مشخصی نزد خدا دارند و همه در برابر او در صف اطاعت و تسبیح هستند (وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلصَّآفُّونَآیهٔ ۱۶۵ وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلْمُسَبِّحُونَآیهٔ ۱۶۶). اعتقادات شرکآمیز فوق کموبیش و به رنگهای مختلف، در کلیه جوامع بشری حاکم بوده است و مردم هر زمان، جز پیامبران و مؤمنین خالصشده، خدا را به گونهای که خود تصور میکردند توصیف مینمودند. (سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَآیهٔ ۱۵۹. إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۱۶۰). و این پیامی است که به عنوان مهمترین خلاصه و عصاره سوره در پایان آن جمعبندی شده است. (سُبْحَٰنَ رَبِّكَ رَبِّ ٱلْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَآیهٔ ۱۸۰ - وَسَلَٰمٌ عَلَى ٱلْمُرْسَلِينَآیهٔ ۱۸۱ - وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۱۸۲)¹
قیامت
در این سوره برخی از کلمات نسبت به سایر سورههای قرآن به نسبت بیشتری به کار رفته است که میتوان برای شناخت مفاهیم کلی سوره از آنها به عنوان کلمات کلیدی مدد گرفت. از جمله کلمه «مخلصین» بود که گفتیم بیانگر تاکید سوره روی مسئله «توحید» میباشد، همچنین کلمات: مرسلین، منذرین و محسنین (صفت پیامبران) چنین نسبتی دارند که موضوع نبوت را مطرح میسازند. علاوه بر مسئله توحید و نبوت، از وفور کاربرد کلمه «محضرین» که بیش از سایر سوره به کار رفته، میتوان به تاکید سوره صافات بر مسئله آخرت پی برد. به طور کلی حدود یک سوم آیات این سوره (۶۲ آیه از ۱۸۲ آیه) به مسئله آخرت و بهشت و جهنم اختصاص دارد. جالب این که در این سوره ۶ بار کلمه «جحیم» به کار رفته است¹ در حالی که در هیچیک از سورههای قرآن این کلمه بیش از ۲ بار نیامده است.
۱. سوره زمر (سوره ۳۹) نیز که با این سوره در موضوعات «اخلاص» در عبادت و شرک و انحراف در اتخاذ الهه اشتراک دارد با جمله «الحمدلله رب العالمین» ختم میشود.
۲. آیات ۱۶ تا ۷۴ و آیات ۱۶۲، ۱۷۶ و ۱۷۷.
۱. آیات ۱۳-۵۵-۶۴-۶۸-۹۷-۱۶۳ (استثناء معنای جحیم در آیه ۹۷ (…فَأَلْقُوهُ فِى ٱلْجَحِيمِآیهٔ ۹۷) نه به معنای دینی و جهنم آخرت، بلکه به معنای آتش بسیار در دنیا میباشد.
۲. الیاس و یونس هر کدام ۱۰ آیه، موسی و هارون ۹ آیه، نوح ۸ آیه و لوط ۶ آیه.
۳. در سورههای جن (۷۲) آیات ۸ تا ۱۲ و شعراء (۲۶) آیه ۲۱۲ به رابطه جنها و شیاطین به آسمان اشاره شده است. الشعراء · آیه ۲۱۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوندإِنَّهُمْ عَنِ ٱلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ
در حقيقت آنها از شنيدن، معزول [و محروم]اند.
الصافات · آیه ۹۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوندقَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ لَهُۥ بُنْيَٰنًۭا فَأَلْقُوهُ فِى ٱلْجَحِيمِ
گفتند: «برايش [كوره]خانهاى بسازيد و در آتشش بيندازيد»
ارائه الگو
همانطور که گفته شد آیات ۷۵ تا ۱۴۵ این سوره مستقیماً به جریان رسالت برخی از انبیاء اختصاص دارد و پیوستگی آنها و تداوم تاریخی درگیری حق و باطل را نشان میدهد. در این سوره نام ۷ تن از رسولان ذکر شده است که برای شرح جریان رسالت هر یک از آنان حداکثر ۱۰ آیه اختصاص یافته است.² به استثنای حضرت ابراهیم که ۳۱ آیه به داستان بتشکنی او و قربانی کردن فرزند دلبندش، که نمایش باشکوهی از توحید و اخلاص میباشد، اختصاص یافته است. در مورد حضرت ابراهیم قبلاً نیز یادآور شدیم که در سورههای مختلف قرآن به تناسب موضوع و مسئله مطروحه، گوشهای از زندگی این پیامبر عظیمالشأن که بنیانگزار امت و امامت، پدر انبیاء و الگو و اسوه توحید معرفی گشته، نقل شده است. گوئی پروردگار حکیم اراده کرده این بنده خالصشده را به هر بهانهای به رخ سایر بندگان بکشد که بدانند تا به کجا باید برسند.
و در این سوره از آنجایی که مسئله عبادت خالصانه خدا، تا مرز فدا کردن منیتها و تعلقات، مطرح است داستان مبارزه توحیدی ابراهیم با مشرکین و بتشکنی او تا مرحله افکندنش در آتش جهل و تعصب، نقل گردیده و پس از آن حماسه باشکوه قربانی ساختن فرزند در راه خدا به نمایش گذاشته شده است، این همان اوج تسلیم پدر و پسر در امتحان عظیمی است (إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْبَلَٰٓؤُا۟ ٱلْمُبِينُآیهٔ ۱۰۶) که خداوند برای آزمایش بنده خود مقرر کرده بود.
زینت آسمان
موضوع زیبائی و زینت آسمان و مکانیسم حفاظتی آن علاوه بر این سوره در سورههای دیگری نیز مطرح گشته است که مجموع آنها را ذیلاً به ترتیب نزول نقل مینماییم:
۱- آیات ۶ تا ۱۰ سوره صافات (سال ۳ بعثت)
إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنْيَا بِزِينَةٍ ٱلْكَوَاكِبِآیهٔ ۶. وَحِفْظًۭا مِّن كُلِّ شَيْطَٰنٍۢ مَّارِدٍۢآیهٔ ۷. لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلْمَلَإِ…آیهٔ ۸ …ٱلْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍۢآیهٔ ۸. دُحُورًۭا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌۭ وَاصِبٌآیهٔ ۹. إِلَّا مَنْ خَطِفَ ٱلْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌۭ ثَاقِبٌۭآیهٔ ۱۰.
۲- سوره حجر آیات ۱۶ تا ۱۸ (سالهای ۴ و ۵ بعثت)
وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِى ٱلسَّمَآءِ بُرُوجًۭا وَزَيَّنَّٰهَا لِلنَّٰظِرِينَسورهٔ حجر، آیهٔ ۱۶. وَحَفِظْنَٰهَا مِن كُلِّ شَيْطَٰنٍۢ رَّجِيمٍسورهٔ حجر، آیهٔ ۱۷. إِلَّا مَنِ…سورهٔ حجر، آیهٔ ۱۸ …ٱسْتَرَقَ ٱلسَّمْعَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌۭ مُّبِينٌۭسورهٔ حجر، آیهٔ ۱۸.
۳- سوره ق آیه ۶ (سال ۵ بعثت)
أَفَلَمْ يَنظُرُوٓا۟ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَٰهَا وَزَيَّنَّٰهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍۢسورهٔ ق، آیهٔ ۶.
۴- سوره ملک آیه ۵ (سال ۷ بعثت)
وَلَقَدْ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنْيَا بِمَصَٰبِيحَ وَجَعَلْنَٰهَا رُجُومًۭا لِّلشَّيَٰطِينِ ۖ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِسورهٔ ملک، آیهٔ ۵.
۵- سوره فصلت آیه ۱۲ (سال ۹ بعثت)
فَقَضَىٰهُنَّ سَبْعَ سَمَٰوَاتٍۢ فِى يَوْمَيْنِ وَأَوْحَىٰ فِى كُلِّ سَمَآءٍ أَمْرَهَا ۚ وَزَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنْيَا…سورهٔ فصلت، آیهٔ ۱۲ …بِمَصَٰبِيحَ وَحِفْظًۭا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْعَلِيمِسورهٔ فصلت، آیهٔ ۱۲.
بررسی و مطالعه تطبیقی این آیات میتواند نکات بسیار جالبی را روشن کند که بسیاری از آنها را در کتاب سابقالذکر «هفت آسمان» میتوانید مطالعه نمائید.
قسمهای ابتدای سوره
سوره صافات که با قسم شروع میشود، در سال سوم بعثت نازل شده است. علاوه بر آن در سه سوره دیگر، که در سالهای اول و دوم بعثت نازل شدهاند، قسمهای مشابهی وجود دارد که مطالعه تطبیقی این ۴ سوره میتواند نکات مهمی را روشن نماید (به نظر میرسد همه یا بیشتر این قسمها در رابطه با پدیدههای جوی باشد).
۱- سوره صافات (سال ۳ ب)
وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفًّۭاآیهٔ ۱. فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجْرًۭاآیهٔ ۲. فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكْرًاآیهٔ ۳. إِنَّ إِلَٰهَكُمْ لَوَٰحِدٌۭآیهٔ ۴.
۲- سوره مرسلات (سال ۲ ب)
وَٱلْمُرْسَلَٰتِ عُرْفًۭاسورهٔ مرسلات، آیهٔ ۱، فَٱلْعَٰصِفَٰتِ عَصْفًۭاسورهٔ مرسلات، آیهٔ ۲. وَٱلنَّٰشِرَٰتِ نَشْرًۭاسورهٔ مرسلات، آیهٔ ۳. فَٱلْفَٰرِقَٰتِ فَرْقًۭاسورهٔ مرسلات، آیهٔ ۴. فَٱلْمُلْقِيَٰتِ ذِكْرًاسورهٔ مرسلات، آیهٔ ۵. عُذْرًا أَوْ نُذْرًاسورهٔ مرسلات، آیهٔ ۶. إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَٰقِعٌۭسورهٔ مرسلات، آیهٔ ۷.
۳- سوره نازعات (سال ۲ ب)
وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرْقًۭاسورهٔ نازعات، آیهٔ ۱. وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشْطًۭاسورهٔ نازعات، آیهٔ ۲. وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبْحًۭاسورهٔ نازعات، آیهٔ ۳. فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبْقًۭاسورهٔ نازعات، آیهٔ ۴. فَٱلْمُدَبِّرَٰتِ أَمْرًۭاسورهٔ نازعات، آیهٔ ۵.
۴- سوره ذاریات (سال ۱ ب)
وَٱلذَّٰرِيَٰتِ ذَرْوًۭاسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۱. فَٱلْحَٰمِلَٰتِ وِقْرًۭاسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۲. فَٱلْجَٰرِيَٰتِ يُسْرًۭاسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۳. فَٱلْمُقَسِّمَٰتِ أَمْرًاسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۴. إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌۭسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵ وَإِنَّ ٱلدِّينَ لَوَٰقِعٌۭسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۶.
آهنگ سوره
از ۱۸۲ آیه سوره صافات، به جز ۳۷ آیه آن (شماره سوره هم ۳۷ است) بقیه با حرف «ن» ختم میشوند. از ۳۷ آیه، ۲۶ آیه با حرف م (جحیم، عظیم - ابراهیم - سقیم - الیم - معلوم - نعیم - زقوم - حمیم - سلیم - نجوم - حلیم - مستقیم - علیم) و ۵ آیه با حرف «ب» - ۳ آیه با حرف الف - ۲ آیه با حرف «د» و یک آیه با حرف «ق» ختم شدهاند.
نامهای الهی
در این سوره ۱۵ بار نام جلاله «الله»، ۱۴ بار رب (با ضمیر یا به صورت مضافالیه) و یکبار «واحد» آمدهاست.
ارتباط سورههای «صافات» و «ص» (۳۷ و ۳۸)
شاخصترین وجه مشترک این دو سوره را از همان آیات مقدمه هر کدام میتوان دریافت کرد. در سوره صافات نتیجهای که از سوگند ابتدای سوره میگیرد تأکید مؤکد¹ بر وحدانیت خدا است (وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفًّۭاآیهٔ ۱، فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجْرًۭاآیهٔ ۲، فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكْرًاآیهٔ ۳، إِنَّ إِلَٰهَكُمْ لَوَٰحِدٌۭآیهٔ ۴) در سوره «ص» نیز گرچه نتیجهگیری از سوگند ابتدای سوره، بیان سرکشی و ستیزهگری کافران است، ولی علت این سرکشی را تعجب آنها از اینکه خدایان متعدد را پیامبر «یکی» قرار داده میشمرد:
صٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ذِى ٱلذِّكْرِسورهٔ ص، آیهٔ ۱، بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى عِزَّةٍۢ وَشِقَاقٍۢسورهٔ ص، آیهٔ ۲. كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍۢ فَنَادَوا۟ وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٍۢسورهٔ ص، آیهٔ ۳ - وَعَجِبُوٓا۟ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌۭ مِّنْهُمْ ۖ وَقَالَ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا سَٰحِرٌۭ كَذَّابٌسورهٔ ص، آیهٔ ۴ أَجَعَلَ ٱلْءَالِهَةَ إِلَٰهًۭا وَٰحِدًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَىْءٌ عُجَابٌۭسورهٔ ص، آیهٔ ۵.
آنگاه توضیح میدهد که ملأ یعنی سرکردگان قوم به توده مردم گفتند بروید و بر همان خدایانتان پایداری کنید که دستور همین است، در سوره صافات دلیل وحدانیت او را در ربوبیت آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است و همچنین مشارق (تنوع طلوع خورشید به دلیل حرکت زمین به دور خورشید - وضعی و انتقالی) معرفی مینماید. (رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ ٱلْمَشَٰرِقِآیهٔ ۵) و در سوره ص وحدانیت را در مالکیت آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است (أَمْ لَهُم مُّلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا…سورهٔ ص، آیهٔ ۱۰...) پس وقتی تنها یک ارباب و ادارهکننده و یک مالک وجود داشت جائی برای دخالت باقی نمیماند.
۱. هم تأکید ان و هم لام لواحد
اما در هر یک از دو سوره مسئله توحید را از زاویهای خاص بررسی کرده است؛ در سوره ص از طریق معرفی سه پیامبر بزرگ که در موحد بودن خود بسیار «اواب» (بازگشتکننده دائمی به سوی خدا پس از هر نسیان و ترک توجهی) بودند و این صفت را برای هر سه، یعنی داود، سلیمان و ایوب (علیهم السلام) به کار برده است: (ٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلْأَيْدِ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌسورهٔ ص، آیهٔ ۱۷ - وَوَهَبْنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيْمَٰنَ ۚ نِعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌسورهٔ ص، آیهٔ ۳۰ - وَٱذْكُرْ عِبَٰدَنَآ إِبْرَٰهِيمَ…سورهٔ ص، آیهٔ ۴۵ ... …إِنَّا وَجَدْنَٰهُ صَابِرًۭا ۚ نِّعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌۭسورهٔ ص، آیهٔ ۴۴) و هر سه را با صفت ممتاز «عبد» (نعم العبد) توصیف مینماید که بندگی و تسلیم کامل آنان را به خدا میرساند. همچنین ۶ پیامبر دیگر که همه نیکوکار و یادآور خالصانه سرای جاوید بودند. اینها همه بندگان مخلص خداوند بودند. جالب اینکه در آخر سوره وقتی سوگند ابلیس را برای اغوای جمیع مردم نقل میکند، استثنای او را نیز در مورد «بندگان خالص» ذکر مینماید (قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَسورهٔ ص، آیهٔ ۸۲ - إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَسورهٔ ص، آیهٔ ۸۳). بنده مخلص کسی است که هیچ انگیزه و امیدی به جز خداوند نداشته و منحصراً از او بیم دارد ... و در سوره صافات مسئله توحید را از طرفی معرفی تفصیلی حضرت ابراهیم به عنوان انسان سلیمالقلبی که در تسلیم کامل به خدا تا پذیرش خطر بتشکنی و استقبال از آتش نمرودی، هجرت از سرزمین آباد آباء و اجدادی سرزمین خشک مکه و اقدام به قربانی فرزند دلبندش در راه خدا نمود. همچنین معرفی اجمالی ۶ پیامبر دیگر انجام میدهند و با درود بر هر کدام، آنها را از بندگان مؤمن خود میشمارد که بدلیل محسن بودن به آنها جزا میدهد و در مورد هر کدام این عبارت را تکرار میکند «سَلَٰمٌ عَلَىٰ…آیهٔ ۷۹ ... إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَآیهٔ ۸۰ - إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَآیهٔ ۸۱». در این سوره ۵ بار کلمه مخلصین (پالودگان) تکرار شده است که ذیلاً به آن توجه میکنیم.
۱. جالب اینکه صفت اواب را در آیه ۱۹ (وَٱلطَّيْرَ مَحْشُورَةًۭ ۖ كُلٌّۭ لَّهُۥٓ أَوَّابٌۭسورهٔ ص، آیهٔ ۱۹) برای پرندگانی که با هر پروازی بلافاصله ندای داود را اجابت کرده به سویش بازگشته و گرد میآمدند بکار برده است که تمثیلی است از اجابت دعوت الهی برای بندگان.
۲. در مورد هر کدام داستانی را نقل میکند که نمایشگر عبودیت و تسلیم و صبر آنها است.
۳. وَٱذْكُرْ عِبَٰدَنَآ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ أُو۟لِى ٱلْأَيْدِى وَٱلْأَبْصَٰرِسورهٔ ص، آیهٔ ۴۵ - إِنَّآ أَخْلَصْنَٰهُم بِخَالِصَةٍۢ ذِكْرَى ٱلدَّارِسورهٔ ص، آیهٔ ۴۶ - وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ ٱلْمُصْطَفَيْنَ ٱلْأَخْيَارِسورهٔ ص، آیهٔ ۴۷ - وَٱذْكُرْ إِسْمَٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ وَكُلٌّۭ مِّنَ ٱلْأَخْيَارِسورهٔ ص، آیهٔ ۴۸ - هَٰذَا ذِكْرٌۭ ۚ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَـَٔابٍۢسورهٔ ص، آیهٔ ۴۹.
۴. نوح - موسی و هارون - الیاس - لوط - یونس.
۵. کلمه مخلصین فقط ۸ بار در کل قرآن به کار رفته که ۵ مورد آن در همین سوره است (مخلصین به صورت اسم مفعول نه اسم فاعل). الصافات · آیه ۱۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوندفَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ
و آن تنها يك فرياد است و بس! و بناگاه آنان به تماشا خيزند!
- (۳۸ تا ۴۰) إِنَّكُمْ لَذَآئِقُوا۟ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَلِيمِآیهٔ ۳۸ – وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَآیهٔ ۳۹ إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۴۰
- (۷۲ تا ۷۴) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَآیهٔ ۷۲ – فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُنذَرِينَآیهٔ ۷۳ – إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۷۴
- (۱۲۳ تا ۱۲۸) وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَآیهٔ ۱۲۳... فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَآیهٔ ۱۲۷ إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۱۲۸
- (۱۵۸ تا ۱۶۰) وَجَعَلُوا۟ بَيْنَهُۥ وَبَيْنَ ٱلْجِنَّةِ نَسَبًۭا…آیهٔ ۱۵۸... سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَآیهٔ ۱۵۹ إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۱۶۰
- (۱۶۷ تا ۱۶۹) وَإِن كَانُوا۟ لَيَقُولُونَآیهٔ ۱۶۷ – لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًۭا مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَآیهٔ ۱۶۸ لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَآیهٔ ۱۶۹
این دو سوره در موضوعات متعددی هماهنگی و مشارکت دارند که عبارتند از:
۱- تخاصم تابعین و متبوعین در جهنم (کسانی که به جای پرستش خالص خدا سر سپرده مقامات و بزرگان شدند) آیات ۲۲ تا ۳۶ سوره صافات و ۵۸ تا ۶۴ سوره ص دو دسته را نشان میدهد که یکی موجب گمراهی دیگری و دیگری موجب بت شدن و قدرت یافتن او شده در جهنم هر یک دیگری را مقصر میشناسند. در حالیکه هر دو مشترک در عذاب هستند. چنین مخاصمهای را در سوره «ص» قطعی و تحققیافتنی میشمرد: إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّۭ تَخَاصُمُ أَهْلِ ٱلنَّارِسورهٔ ص، آیهٔ ۶۴.
۲- خلقت آدم از طین: صافات ۱۱، ص ۷۱. ۳- سموات و ارض: صافات ۵، ص ۱۰. ۴- انکار و کفر: صافات ۱۲ تا ۲۱، انکار معاد: ص ۴ تا ۱۱ ۵- جهنم و بهشت و عذاب و ثواب: صافات آیات ۱۸ تا ۷۱ و ۱۶۱ تا ۱۶۳ (۳۰ % سوره)، سوره ص آیات ۸-۴۶-۴۹ تا ۶۸ (۲۵ % سوره) ۶- معنای محسن را در این سوره مقابل ظلم بنفس قرار داده است (و من ذریتهما محسن و ظالم بنفسه مبین) بنابراین معنای آن بروز فطرت خداجوی و ثمر دادن کامل نفس آدمی است که تنها در طریق توحید ممکن میگردد.
نکات قابل توجه
در سوره صافات استکبار مجرمین را در برابر توحید شمرده است: (۳۴–۳۵) …كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِٱلْمُجْرِمِينَآیهٔ ۳۴ …كَانُوٓا۟ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَآیهٔ ۳۵
و در سوره ص انذار پیامبر را بر توحید شمرده است: (۶۵) قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٌۭ ۖ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُسورهٔ ص، آیهٔ ۶۵.