‹ همهٔ سوره‌ها المعارج
۷۰

المعارج

درجات

مکی۴۴ آیه

«معارج» (۷۰)

سوره معارج همچون سوره قبل (حاقه) درباره عظمت تحولاتی است که در یوم الدین رخ می‌دهد. با این تفاوت که تمرکز و تکیه سوره حاقه روی قطعیت و مسلم بودن تحقق چنین مرحله ای است، و این سوره روی هولناک بودن «عذاب» آن روز برای کافران تأکید می‌نماید (لِّلْكَٰفِرِينَ لَيْسَ لَهُۥ دَافِعٌۭآیهٔ ۲). موضوع «عذاب» که در اولین آیه آن به عنوان مقدمه و پیش درآمد مورد اشاره قرار گرفته و مسئله بیم و هشدار دادن (یوعدون) از عواقب دهشتناک عذاب که سوره با آن ختم گشته، محور اصلی سوره را تشکیل می‌دهد. به‌طوریکه علیرغم کوچکی سوره، چهاربار کلمه «عذاب» و دوبار کلمه «یوعدون» در آن تکرار شده است:

آیه (۱) سَأَلَ سَآئِلٌۢ بِعَذَابٍۢ وَاقِعٍۢآیهٔ ۱، لِّلْكَٰفِرِينَ لَيْسَ لَهُۥ دَافِعٌۭآیهٔ ۲ آیات (۲۶ و ۲۷) وَٱلَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍۢآیات ۲۷–۲۸ آیه (۱۱) يُبَصَّرُونَهُمْ ۚ يَوَدُّ ٱلْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِى مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍۭ بِبَنِيهِآیهٔ ۱۱. آیه (۴۱) فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا۟ وَيَلْعَبُوا۟ حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَآیهٔ ۴۲. آیه (۴۴)... ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمُ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يُوعَدُونَآیهٔ ۴۴.

المعارج · آیه ۴۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

خَٰشِعَةً أَبْصَٰرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌۭ ۚ ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمُ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يُوعَدُونَ

ديدگانشان فرو افتاده، [غبار] مذلّت آنان را فرو گرفته است. اين است همان روزى كه به ايشان وعده داده مى‌شد.

در همان ابتدای سوره تأکید شده که کافران را دافعی در برابر این عذاب نیست و چند آیه بعد تصریح می‌نماید که سراسیمه گی آن روز چنان است که هیچکس سراغ دوست خود را نمی‌گیرد و شدت عذاب به حدی است که مجرم آرزو می‌کند ای کاش می‌توانست فرزند، همسر، برادر و خویشاوند، بلکه تمامی اهل زمین را فدیه می‌داد تا نجات می‌یافت. آنگاه از شراره سوزان این آتش که بدن را می‌سوزاند بیم می‌دهد (کلا انها لظی، نزاعة للشوی) تا


  1. معنای «یوعدون»، وعده داده شده‌اند می‌باشد، اما این کلمه در قرآن بیشتر در مورد عذاب و به معنای وعده عقوبت و بیم و هشدار از آن می‌باشد.

هر کس حساب خویش مراقبت نماید. جالب اینکه وقتی هم از «مصلّین» ستایش می‌نماید و خصلت‌های آنها را برمی‌شمرد، از جمله: از بیم‌داشتن آنها از عذاب پروردگارشان که امنیتی در قبال آن نیست یاد می‌کند (والدین هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَآیهٔ ۲۷، ان عذاب ربهم غیرمأمون) و بالاخره در پایان سوره از صحنه هولناکی از چنان روز که کافران در حالیکه دیدگانشان از وحشت فروافتاده و ذلت سراسر وجودشان را فراگرفته تصویری ارائه می‌دهد، که از گورهای خویش به گونه‌ای که انگار بسوی نشانه‌ای می‌شتابند به سرعت خارج می‌شوند، این همان روزی است که قبلاً از آن بیم‌داده‌شده بودند (ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمُ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يُوعَدُونَآیهٔ ۴۴).

علاوه بر سوره «حاقه»، مشابهت‌های نزدیکی میان این سوره و سوره‌های «طور» و «مرسلات» وجود دارد. ازجمله در مقدمه این سوره و سوره طور از وقوع عذاب و دفاع نداشتن در برابر آن سخن گفته‌شده‌است:

سوره طور: إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَٰقِعٌۭسورهٔ طور، آیهٔ ۷، مَّا لَهُۥ مِن دَافِعٍۢسورهٔ طور، آیهٔ ۸

سوره معارج: سَأَلَ سَآئِلٌۢ بِعَذَابٍۢ وَاقِعٍۢآیهٔ ۱، لِّلْكَٰفِرِينَ لَيْسَ لَهُۥ دَافِعٌۭآیهٔ ۲

همچنین در سوره مرسلات از واقع‌شدن آنچه بیم‌داده‌شده خبر می‌دهد (إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَٰقِعٌۭسورهٔ مرسلات، آیهٔ ۷) و مضامین سوره اشاره به تحولات زمین و آسمان در آستانه «یوم الفصل» و انواع عذاب مکذّبین و مجرمین می‌باشد.

در هر دو سوره طور و معارج پیامبر اکرم مأمور به «صبر» می‌گردد (طور: واصبر لحکم ربک... معارج: فَٱصْبِرْ صَبْرًۭا جَمِيلًاآیهٔ ۵)

و در هر دو سوره، با مختصری تفاوت، دستور آزاد گذاشتن کافران و رهاکردن آنها تا روزی که خودشان به ملاقات نتیجه عملکردشان نائل شوند داده‌شده‌است:

معارج آیه (۴۲) فدرهم یخوضوا و یلعبوا حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَآیهٔ ۴۲

طور آیه (۴۵) فَذَرْهُمْ حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِى فِيهِ يُصْعَقُونَسورهٔ طور، آیهٔ ۴۵

معارج و نسبیّت زمانی

نام این سوره که از آیه سوم آن (مِّنَ ٱللَّهِ ذِى ٱلْمَعَارِجِآیهٔ ۳) گرفته‌شده‌است، خودموضوعی کلیدی در ارتباط با مضامین سوره می‌باشد. کلمه «معارج» یکبار دیگر نیز در قرآن آمده‌است که به معنای نردبان (وسیله صعود به بلندی) می‌باشد.¹ و فعل يَعْرُج (و یعرجون) که از مصدر «عروج» به معنای بالارفتن و صعود می‌باشد، علاوه بر آیه (۴) این سوره (تعرج الملائكة...) در سه سوره دیگر تکرار شده‌است که دو مورد آن ناظر به صعود بخار آب

المعارج · آیه ۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

تَعْرُجُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍۢ كَانَ مِقْدَارُهُۥ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍۢ

فرشتگان و روح، در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى «او» بالا مى‌روند.

  1. زخرف ۳۳ (وَلَوْلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِٱلرَّحْمَٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًۭا مِّن فِضَّةٍۢ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَاسورهٔ زخرف، آیهٔ ۳۳)

به آسمان (وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَاسورهٔ سبا، آیهٔ ۲) ۱ و مورد دیگر ناظر به بالارفتن انسان در آسمان

می‌باشد. ۲. به این ترتیب در این سوره از نوعی عروج ملککه و روح در روزی معین (یومالدین) یاد می‌کند که مقدار آن پنجاه هزار سال می‌باشد! یعنی ظهور قیامت که به نظر می‌رسد چند لحظه یا چند ساعتی بیش نباشد، مستلزم فعل و انفعالات و تحولاتی است که سالیانی دراز به طول می‌انجامد. گرچه این مقدار در مقایسه با عمر زمین که حداقل آن را ۵ میلیارد سال تخمین می‌زند، یک صد هزارم می‌باشد و اگر این نسبت را با نسبت عمر صدساله یک انسان با لحظات جان کندن او مقایسه کنیم کمتر از یک ساعت می‌شود، با این حال همین مقدار پنجاه هزار سال که در حساب عمر زمین و آسمان بسیار ناچیز و لحظه ای زود گذر است برای کافران بسیار طولانی می‌آید:

إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُۥ بَعِيدًۭا وَنَرَىٰهُ قَرِيبًۭاآیات ۶–۷

در تنها آیه دیگری که از عروج به سوی خدا در روزی خاص (قیامت) یاد می‌کند مقدار آن را به جای پنجاه هزار سال فقط یک هزار سال از سال هائی که بشر می‌شمرد ذکر می‌نماید: (۳۲/۵) يُدَبِّرُ ٱلْأَمْرَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ إِلَى ٱلْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍۢ كَانَ مِقْدَارُهُۥٓ أَلْفَ سَنَةٍۢ مِّمَّا تَعُدُّونَسورهٔ سجده، آیهٔ ۵ در آیه سوره معارج كلمه «سنه» را كلی ذکر کرده و قیدی بر آن نیفزوده است در حالیکه در سوره سجده تأکید «مما تعدون» بر آن اضافه شده است.

علاوه بر آن در سوره معارج از عروج ملککه و روح سخن می‌گوید و در سوره سجده از عروج «امر»، بدون آنکه فاعل آن مشخص گردد. در هرحال به نظر می‌رسد اختلاف دو مقدار زمانی مربوط به کیفیت عروج و معارج دارد. در آیه فوق تصریح می‌نماید که خداوند تدبير «امر» را از آسمان به سوی زمین (از بالا به پائین از دیدگاه ما) انجام می‌دهد، سپس «امر» در روزی خاص به سوی او بالا می‌رود. نزول باران به سوی پائین و صعود بخارات آب به سوی آسمان که در دو سوره قرآن به آنها اشاره شده، مدل مناسبی برای درک جریان دایره مانند تدبير امر و عروج مجدد می‌باشد که زمان انجام این دو مکانیسم متفاوت می‌باشد، علاوه بر آن سرعت سقوط ذرات باران به زمین با نیروی جاذبه ای که بر آن وارد می‌شود و سرعت صعود بخار آب با نیروی نسبی غلظت هوائی که آن را می‌راند دومقوله متفاوت هستند و به همین نحو عروج ملککه و روح با عروج «امر» متفاوت به نظر می‌رسند (والله اعلم).

  1. آیه ۲ سوره سبا و ۴ سوره حديد
  2. سوره حجر آیه ۱۴ (وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَظَلُّوا۟ فِيهِ يَعْرُجُونَسورهٔ حجر، آیهٔ ۱۴).
  3. احتمال هم دارد که سرعت گردش زمین به دور خورشید به دلیل بهم خوردن نظام موجود ۵۰ برابر شود! (والله

اعلم).

مجرمین و مصلین

در این سوره، کافران را «مجرم» و مؤمنان را «مصلین» معرفی می‌نماید. و اتفاقاً دوکلمه مجرمین و مصلین ازنظر لغوی مخالف یکدیگر هستند. در کتاب قاموس قرآن صلوة را «توجه و انعطاف» و جرم را «قطع کردن» معنا کرده‌است. درحالت اول انسان به چیزی رو می‌کند و به آن علاقه و توجه نشان می‌دهد و درحالت دوم با آن قطع رابطه و پیوند می‌نماید. مجرم کسی است که با خدا و خلق و با آنچه با منافع دنیائی اش مغایرت داشته باشد قطع رابطه می‌نماید. واز آنجایی که جز «خود» و منافع مادی «خود» (انمی‌بیند)، ارتباطش با همسر و فرزند و دوست و برادرش سست است و به خاطر همین خصلتی که ریشه در جانش دوانده در آخرت نیز آرزو می‌کند همه آنها، بلکه همه اهل زمین را فدا کند و قربانی دهد تا از عذاب نجات یابد (آیات ۱۱ تا ۱۴ بیصرونهم بود المجرم...). اینهایکسره در خود و مشغولیتهای بی هدف فرورفته‌اند و هیچ چیز را نمی‌بینند (فدرهم بخووضوا و یلعبوا...).

مقابل مجرمین، مصلین قرار دارند که خصلت‌های آنها را در آیات ۲۲ تا ۳۵ برشمرده‌است. مشابه چنین اوصافی را در سوره مؤمنون (در شأن مؤمنون) و در سوره فرقان (در شأن عباد الرحمن) مورد تأکید قرار داده‌است. که در اکثر خصلت‌ها با یکدیگر انطباق دارند، گرچه به تناسب سیاق هریک از سوره‌ها تفاوت‌هایی مشاهده می‌شود. به عنوان مثال در این سوره موضوع صلوة مورد تأکید بیشتر قرار گرفته و توجه به کمیت و کیفیت آن در ابتدا و انتهای شرح اوصاف مصلین ظاهر گشته است (آیه (۲۳) الذین علی صلوتهم دائمون، آیه (۲۴) وَٱلَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَآیهٔ ۳۴). معنای صلوة توجه و انعطاف نسبت به خدا و نزدیک شدن به اوست. «مصلین» علاوه بر خدا، به بندگان او نیز ازطریق اتفاق به سائل و محروم (آیات ۲۴ و ۲۵) توجه و عنایت دارند و علیرغم مجرمین که منکر حساب و کتاب و مسئولیت انسان بوده و به این ترتیب رابطه خود را با «زمان» و ابدیت «قطع» می‌کنند و مرگ را انقطاع و نقطه پایان حیات می‌دانند، «یوم الدین» را عملاً و مستمراً تصدیق می‌نمایند و از عذاب ربوبی بیم دارند (آیات ۲۶ تا ۲۹). در روابط جنسی و در ارتباطات اجتماعی، در زمینه امانات، عهود وشهادات نیز مقید به اصول و قوانین شرعی هستند و پایبندی خود را در حریم و حدود الهی با ریسمان عقل و تقوی محکم نگه می‌دارند.

المعارج · آیه ۲۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَٱلَّذِينَ فِىٓ أَمْوَٰلِهِمْ حَقٌّۭ مَّعْلُومٌۭ

و همانان كه در اموالشان حقى معلوم است،

حال که چنین است (مجرمین را شراره آتش و مصلین را بهشت در انتظار است)، کفار


  1. در خلاصه و جمع‌بندی سوره مؤمنون این سه مورد با یکدیگر مقایسه شده‌اند.

را چه می‌شود که گروه گروه از چپ و راست از نزد ترمی رمند، درحالیکه طمع هم دارند داخل بهشت شوند (آیات ۳۶ تا ۳۸). چنین نیست که پنداشته‌اند (جهان عبث و باطل نیست). پس به پروردگار خاورها و باخترها سوگند، ما که آنها را از چیزی (نطفه ای) که خودشان هم می‌دانند آفریده ایم، قطعاً قدرت داریم بهتر از آنها را جایگزینشان سازیم و در این کار اراده کسی بر ما پیشی نمی‌گیرد (مضمون آیات ۳۹ تا ۴۱). و امّا پیامبر، باید آنها را به حال خود آزاد گذارد تا به روزی که بیم داده شده‌اند، برسند (مثل شاگرد تنبل و روز امتحان)، گرچه در دنیا فراری و گریزان و لابالی و سهل انگارهستند. امّا وقتی آنروز فرارسد از گورهای خود آنچنان شتابان خارج می‌شوند که گوئی (در مسابقه دوندگی) به سوی علامتی به سرعت روان هستند، آن هم نه با تکبر و عزت دنیائی، بلکه با چشمانی فروافتاده (از ترس) و ذلتی فراگیر به سوی سرنوشت خویش که از آن قبلاً بیم داده شده بودند می‌شتابند (مضمون آیات ۴۲ تا ۴۴)

اسماء الحسنی - در این سوره تنها یک بار نام جلاله (آیه ۳) و سه بار (رب) مضاف (آیات ۲۷-۲۸-۴۰) به کار رفته است. آهنگ سوره - ۴۴ آیه این سوره با ۸ حرف ن (۲۱ بار)، الف (۷ بار)، ه (۵ بار)، ی (۴ بار)، م (۳ بار)، ع (۲ بار) و ج (۱ بار) ختم شده است.

(۲۰) ۲۹۷ / معارج

ارتباط سوره‌های معارج و نوح (۷۰ و ۷۱)

این دو سوره از جهات مختلفی بایکدیگر همآهنگی و ارتباط دارند که شاید مهمترین آن مسئله «عذاب کافران» باشد. این مسئله در اولین آیه هر دو سوره (که معمولاً اولین آیه هر سوره تابلوئی از فهرست مندرجات آن بشمار می‌رود) بچشم می‌خورد:۱

سوره معارج: سَأَلَ سَآئِلٌۢ بِعَذَابٍۢ وَاقِعٍۢآیهٔ ۱لِّلْكَٰفِرِينَ لَيْسَ لَهُۥ دَافِعٌۭآیهٔ ۲

سوره نوح: إِنَّآ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦٓ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَكَ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭسورهٔ نوح، آیهٔ ۱.

عنوان «کافر» (پوشاننده حق، بی اعتنای به حقایق) که در اولین آیه سوره معارج آمده، در هر دو سوره به عنوان صفت اصلی انکارکنندگان حقایق ایمانی بیان شده است:

فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ قِبَلَكَ مُهْطِعِينَآیهٔ ۳۶

وَقَالَ نُوحٌۭ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى ٱلْأَرْضِ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ دَيَّارًا إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا۟ عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوٓا۟ إِلَّا فَاجِرًۭا كَفَّارًۭاسورهٔ نوح، آیات ۲۶–۲۷

در سوره معارج مسئله عذاب را به عنوان یک اصل کلی در جواب پرسش سئوال کننده ای مطرح می‌نماید. ظاهراً در اینجا «عذاب آخرت» موردتردید و نظر سئوال کننده قرار گرفته است که آیات بعدی آن را تبیین می‌نماید و نشان می‌دهد که عذاب آنروز (عذاب یومئذ) چه اندازه و حشتناک است.۲ اما عذاب تنها در آخرت نیست، بلکه در دنیا هم عذاب کافران تحقق می‌یابد. به همین دلیل سوره بعدی مصداق دنیائی عذاب را به عنوان نتیجه و اثر ظلم و استکبار کافران در قالب داستان غرق شدن قوم نوح در دریا شرح می‌دهد. به این ترتیب هر دو سوره عنايت به مسئله «عذاب کافران» دارد. با این تفاوت که اولی عذاب آخرت را شرح می‌دهد و دومی عذاب دنیائی را. اگر سئوال کننده معاصر پیامبر آخر الزمان عذاب آخرت را دور می‌بیند و آن را باور نمی‌کند، مصداق تاریخی آن قابل بررسی و تحقیق می‌باشد. چه در مورد قوم نوح و چه اقوام بعدی.

از جهات دیگری نیز این دوسوره مشابهت هائی دارند به‌طوریکه همواره سوره نوح به عنوان مصداقی تاریخی تجربه‌ای واقعی را برای اثبات اصول ارائه شده در سوره معارج مطرح می‌نماید. از جمله موضوع انزجار و فرار کافران را از شنیدن حرف حق. اینهم یک


  1. در همین سوره کوچک معارج ۴ مرتبه کلمه عذاب به کار رفته است که به‌طور نسبی بی نظیر یا کم نظیر در قرآن است.
  1. در همین سوره مجموعه آیات ۱۹ تا ۳۵ که گروه مستقلی را در معرفی «مصلین» تشکیل می‌دهد، از جمله ویژگی‌های مصلین را تصدیق روز جزا و هراس از عذاب پروردگار و غیرایمن دانستن آن شمرده است: وَٱلَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ ٱلدِّينِآیهٔ ۲۶وَٱلَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَآیهٔ ۲۷إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍۢآیهٔ ۲۸.

اصلى است که عناد و دشمنى با حق ممکن است تا آنجا برسد که انسان داروى شفابخش خود را سم مهلک تصور کرده از آن بگریزد! در سوره معارج چنین حالتى را از کافران معاصر پیامبر نشان می‌دهد که چگونه از چپ و راست همچون استرانی که از حمله شیر رمیده باشند گروه گروه از نزد پیامبر رم می‌کردند! فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ عَنِ ٱلْيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَآیات ۳۶–۳۷ و برای آنکه نشان داده شود چنین موضع گیری و عکس العملی تازگی نداشته و اختصاص به پیامبر خاتم ندارد، بلکه معاصرین اولین پیامبر اولی العزم نیز چنین حرکاتی از خود نشان می‌دادند، سوره نوح مصداق آن را از زبان نوح به درگاه الهی در شکوه از قومش بیان می‌نماید: (فرار از دعوت - انگشت در گوش نهادن و جامه برسر کشیدن). قَالَ رَبِّ إِنِّى دَعَوْتُ قَوْمِى لَيْلًۭا وَنَهَارًۭا فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَآءِىٓ إِلَّا فِرَارًۭا وَإِنِّى كُلَّمَاسورهٔ نوح، آیات ۵–۷ دعوتهم لتغفرلهم جعلوا اصابعهم فی اذانهم و استغشوا ثیابهم و اصروا واستکبروا استکباراً. نکته دیگری که در هر دو سوره به چشم می‌خورد توجه دادن کافران به مسئله آفرینش انسان از نطفه ای ناچیز و طی مراحل رشد و کمال آن است تا به خود بیایند و منشأ خود را بخاطر آورده از غرور دست بکشند. معارج (۲۹) کلا إِنَّا خَلَقْنَٰهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَآیهٔ ۳۹. نوح (۱۳ و ۱۴) مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًۭاسورهٔ نوح، آیهٔ ۱۳ - وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًاسورهٔ نوح، آیهٔ ۱۴. تدبّر در مراحل رشد و کمال نطفه از زمان جنینی تا خروج طفل از رحم مادر، حرکت هدفدار و غایت مطلوبی را نشان می‌دهد که در هر پدیده ای به چشم می‌خورد. اگر کوچکترین عیب و نقصی در نطفه یا خللی در کروموزوم‌های آن باشد، نوزاد ناقص الخلقه و عقب افتاده و معلولی بدنیا خواهد آمد که موجب «عذاب» خود و والدینش خواهد گردید. چگونه ممکن است برای روح انسان چنین قانونمندی حاکم نباشد و عدم انطباق با قوانین جهان شمول و مشیت خالق آن را دچار عوارض و عذاب بعدی نکند؟ دنیا نیز برای آخرت حكم «رحم» را دارد که مهد رشد و کمال انسان برای واردشدن در قرارگاه واقعی و ابدی خویش می‌باشد.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۳ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 3 connected thematic groups.

۱عذاب درخواست‌شده و قیامتآیات ۱–۱۸

سَأَلَ سَآئِلٌۢ بِعَذَابٍۢ وَاقِعٍۢ

پرسنده‌اى از عذاب واقع‌شونده‌اى پرسيد،

لِّلْكَٰفِرِينَ لَيْسَ لَهُۥ دَافِعٌۭ

كه اختصاص به كافران دارد [و] آن را بازدارنده‌اى نيست.

مِّنَ ٱللَّهِ ذِى ٱلْمَعَارِجِ

[و] از جانب خداوند صاحب درجات [و مراتب‌] است.

تَعْرُجُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍۢ كَانَ مِقْدَارُهُۥ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍۢ

فرشتگان و روح، در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى «او» بالا مى‌روند.

فَٱصْبِرْ صَبْرًۭا جَمِيلًا

پس صبر كن، صبرى نيكو.

إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُۥ بَعِيدًۭا

زيرا آنان [عذاب‌] را دور مى‌بينند،

وَنَرَىٰهُ قَرِيبًۭا

و [ما] نزديكش مى‌بينيم.

يَوْمَ تَكُونُ ٱلسَّمَآءُ كَٱلْمُهْلِ

روزى كه آسمانها چون فلز گداخته شود،

وَتَكُونُ ٱلْجِبَالُ كَٱلْعِهْنِ

و كوهها چون پشم زده گردد،

وَلَا يَسْـَٔلُ حَمِيمٌ حَمِيمًۭا

و هيچ دوست صميمى از دوست صميمى [حال‌] نپرسد،

يُبَصَّرُونَهُمْ ۚ يَوَدُّ ٱلْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِى مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍۭ بِبَنِيهِ

آنان را به ايشان نشان مى‌دهند. گناهكار آرزو مى‌كند كه كاش براى رهايى از عذاب آن روز، مى توانست پسران خود را عوض دهد،

وَصَٰحِبَتِهِۦ وَأَخِيهِ

و [نيز] همسرش و برادرش را،

وَفَصِيلَتِهِ ٱلَّتِى تُـْٔوِيهِ

و قبيله‌اش را كه به او پناه مى‌دهد،

وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًۭا ثُمَّ يُنجِيهِ

و هر كه را كه در روى زمين است همه را [عوض مى‌داد] و آنگاه خود را رها مى‌كرد.

كَلَّآ ۖ إِنَّهَا لَظَىٰ

نه چنين است. [آتش‌] زبانه مى‌كشد،

نَزَّاعَةًۭ لِّلشَّوَىٰ

پوست سر و اندام را بركننده است.

تَدْعُوا۟ مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّىٰ

هر كه را پشت كرده و روى برتافته،

وَجَمَعَ فَأَوْعَىٰٓ

و گرد آورده و انباشته [و حسابش را نگاه داشته‌] فرا مى‌خواند.

۲بی‌تابی انسان و صفات نمازگزارانآیات ۱۹–۳۵

۞ إِنَّ ٱلْإِنسَٰنَ خُلِقَ هَلُوعًا

به راستى كه انسان سخت آزمند [و بى‌تاب‌] خلق شده است.

إِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ جَزُوعًۭا

چون صدمه‌اى به او رسد عجز و لابه كند.

وَإِذَا مَسَّهُ ٱلْخَيْرُ مَنُوعًا

و چون خيرى به او رسد بخل ورزد.

إِلَّا ٱلْمُصَلِّينَ

غير از نمازگزاران:

ٱلَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَآئِمُونَ

همان كسانى كه بر نمازشان پايدارى مى‌كنند.

وَٱلَّذِينَ فِىٓ أَمْوَٰلِهِمْ حَقٌّۭ مَّعْلُومٌۭ

و همانان كه در اموالشان حقى معلوم است،

لِّلسَّآئِلِ وَٱلْمَحْرُومِ

براى سائل و محروم.

وَٱلَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ

و كسانى كه روز جزا را باور دارند.

وَٱلَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ

و آنان كه از عذاب پروردگارشان بيمناكند.

إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍۢ

چرا كه از عذاب پروردگارشان ايمن نمى‌توانند بود.

وَٱلَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَٰفِظُونَ

و كسانى كه دامن خود را حفظ مى‌كنند،

إِلَّا عَلَىٰٓ أَزْوَٰجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ

مگر بر همسران خود يا كنيزانشان كه [در اين صورت‌] مورد نكوهش نيستند.

فَمَنِ ٱبْتَغَىٰ وَرَآءَ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْعَادُونَ

و هر كس پا از اين [حد] فراتر نهد، آنان همان از حد درگذرندگانند.

وَٱلَّذِينَ هُمْ لِأَمَٰنَٰتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَٰعُونَ

و كسانى كه امانتها و پيمان خود را مراعات مى‌كنند.

وَٱلَّذِينَ هُم بِشَهَٰدَٰتِهِمْ قَآئِمُونَ

و آنان كه بر شهادتهاى خود ايستاده‌اند.

وَٱلَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ

و كسانى كه بر نمازشان مداومت مى‌ورزند.

أُو۟لَٰٓئِكَ فِى جَنَّٰتٍۢ مُّكْرَمُونَ

آنها هستند كه در باغهايى [از بهشت‌]، گرامى خواهند بود.

۳شتاب منکران و پایان مهلتآیات ۳۶–۴۴

فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ

چه شده است كه آنان كه كفر ورزيده‌اند، به سوى تو شتابان،

عَنِ ٱلْيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَ

گروه گروه، از راست و از چپ [هجوم مى‌آورند]؟

أَيَطْمَعُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍۢ

آيا هر يك از آنان طمع مى‌بندد كه در بهشت پر نعمت درآورده شود؟

كَلَّآ ۖ إِنَّا خَلَقْنَٰهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ

نه چنين است. ما آنان را از آنچه [خود] مى‌دانند آفريديم.

فَلَآ أُقْسِمُ بِرَبِّ ٱلْمَشَٰرِقِ وَٱلْمَغَٰرِبِ إِنَّا لَقَٰدِرُونَ

[هرگز،] به پروردگار خاوران و باختران سوگند ياد مى‌كنم كه ما تواناييم،

عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًۭا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ

كه به جاى آنان بهتر از ايشان را بياوريم؛ و بر ما پيشى نتوانند جست.

فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا۟ وَيَلْعَبُوا۟ حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَ

پس بگذارشان ياوه گويند و بازى كنند تا روزى را كه وعده داده شده‌اند ملاقات نمايند.

يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ سِرَاعًۭا كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍۢ يُوفِضُونَ

روزى كه از گورها[ى خود] شتابان برآيند، گويى كه آنان به سوى پرچمهاى افراشته مى دوند.

خَٰشِعَةً أَبْصَٰرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌۭ ۚ ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمُ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يُوعَدُونَ

ديدگانشان فرو افتاده، [غبار] مذلّت آنان را فرو گرفته است. اين است همان روزى كه به ايشان وعده داده مى‌شد.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source